بانک مقالات و تحقیقات آموزشی - فرهنگی

Educational And Cultural Articles And Researches-Mahmoud Hosseini Weblog

آزمون بندر گشتالت در مدارس چه كاربردي دارد؟!

 

  • محبوبه عابدزاده، مريم‌السادات عرب- منطقه رضويه، ناحيه 3 مشهد

مقدمه:

اين واقعيت كه افراد از نظر استعداد، شخصيت، رفتار و توانمندي‌‌ها متفاوتند و اين تفاوت‌‌ها را مي‌توان مورد سنجش قرار داد، احتمالاً از ابتداي تاريخ مكتوب زندگي انسان مورد توجه بوده است، اما توجه جدي به اين واقعيت از قرن 19 افزايش يافت. فرانسيس گالتون (1883) از نخستين كساني است كه به مطالعه و اندازه‌گيري تفاوت‌هاي فردي پرداخت. گالتون عقيده داشت كه بين توانايي ذهن (هوش) و تميز حسي رابطه مثبت وجود دارد. او براي اندازه‌گيري قدرت تميز حسي، آزمون‌هاي مختلفي را ابداع كرد و مدعي بود كه با اين آزمون‌ها مي‌توان هوش و توانايي‌هاي ذهني افراد را اندازه‌گيري كرد. جميزمك كتل روانشناس آمريكايي نيز مانند گالتون به اندازه‌گيري تفاوت‌هاي فردي علاقه زيادي داشت. او كه به‌شدت از گالتون تأثير پذيرفته بود، در سال 1980 براي نخستين بار اصطلاح آزمون رواني را وارد دانش روان‌سنجي كرد. (شريفي، 1373، به نقل از رهباردار، 1370)

در سال 1904 وزارت آموزش همگاني فرانسه كميته‌اي را براي مطالعه در مورد توانايي‌هاي يادگيري كودكان عقب‌مانده ذهني تشكيل داد. دكتر بنيه و يك روانپزشك به نام تئودور سيمون در اين كميته انواع تكاليف ذهني را كه كودكان در سنين مختلف مي‌توانستند انجام دهند، بررسي كردند. آن‌ها بدين ترتيب نخستين آزمون هوشي را ساختند. در سال 1916 يك روانشناس آمريكايي به نام لويس. ام. ترمن آزمون بنيه را به انگليسي ترجمه كرد و به كمك دانشگاه استنفورد كاليفرنيا با كودكان امريكايي به كار برد و آن را استنفورد- بنيه ناميد. ترمن براي اولين بار اصطلاح هوشبر درا در اين آزمون به كار گرفت.

در سال 1938 در مقاله «آزمون بصري- حركتي گشتالت و كاربرد باليني آن» در مجله سنجش روانپزشكي كودكان و نوجوانان منتشر شد. آزموني بود كه توسط خانم دكتر بندر به منظور تعبير و تفسير رشدي و باليني تهيه شد كه البته پس از آن ‌هات (1950، 1960، 1977) روشي را ابداع كرد كه اين آزمون به صورت يك آزمون فرافكن درآمد. او با كمك تئوري تحليل رواني به تعبير و تفسير آزمون پرداخت. (حسين لطف‌آبادي، 1369- ص 14)

در اينجا ترجمه متني درباره زندگينامه لارو تا بندر را كه از اينترنت گرفته شده است، مي‌آورم:

لارو تا بندر

او در نهم آگوست 1897 به دنيا آمد. پدرش جان اسكاروكيل بود و مادرش كاترين بود.

لاروتا در بين چ‌هار فرزند خانواده‌اش كوچك‌ترين بود. او پايه اول را سه بار تكرار كرد و اينطور تصور مي‌شود كه دچار اشكالات اساسي ذهني مي‌باشد. ليكن همزمان با خاتمه دوره گرامر (دستور زبان) در مدرسه، او توانايي خود را به عنوان يك دانش‌آموز لايق به اثبات رسانيد.

خانواده لاروتا اغلب مهاجرت مي‌كردند. او دبيرستان را در لس‌آنجلس گذرانيد. در همين جا بود كه علاقه خاصي در رابطه با تحقيقات بيولوژي (زيست‌شناسي) در دلش كاشته شد. او درجه ليسانس و فوق‌ليسانس خود را در دانشگاه شيكاگو اخذ نمود و اولين تحقيق علمي‌اش كه به چاپ رسيد را در همين زمان انجام داد.

عنوان اين تحقيق «مطالعات هماتولوژيك روي خوكچه‌‌هاي هندي آزمايشگاهي» بود.

