X
تبلیغات
بانک مقالات و تحقیقات آموزشی - فرهنگی - نظارت و راهنمايي آموزشي

بانک مقالات و تحقیقات آموزشی - فرهنگی

Educational And Cultural Articles And Researches-Mahmoud Hosseini Weblog

نظارت و راهنمايي آموزشي

 

 نظارت و راهنمايي آموزشي

مقدمه :

از آغاز پيدايش آموزش و پرورش رسمي درجوامع تا به امروز تغييرات و تحولات بسياري در نظام هاي آموزشي روي داده است وقتي كه مردم كشورها در دوره هاي خاصي آموزش و پرورش را قادر به پاسخگويي به مسائل و مشكلات و نيازهاي خود نيافته اند به اشكال گوناگون نارضايتي خود را بروز داده و توانايي و كارآيي مديران و رهبران آموزش و پرورش را زير سئوال برده اند. بديهي است امروز هم به مديريتهاي نامطلوب و غير مؤثر كه به از هم گسيختگي آموزش و پرورش منجر مي گردد اكتفا نخواهند كرد.

صاحبنظران آموزش و پرورش عموماً بر اين عقيده هستند كه كيفيت مديريت فعاليتهاي آموزشي ، مهمترين شاخص سطح كفايت و اثربخشي كل برنامه هاي آموزشي است زيرا مديريت با نقش تعيين كننده و مؤثري كه در امر هدايت و رهبري فرآيندهاي آموزشي و پرورشي در جهت هدفهاي آن دارد بالقوه هم مي تواند موجب پيشرفت آن گردد و هم موجب از هم پاشيدگي آن . بنابراين براي استفاده عاقلانه و مقتصدانه از زمان  ، سرمايه ، كار و تلاش نيروي انساني به منظور نيل به هدفهاي عام آموزش و پرورش در سطح ملي و هدفهاي خاص آموزش و يادگيري در سطح آموزشگاهي بايد به آموزش و تربيت تخصصي افرادي مبادرت كرد كه واجد ويژگيهاي بارز و حرفه اي مديريتي هستند ، به عبارت ديگر، بايد سرمايه گذاري براي آموزش و آماده سازي مديران آموزشي در آموزش و پرورش در اولويت قرار بگيرد به حدي كه مؤيد پيشرفت و ترقي آموزش و پرورش باشد و موجب ركود يا از هم گسيختگي آن نگردد.

 

به اعتقاد صاحبنظران سازماني ، يكي از بهترين روشها براي ايجاد و حفظ نظام آموزشي خوب ، تربيت افراد كارآمد و متخصص به منظور مديريت و رهبري اين نظام است . مديريت و رهبري آموزش و پرورش در بسط و توسعه هر حركت ، تصميم يا برنامه مهمي كه براي بهبود شرابط اجتماعي ، اقتصادي ، سياسي و فرهنگي هر جامعه طراحي مي شود حائز اهميت بسياري است . با توجه به اينكه راه حلهاي نهايي مسائل و مشكلات آموزشي نيز در دست رهبران آموزشي است ، بايد قابليتها و تواناييهاي بالقوه مديران تا حد امكان رشد و پرورش يابد. در ميان گروه مديران و رهبران آموزشي ، راهنمايان آموزشي از عناصر بسيار مهم به شمار مي روند و نقش اساسي در تحقق هدفهاي آموزشي ايفا مي كنند.

نظارت و راهنمايي آموزشي از وظايف مهمي است كه براي اداره نظام آموزشي خوب ضرورت دارد و هدف اصلي آن اصلاح و بهبود وضع آموزشي است وجود برنامه هاي نظارت و راهنمايي آموزشي و كيفيت تداوم آن در تحقق هدفهاي آموزشي نقش تعيين كننده اي دارد. امروزه راهنمايان آموزشي به منظور اصلاح وضع آموزشي تحت عنوان رهبران آموزشي با معلمان و به كمك آنان كار و فعاليت مي كنند و از طريق همكاري حرفه اي سعي در ارتقاي كيفيت عملكرد معلمان و رفع مسائل و مشكلات آنان دارند. اگر چه برنامه هاي نظارت و راهنمايي آموزشي و عناوين راهنمايان آموزشي در نظامهاي آموزشي مختلف متفاوت است اما وظايف آنان كم و بيش مشابه است .