اين تحقيق در دانشگاه ايالتي «ايووا» مورد پذيرش واقع شد و در مقابل به او درجه تحقيقاتي و معاونت در تدريس (كمك مربي) اعطا گرديد.

در سال 1926 درجه MD به او اعطا گرديد و به دنبال آن، او تحقيقات بيروني خود را با مشارت دانشگاه شيكاگو در يك بيمارستان رواني در كلينيكي در «بُستن» انجام داد.

در همين حال تحقيق ديگري را با مؤسسه مطالعات روانشناسي و نيز با همكاري «فردپاول اس‌چي‌ور» كه داراي درجه P.H.D بود، به انجام رسانيد.

آزمون «ديداري- حركتي گشتالتي» او در سال 1938 به عنوان يك شيوه ارزيابي ميزان بلوغ بينايي مطرح گرديد. اين شيوه در كودكان بين 4 تا 11 سال كاربرد دارد.

عملكرد گشتالتي عبارت از اين است كه هر شيء كه به عنوان يك موضوع به رؤيت يك ارگانيسم بالغ مي‌رسد، خودش به عنوان يك پايه محرك براي بينايي‌‌هاي بعدي عمل مي‌كند.

هدف آزمون (تست) عبارتست از به‌دست آوردن يك بازيابي كامل ارقام آزمون به‌طوري‌كه هرگز متكي بر ارقام قبلي حتي براي يك فرد معين نباشيم.

اصول خاصي بر رشد بينايي در كودكان حاكم مي‌باشد كه اين اصول را مي‌توانيم به اين طريق توضيح دهيم:

1- حركات دايره‌اي معمولاً براساس يافته‌‌هاي بينايي قبلي مانند دايره‌ها و حلقه‌‌ها تكميل مي‌شود.

2- حركت همواره داراي جهت است. اين حركت مي‌تواند در جهت يا خلاف عقربه‌‌هاي ساعت و يا اگر در سطح افقي است، مي‌تواند چپ‌گرد و يا راست‌گرد باشد.

3- با تحت كنترل درآوردن اين حركات، مي‌توان خطوط را طوري شكل داد كه طرح‌‌هايي مانند كره، دايره و يا منحني‌ها به وجود بيايند.

4- اين پديده سازمان‌دهنده زمينه و پس‌زمينه محتواي بينايي ما است.

5- مرز بين اشياء مشخص مي‌باشد.

6- شناخت وضعيت‌‌هاي عمودي مقارن با وضعيت بدن انسان تغيير مي‌كند. چرا كه اين موضوع مي‌تواند تحت تأثير وضعيت بدن قرار گيرد. مي‌دانيم كه نوزاد، زندگي را به حالت افقي طي مي‌كند. پس از توانايي براي ايستادن، ديدش نسبت به وضعيت‌‌هاي عمودي تغيير مي‌كند.

7- شناخت حالت صليبي و ضربدري و مانند اين موارد در سن حدود 6‌سالگي ميسر خواهد شد.

مطالعات ديگري نيز كه در مورد رابطه‌ي آزمون بندر با پيشرفت درسي دانش‌آموزان صورت گرفته (آكرمان و همكاران 1971، ابرزوت و همكاران 1972، وان دو و ورت و شنف 1973)، حاكي از آن است كه نمره‌‌هاي كودكان در آزمون بندر يك وسيله تشخيص قابل استفاده براي جدا كردن دانش‌آموزان موفق از دانش‌آموزاني است كه ناتواني‌هاي خواندن و نوشتن و حساب كردن دارند. برخي از اين تحقيقات به اين نتيجه رسيده‌اند كه پايان دوره آمادگي در كودكستان و آغاز كلاس اول دبستان، زمان مناسبي براي پيش‌بيني پيشرفت تحصيلي كودك با استفاده از آزمون بندر است.

مطالعات اينجانب (نويسنده) در جريان طرح پژوهشي تأثير اختلالات عاطفي كودكان دبستاني در توانايي‌هاي شناختي و پيشرفت تحصيلي آنان، حاكي از آن است كه وقتي كودكي در اجراي آزمون بندر موفق است، وضعيت عمومي‌ پيشرفت تحصيلي او نيز مناسب است.

در عين حال دانش‌آموزاني كه توانايي كمتري در آزمون بندر نشان مي‌دهند، هميشه شاگردان ضعيفي از نظر پيشرفت تحصيلي خود نيستند. اين بدان معنا است كه براي پيش‌بيني پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان، علاوه بر نتايج آزمون بندر، لازم است كه وضعيت عاطفي، ساير توانايي‌هاي ذهني نظير مهارت‌هاي زباني و حافظه و همچنين رفتار شاگرد و زمينه‌‌هاي خانوادگي و اجتماعي و فرهنگي وي را نيز مورد نظر قرار دهيم.