راهنمايان آموزشي در نظامهاي آموزشي كشورهاي مختلف جهان در موقعيتهاي گوناگون و ادوار مختلف با عناويني از قبيل معلم راهنما، معلم سرپرست ، معلم مشاور، معلم استاد ، معاون آموزشي منطقه ، ناظر يا سرپرست آموزشي ، بازرس ، بازرس آموزشي ، رئيس آموزش و پرورش منطقه ، هماهنگ كننده  برنامه هاي آموزشي ، مدير گروه آموزشي ، مشاور تخصصي ، برنامه ريز امور آموزشي و راهنماي آموزشي ناميده شده اند اما وظيفه اصلي آنان با هر عنواني كه ناميده شوند و در هر پست و مقامي كه خدمت كنند، برقراري ارتباط ، كار و همكاري حرفه اي با معلمان و كمك  به آنان است تا بهتر رشد و پرورش يابند و بدين وسيله فرآيند تدريس و يادگيري را اصلاح كنند، عملكرد مؤثرتري داشته باشند و در نهايت نتايج آموزشي مطلوب تري بدست آورند.

 

رشد و پرورش بهتر معلمان به معناي رشد و پرورش بهتر دانش آموزان و نيز موفقيت برنامه هاي نظارت و راهنمايي آموزشي است كه رضايت و حمايت عمومي از مدارس را در پي دارد ، هدفي كه نظارت و راهنمايي آموزشي در نظامهاي آموزشي درصدد نيل به آن است .

 

ويژگيهاي نظارت و راهنمايي تعليماتي جديد( 1):

امروزه نظارت و راهنمايي تعليماتي در راستاي بهبود فرآيند ياددهي – يادگيري و رشد حرفه اي معلمان و پيشرفت همه جانبه دانش آموزان سير مي كند و اهداف آن بر اين مبنا استوار شده كه معلمان روز بروز قوي تر و مسلط تر گرديده و دانش آموزان در محيطهاي آموزشي با كسب تجربيات ارزنده از لحاظ علمي موفقيتهاي چشمگيري بدست آورند. نيكنامي (1372) به نقل از صاحبنظران تعليم و تربيت ، ويژگيهاي زير را براي نظارت و راهنمايي تعليماتي جديد عنوان مي كند:

 

1_ نظارت و راهنمايي تعليماتي نوين ضمن توجه به اصول و مباني تعليم و تربيت بايستي اشاعه يادگيري جهت دار و معني دار را ترغيب كند.

2_ هدف نظارت و راهنمايي تعليماتي جديد بايد مبتني بر اصلاح كل فرآيند ياددهي – يادگيري باشد و نه صرفاً بر اصلاح كار معلمان محدود گردد.

3_ كليه كساني كه حاصل كار آنان در نهايت بر محيطهاي آموزشي و شرايط و جريان آموزشي اثر        مي گذارد بايستي در برنامه نظارت و راهنمايي تعليماتي لحاظ گردند.

4_ معلم در فرآيند آموزشي بايد به عنوان يك عنصر شايسته و ارزنده جايگاه خاصي در ارتباط و همكاري با ساير كاركنان داشته و سعي كند بيشترين بازدهي آموزشي را براي دانش آموزان داشته باشد.

 

1_ نظارت و راهنمايي تعليماتي . وكيليان ، منوچهر – انتشارات دانشگاه پيام نور 1380

 

5_ نظارت و راهنمايي تعليماتي بايستي بخشي از كار معلم چه دركلاس درس و چه در خارج از كلاس درس باشد.

6_ تمام افرادي كه قادرند در رفع مسائل و مشكلات آموزشي و بهبود ارتقاي آن نقشي ايفا كنند بايستي عملاً در اين فرآيند شركت داشته باشند.

7_ نظارت و راهنمايي تعليماتي نوين بر اين فرض است كه آموزش و پرورش ضمن اينكه فعاليتي مشاركت جويانه است بر مبناي خلاقيت و پوياييهاي فردي و گروهي عمل مي كند.