استفاده از آزمون بندر براي تشخيص نارسايي مغزي و عقب‌ماندگي ذهني

آزمون بندر براي تشخيص نارسايي‌هاي مغزي نيز به كار گرفته مي‌شود. خانم دكتر بندر (1938) شخصاً اين كاربرد را اعلام داشته و بسياري از محققان در پنجاه ساله اخير با پژوهش‌هاي گسترده خود، قدرت تشخيص نارسايي‌هاي مغزي به وسيله اين آزمون را مورد تأييد قرار داده‌اند (‌هانويك1953، شاوو كروئيك شانك 1956، آكرمان و همكاران 1971، براوو 1973).

اين پژوهش‌ها حاكي از آن است كه افرادي كه صدمات مغزي ديده‌اند، در مقايسه با افراد عادي در اجراي آزمون بندر رشد‌نايافته‌تر و ابتدايي‌تر عمل مي‌كنند.

در عين حال به سختي مي‌توان با استفاده از آزمون بندر به تشخيص قطعي آسيب‌هاي مغزي رسيد زيرا هم اختلالات ارگانيك و هم اختلالات عملكردي مغز، منجر به اشتباه در ترسيم تصاوير آزمون مي‌شود. برخي مطالعات حاكي از آن است كه كودكان اپي‌لپتيك در مقايسه با كودكاني كه دچار ساير بيماري‌هاي مغزي هستند، خطا‌هاي كمتري در آزمون بندر نشان مي‌دهند (ويوترز 1959). همچنين پژوهش هيرشن فانك (1960) بيانگر آن است كه افراد راست‌دست در ترسيم تصاوير بندر خيلي بهتر از افراد چپ‌دست عمل مي‌كنند.

منابع و مراجع :

- كتاب آزمون‌هاي رواني- شناختي كودكان براي مشاوره كودك، نوشته دكتر حسين لطف‌آبادي، چاپ 1379، انتشارات آستان قدس رضوي مشهد.

- لطف‌آبادي ، 1379، صفحه 15.

- شريفي، 1373 ، به نقل از رهباردار، 1370.

*****

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 فروردین1390ساعت   توسط محمود حسینی  | 

 

  • محبوبه عابدزاده، مريم‌السادات عرب- منطقه رضويه، ناحيه 3 مشهد

مقدمه:

اين واقعيت كه افراد از نظر استعداد، شخصيت، رفتار و توانمندي‌‌ها متفاوتند و اين تفاوت‌‌ها را مي‌توان مورد سنجش قرار داد، احتمالاً از ابتداي تاريخ مكتوب زندگي انسان مورد توجه بوده است، اما توجه جدي به اين واقعيت از قرن 19 افزايش يافت. فرانسيس گالتون (1883) از نخستين كساني است كه به مطالعه و اندازه‌گيري تفاوت‌هاي فردي پرداخت. گالتون عقيده داشت كه بين توانايي ذهن (هوش) و تميز حسي رابطه مثبت وجود دارد. او براي اندازه‌گيري قدرت تميز حسي، آزمون‌هاي مختلفي را ابداع كرد و مدعي بود كه با اين آزمون‌ها مي‌توان هوش و توانايي‌هاي ذهني افراد را اندازه‌گيري كرد. جميزمك كتل روانشناس آمريكايي نيز مانند گالتون به اندازه‌گيري تفاوت‌هاي فردي علاقه زيادي داشت. او كه به‌شدت از گالتون تأثير پذيرفته بود، در سال 1980 براي نخستين بار اصطلاح آزمون رواني را وارد دانش روان‌سنجي كرد. (شريفي، 1373، به نقل از رهباردار، 1370)

در سال 1904 وزارت آموزش همگاني فرانسه كميته‌اي را براي مطالعه در مورد توانايي‌هاي يادگيري كودكان عقب‌مانده ذهني تشكيل داد. دكتر بنيه و يك روانپزشك به نام تئودور سيمون در اين كميته انواع تكاليف ذهني را كه كودكان در سنين مختلف مي‌توانستند انجام دهند، بررسي كردند. آن‌ها بدين ترتيب نخستين آزمون هوشي را ساختند. در سال 1916 يك روانشناس آمريكايي به نام لويس. ام. ترمن آزمون بنيه را به انگليسي ترجمه كرد و به كمك دانشگاه استنفورد كاليفرنيا با كودكان امريكايي به كار برد و آن را استنفورد- بنيه ناميد. ترمن براي اولين بار اصطلاح هوشبر درا در اين آزمون به كار گرفت.