8_ نظارت و راهنمايي تعليماتي بايد مبتني بر روابط پسنديده باشد تا بازدهي هر چه بيشتر معلمان و مديران حاصل گردد. به اعتقاد صاحبنظران روحيه گروهي ، مشاركت گروهي ، پيوستگي و خلاقيت گروهي مستلزم وجود روابط انساني سالم و سازنده در سازمان مي باشد.

9_ نظارت و راهنمايي تعليماتي بايد جامع الاطراف باشد و شامل كليه برنامه ها، فرآيندها ، شرايط يادگيري ، محيطهاي آموزشي ، ابزار و وسايل ، تجهيزات ، تسهيلات و نيروي انساني گردد.

10_ امروزه به همان اندازه كه آموزش اهميت دارد تحقيقات نيز مهم مي باشد از اينرو نظارت و راهنمايي تعليماتي بايد جنبه علمي و پژوهشي داشته و راهنمايان تعليماتي ، مديران ، معلمان و دانش آموزان در انجام پژوهشها شركت فعال داشته باشند.

 

تجربه تدريس (1):

از جمله عوامل متعددي كه در موفقيت راهنمايان تعليماتي دخيل مي باشند مي توان از تجربه در تدريس نام برد. صاحبنظران نكات قابل توجهي را درخصوص اثرات تجربه تدريس در پيشبرد اهداف آموزشي مطرح ساخته اند كه برخي از آنها به قرار زير مي باشد:

1_ تجربه در تدريس و آمادگي راهنمايان تعليماتي براي تدريس در واقع دليلي بر علاقه ، عشق و تعهد قبلي آنان درباره تعليم و تربيت كودكان به شمار مي رود.

2_ تجربه در تدريس راهنماي تعليماتي موجب مي گردد كه وي درك و فهم درستي چه از نظر فعاليتهاي معلمان و چه از نظرات و مسايل آموزشي ايشان داشته باشد.

3_ تجربه در تدريس بينش لازم را در اين زمينه كه مدرسه يك نهاد اجتماعي است در راهنماي تعليماتي بوجود مي آورد.

4_ تجربه در تدريس ، راهنمايان تعليماتي را در موضعي قرار مي دهد تا به سهولت شرايطي را كه به امر يادگيري كمك مي كند درك نمايند و در جهت فراهم آوردن آن شرايط هر چه بيشتر كوشش كنند.

 

1- نظارت و راهنمايي تعليماتي . وكيليان ، منوچهر . انتشارات دانشگاه پيام نور. 1380

 

5_ راهنمايان تعليماتي كه تجربه و آمادگي بيشتري در تدريس دارند سريعتر توسط مديران و معلمان پذيرفته شده و بهتر مي توانند با آنان در جهت ياددهي – يادگيري دانش آموزان ارتباط برقرار سازند.

بسياري از انديشمندان ، مشكلات راهنمايان تعليماتي را ناتواني در ايجاد رابطه مفيد و برقراري تفاهم مؤثر با معلمان و مديران ذكر كرده اند. مضافاً به منظور آنكه معلمان بيشتر به ارزش و مقام خود پي برده و محيط را طوري آماده سازند كه دانش آموزان در هر فرصتي از تواناييهاي خود حداكثر استفاده را ببرند راهنمايان تعليماتي بايستي نكات چندي را به قرار زير به منظور بهبود امر نظارت و راهنمايي تعليماتي مورد توجه قرار دهند:

 

1_ اهداف و فلسفه هاي نظارت و راهنمايي تعليماتي را بخوبي بشناسند و كليه معلمان و مديران رابا اين اهداف و فلسفه ها آشنا سازند.

2_ كليه مديران و معلمان را چه باتجربه و چه كم تجربه ، مورد تكريم قرار داده و به طرق مختلف به شخصيت آنان احترام بگذارند.

3_ به اظهار نظرهاي مديران و معلمان و ساير كاركنان مدرسه توجه نشان داده و پيشنهادهاي سازنده آنان را به منظور بهبود آموزشي و پرورشي مدرسه لحاظ كنند.