در سال 1938 در مقاله «آزمون بصري- حركتي گشتالت و كاربرد باليني آن» در مجله سنجش روانپزشكي كودكان و نوجوانان منتشر شد. آزموني بود كه توسط خانم دكتر بندر به منظور تعبير و تفسير رشدي و باليني تهيه شد كه البته پس از آن ‌هات (1950، 1960، 1977) روشي را ابداع كرد كه اين آزمون به صورت يك آزمون فرافكن درآمد. او با كمك تئوري تحليل رواني به تعبير و تفسير آزمون پرداخت. (حسين لطف‌آبادي، 1369- ص 14)

در اينجا ترجمه متني درباره زندگينامه لارو تا بندر را كه از اينترنت گرفته شده است، مي‌آورم:

لارو تا بندر

او در نهم آگوست 1897 به دنيا آمد. پدرش جان اسكاروكيل بود و مادرش كاترين بود.

لاروتا در بين چ‌هار فرزند خانواده‌اش كوچك‌ترين بود. او پايه اول را سه بار تكرار كرد و اينطور تصور مي‌شود كه دچار اشكالات اساسي ذهني مي‌باشد. ليكن همزمان با خاتمه دوره گرامر (دستور زبان) در مدرسه، او توانايي خود را به عنوان يك دانش‌آموز لايق به اثبات رسانيد.

خانواده لاروتا اغلب مهاجرت مي‌كردند. او دبيرستان را در لس‌آنجلس گذرانيد. در همين جا بود كه علاقه خاصي در رابطه با تحقيقات بيولوژي (زيست‌شناسي) در دلش كاشته شد. او درجه ليسانس و فوق‌ليسانس خود را در دانشگاه شيكاگو اخذ نمود و اولين تحقيق علمي‌اش كه به چاپ رسيد را در همين زمان انجام داد.

عنوان اين تحقيق «مطالعات هماتولوژيك روي خوكچه‌‌هاي هندي آزمايشگاهي» بود.

اين تحقيق در دانشگاه ايالتي «ايووا» مورد پذيرش واقع شد و در مقابل به او درجه تحقيقاتي و معاونت در تدريس (كمك مربي) اعطا گرديد.

در سال 1926 درجه MD به او اعطا گرديد و به دنبال آن، او تحقيقات بيروني خود را با مشارت دانشگاه شيكاگو در يك بيمارستان رواني در كلينيكي در «بُستن» انجام داد.

در همين حال تحقيق ديگري را با مؤسسه مطالعات روانشناسي و نيز با همكاري «فردپاول اس‌چي‌ور» كه داراي درجه P.H.D بود، به انجام رسانيد.

آزمون «ديداري- حركتي گشتالتي» او در سال 1938 به عنوان يك شيوه ارزيابي ميزان بلوغ بينايي مطرح گرديد. اين شيوه در كودكان بين 4 تا 11 سال كاربرد دارد.

عملكرد گشتالتي عبارت از اين است كه هر شيء كه به عنوان يك موضوع به رؤيت يك ارگانيسم بالغ مي‌رسد، خودش به عنوان يك پايه محرك براي بينايي‌‌هاي بعدي عمل مي‌كند.

هدف آزمون (تست) عبارتست از به‌دست آوردن يك بازيابي كامل ارقام آزمون به‌طوري‌كه هرگز متكي بر ارقام قبلي حتي براي يك فرد معين نباشيم.

اصول خاصي بر رشد بينايي در كودكان حاكم مي‌باشد كه اين اصول را مي‌توانيم به اين طريق توضيح دهيم:

1- حركات دايره‌اي معمولاً براساس يافته‌‌هاي بينايي قبلي مانند دايره‌ها و حلقه‌‌ها تكميل مي‌شود.

2- حركت همواره داراي جهت است. اين حركت مي‌تواند در جهت يا خلاف عقربه‌‌هاي ساعت و يا اگر در سطح افقي است، مي‌تواند چپ‌گرد و يا راست‌گرد باشد.

3- با تحت كنترل درآوردن اين حركات، مي‌توان خطوط را طوري شكل داد كه طرح‌‌هايي مانند كره، دايره و يا منحني‌ها به وجود بيايند.

4- اين پديده سازمان‌دهنده زمينه و پس‌زمينه محتواي بينايي ما است.

5- مرز بين اشياء مشخص مي‌باشد.

6- شناخت وضعيت‌‌هاي عمودي مقارن با وضعيت بدن انسان تغيير مي‌كند. چرا كه اين موضوع مي‌تواند تحت تأثير وضعيت بدن قرار گيرد. مي‌دانيم كه نوزاد، زندگي را به حالت افقي طي مي‌كند. پس از توانايي براي ايستادن، ديدش نسبت به وضعيت‌‌هاي عمودي تغيير مي‌كند.

7- شناخت حالت صليبي و ضربدري و مانند اين موارد در سن حدود 6‌سالگي ميسر خواهد شد.

مطالعات ديگري نيز كه در مورد رابطه‌ي آزمون بندر با پيشرفت درسي دانش‌آموزان صورت گرفته (آكرمان و همكاران 1971، ابرزوت و همكاران 1972، وان دو و ورت و شنف 1973)، حاكي از آن است كه نمره‌‌هاي كودكان در آزمون بندر يك وسيله تشخيص قابل استفاده براي جدا كردن دانش‌آموزان موفق از دانش‌آموزاني است كه ناتواني‌هاي خواندن و نوشتن و حساب كردن دارند. برخي از اين تحقيقات به اين نتيجه رسيده‌اند كه پايان دوره آمادگي در كودكستان و آغاز كلاس اول دبستان، زمان مناسبي براي پيش‌بيني پيشرفت تحصيلي كودك با استفاده از آزمون بندر است.

مطالعات اينجانب (نويسنده) در جريان طرح پژوهشي تأثير اختلالات عاطفي كودكان دبستاني در توانايي‌هاي شناختي و پيشرفت تحصيلي آنان، حاكي از آن است كه وقتي كودكي در اجراي آزمون بندر موفق است، وضعيت عمومي‌ پيشرفت تحصيلي او نيز مناسب است.

در عين حال دانش‌آموزاني كه توانايي كمتري در آزمون بندر نشان مي‌دهند، هميشه شاگردان ضعيفي از نظر پيشرفت تحصيلي خود نيستند. اين بدان معنا است كه براي پيش‌بيني پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان، علاوه بر نتايج آزمون بندر، لازم است كه وضعيت عاطفي، ساير توانايي‌هاي ذهني نظير مهارت‌هاي زباني و حافظه و همچنين رفتار شاگرد و زمينه‌‌هاي خانوادگي و اجتماعي و فرهنگي وي را نيز مورد نظر قرار دهيم.

استفاده از آزمون بندر براي تشخيص نارسايي مغزي و عقب‌ماندگي ذهني

آزمون بندر براي تشخيص نارسايي‌هاي مغزي نيز به كار گرفته مي‌شود. خانم دكتر بندر (1938) شخصاً اين كاربرد را اعلام داشته و بسياري از محققان در پنجاه ساله اخير با پژوهش‌هاي گسترده خود، قدرت تشخيص نارسايي‌هاي مغزي به وسيله اين آزمون را مورد تأييد قرار داده‌اند (‌هانويك1953، شاوو كروئيك شانك 1956، آكرمان و همكاران 1971، براوو 1973).

اين پژوهش‌ها حاكي از آن است كه افرادي كه صدمات مغزي ديده‌اند، در مقايسه با افراد عادي در اجراي آزمون بندر رشد‌نايافته‌تر و ابتدايي‌تر عمل مي‌كنند.

در عين حال به سختي مي‌توان با استفاده از آزمون بندر به تشخيص قطعي آسيب‌هاي مغزي رسيد زيرا هم اختلالات ارگانيك و هم اختلالات عملكردي مغز، منجر به اشتباه در ترسيم تصاوير آزمون مي‌شود. برخي مطالعات حاكي از آن است كه كودكان اپي‌لپتيك در مقايسه با كودكاني كه دچار ساير بيماري‌هاي مغزي هستند، خطا‌هاي كمتري در آزمون بندر نشان مي‌دهند (ويوترز 1959). همچنين پژوهش هيرشن فانك (1960) بيانگر آن است كه افراد راست‌دست در ترسيم تصاوير بندر خيلي بهتر از افراد چپ‌دست عمل مي‌كنند.

منابع و مراجع :

- كتاب آزمون‌هاي رواني- شناختي كودكان براي مشاوره كودك، نوشته دكتر حسين لطف‌آبادي، چاپ 1379، انتشارات آستان قدس رضوي مشهد.

- لطف‌آبادي ، 1379، صفحه 15.

- شريفي، 1373 ، به نقل از رهباردار، 1370.

*****