4_ روحيه معلمان و مديران حوزه فعاليت خود را بخوبي شناخته و در تقويت هر چه بيشتر آنان تلاش نمايند.

5_ با بهادادن به روابط انساني كه روز به روز در مناسبات انسانها گسترش مي يابد فضاي مدرسه را به فضايي سالم و صميمي و بالنده مبدل سازند.

6_ شنوه خوبي باشند و به مسائل معلمان و مديران به دقت گوش داده و در رفع و حل مسائل ، هم از خود آنان  و هم از متخصصان كمك بگيرند.

7_ صميمي و خونگرم بوده و در جهت ايجاد رضايت خاطر معلمان و مديران بكوشند.

8_ بانظريه هاي يادگيري ، اصول برنامه ريزي آموزشي و درسي ، روشهاي تدريس و بطور كلي طراحي آموزشي آشنا بوده و در فرايند آموزش و پرورش مدرسه و نحوه رهبري آموزشي خود ، معلمان را به استفاده از اصول و نظريه هاي ترتيبي ترغيب نمايند.

9_ اعتماد معلمان و مديران را به خود جلب كرده تا آنان براي رفع نيازهاي آموزشي خويش به ايشان مراجعه نموده و توصيه هاي آنان را با اطمينان بيشتري به كار گيرند.

10_ مانند هر مربي ديگري نياز به مطالعه مستمر داشته تا از مطالب و اصطلاحات جديد درخصوص نظارت و راهنمايي تعليماتي اطلاع يافته و خود را در سطح مسائل جاري ، علمي و حرفه اي قرار دهند.

11_ نقش راهنماي تعليماتي در محيط هاي آموزشي بايد براساس تقويت ، حمايت ، همكاري و ياري معلم و مدير مبتني باشد نه بر صدور دستور و امريه ، تا تحقق اهداف ترتيبي امكان پذير گردد.

 

 

12_ تا مي توانند بايستي نظرات و پيشنهادهاي سازنده معلمان و مديران را مورد استقبال گرم و دوستانه قرار داده و با استفاده از آنها در اتخاذ تصميمات ، ايشان را در ادامه همكاري و شركت فعال در محيطهاي آموزشي تشويق نمايند.

13_ نظارت و راهنمايي تعلمياتي به الگو يا روش خاصي محدود نمي گردد از اينرو راهنمايان تعليماتي بايد براساس تحقيقات و نظرات انديشمندان و تجارب ارزنده خويش همواره راههاي مؤثر و قاطع تري براي كار كردن مطلوب با معلمان و مديران را جستجو كنند.

14_ همچنانكه نظارت مداوم و اعمال كننده زياد ، آزادي عمل معلمان و مديران را سلب مي كند، همانطور هم نظارت محدود و كنترل ناكافي موجب مي گردد كه نيروها و منابع مفيد در سازمانهاي آموزشي به نحو مطلوب مورد بهره برداري قرار نگرفته و در نتيجه نيل به اهداف سازماني مشكل گردد. از اينرو راهنمايان تعليماتي بايد چنان تعادلي بين نظارت و كنترل معلمان و مديران و آزادي عمل آنان بوجود آورند كه     زمينه هاي رشد محيطهاي آموزشي و توسعه خلاقيتهاي معلمان و مديران فراهم گردد.

15_ تا مي توانند در اجراي طرحهاي آزمايشي برنامه هاي درسي و ارزشيابي از وسايل آموزشي و تجويز و نمايش فنون جديد تدريس پيشگام و پيشتاز بوده تا امر نظارت و راهنمايي همچنان پويايي خود را حفظ كند.

16_ بايستي خدمات برجسته و كارهاي ممتاز معلمان و مديران را مورد تشويق و تقدير قرار داده و ترتيبي اتخاذ كنند كه اين قبيل اقدامات به طرق مختلف به اطلاع يكايك معلمان برسد . اين كار چنانكه كيمبل وايلز مي نويسد 2 حسن دارد:

 

1) موجب مي شود تا معلمي كه به اقدامات برجسته مبادرت كرده تشويق گرديده و در نتيجه كوشش هاي خود را افزونتر سازد.

2) باعث مي شود تا ساير معلمان و مديران در اجراي فعاليتهاي مشابه و جديد تشويق و ترغيب گردند.

 

مسئوليتهاي حرفه اي ناظر آموزشي (1):

 

1_ مسئوليت ناظر در قبال خويشتن :

 

فقط زماني كه انسان آموخته باشد به خود احترام بگذارد مي تواند احترام به ديگران را نسبت به خود جلب كند. او بايد براي عقايد ، آرا و طرحهاي خويش احترام قائل باشد بدون اينكه دچار تعصب غيرمنطقي شود.

 

1_ جزوه نظارت و راهنمايي تعليماتي . رحيميان ، حميد . دانشگاه تهران . دانشكده علوم تربيتي . سال 1373

 

2_ مسئوليت ناظر در قبال دانش آموزان  :

بچه ها يكي از بزرگترين مسئوليتهاي مربي را تشكيل مي دهند مسئوليتي كه تا پايان دوران معلمي بخش عظيمي از تلاشهاي مربي را به خود اختصاص مي دهد. براي فراهم آوردن بهترين بهره آموزشي براي دانش آموزان لازم است كه مربي نيازهاي آنان را بطور منظم و حساب شده مطالعه و تحليل كند. نيازهاي حال و آينده بچه ها بايد در نظر مربي باشد ، اين نيازها بايستي مبناي برنامه ريزي آموزشي براي دانش آموزان قرار گيرد.

3_ مسئوليت ناظر در قبال حاميان مدرسه :

اگر مربي در مدرسه بعنوان فردي لايق شناخته شود كه افراد جامعه و والدين بتوانند به او اعتماد كنند او قادر به اداره  موفقيت آميز و رهبري عملكرد آرام و مؤثري در مدرسه خواهد بود.

4_ مسئوليت ناظر در قبال كاركنان مدرسه :

اگر ناظر به آنچه مي گويد عامل باشد راحت تر مي تواند معلمان را تشويق به عمل كند. ناظري كه در رفتارش با معلمان رعايت اصول دموكراسي را مي كند مي تواند توقع داشته باشد كه ملعمان با       دانش آموزان در كلاس رفتار مشابهي داشته باشند.

5_ مسئوليت ناظر در قبال رئيس منطقه و مقامات بالاتر :

ناظر در مقابل كساني كه او را به اين منصب گماشته اند مسئول است . مسئوليت او نشانگر وفاداري به اهداف كلي آموزش و پرورش است . ناظر بايد بدون نگرش شخصي به مسايل و مشكلات مدرسه به شكل مناسب به حل آنها بپردازد. در واقع كسي كه نظارت آموزشي مدرسه را به عهده دارد بايد در برقراري رابطه با مديران بالاتر در سطح منطقه و استان با بصيرت و دقت عمل كند.

6_ مسئوليت ناظر در قبال همكاران و هم حرفه اي هاي خويش :

ناظر در قبال مدرسه عضو مهمي از حرفه و رشته نظارت و راهنمايي تعليماتي است . عضويت چنين رشته تخصصي ايجاب مي كند كه ناظر به گونه اي عمل كند كه به اعتبار هم حرفه اي خويش لطمه نزند. ناظران بايد مشورت يكديگر مشكلات آموزشي مدارس را حل كنند. لذا ضروريست كه با هم رابطه داشته باشند. براي آموزش و پرورش كشور لازم است كه امكانات ايجاد انجمنهاي حرفه اي – تخصصي را براي مربيان در حرفه هاي مختلف آموزش و پرورش فراهم نمايد. زيرا از طريق اين مؤسسات مي توان تبادل اطلاعات و رشد حرفه اي ناظران را قوت بخشيد.

 

 

 

 

 

 

نتيجه گيري (1) :

 

از ديدگاه نظريه پردازان سازماني ، راهنمايان آموزشي افرادي هستند كه نمي توانند در آموزش و پرورش تغييرات و اصلاحات اساسي و زيربنايي بوجود آورند. به نظر آنان در عالي ترين شرايط ، راهنمايان آموزشي كساني هستند كه بر اجراي صحيح برنامه ها و خط مشي هاي جديد آموزشي ، روشهاي عملياتي استاندارد كار، حفظ و ارتقاي معيارها و كيفيت تدريس و يادگيري و سرانجام اصلاح و بهبود فرآيند تدريس و يادگيري نظارت دارند. آنان همچنين مي توانند براي ايجاد تغييرات مقطعي و    كوتاه مدتي كه به اصلاح آموزشي در موقعيت ، زمان و مكان خاصي منجر مي شود زمينه مناسب و آماده اي فراهم كنند.

به هر حال راهنمايان آموزشي چه مبتكر و آغازگر تغييرات و تحولات در آموزش و پرورش و مدرسه باشند و چه كنترل كننده خط مشي و برنامه هاي آموزشي و عمليات اجرايي ؛ هدفشان اين است كه مطمئن شوند برنامه ها مطابق طرحهاي پيش بيني شده با موفقيت اجرا مي شود و مدارس ،  دانش آموزان و معلمان به اهدافشان دست مي يابند.

 

اگر قرار باشد راهنمايان آموزشي در تغيير ، اصلاح و ارتقاي كيفيت تدريس و يادگيري و برنامه درسي نقش اساسي داشته باشند ، بايد خواهي نخواهي از نقش سنتي و ديوانسالارانه خود خارج شده ، در اصلاحات آموزشي و برنامه هاي آينده آموزش و پرورش نقش تحولي ، انتقالي و پيشگامي ايفا كنند.    به تعبير سرجيوواني و استارت (1993) فرايند نظارت و راهنمايي بايد فرايند عقلاني و منطقي «تفكر مجدد» در مورد يادگيري و محيط كلاس و مدرسه تلقي شود، در ارزشيابي عملكرد معلمان و كنترل ديوانسالارانه آنان به روشهاي ديرينه و سنتي تفكر مجدد در مورد يادگيري و تدريس و محيط كلاس و مدرسه بايد با كمك معلمان ، مديران و متخصصان ديگر انجام گيرد. راهنمايان آموزشي بايد اين وظيفه و مسئوليت جديد را با تعهد اخلاقي نسبت به دانش آموزان ، معلمان و نظام آموزشي انجام دهند. آنان بايد مأموريت جديد آموزش و پرورش را در دنيايي كه بسرعت و از روي قهر و اجبار در حال تغيير مستمر است در ك كنند، اهداف و مقاصد آن را بشناسند ، تعريف و تحليل مجدد از دانش آموز ، معلم و مدرسه داشته باشند و آنگاه فعاليتهاي آموزشي و پرورشي را در جهت تحقق اين مأموريت ، اهداف و مقاصد جديد هدايت و رهبري كنند.

 

 

 

 


1_ نظارت و راهنمايي آموزشي . نيكنامي ، مصطفي . انتشارات سمت . سال 1377

 

 

هدف راهنمايان آموزشي در آينده بايد غني سازي بعد تفكر انتقادي در مورد اجزاي نظام آموزشي باشد ، نه اجراي روشهاي قديمي و منسوخ و غير مؤثر . آنان بايد به عنوان افرادي حرفه اي كه كارشان بررسي پيچيدگيهاي رفتار و رشد انسان ، فرايند تدريس و يادگيري ، انگيزش معلمان و دانش آموزان ، طراحي برنامه درسي و هدايت و رهبري آموزشي است ، در فراهم ساختن محيط بهترو مناسب تري براي جوانان با ديگر متخصصان همكاري حرفه اي متقابل و گسترده اي داشته باشند.

آنان بايد بنا به ضرورت زماني ، در همه جنبه هاي كار معلم و دانش آموز صاحبنظر باشند، بطوري كه بتوانند آنها را بهتر در مسير آينده شان هدايت كنند.

درمدارس به عنوان جوامع يادگيري (به جاي سازمانهاي آموزشي ) ، تعهدات اخلاقي راهنمايان آموزشي نسبت به معلم و   دانش آموز بايد گسترش يابد. اين تعهدات اخلاقي بايد به صورت هنجارها ، ارزشها و باورهايي كه مورد پذيرش و اعتماد معلمان و دانش آموزان است متجلي شود . مبناي رفتار راهنمايان آموزشي در آينده بايد معيارها و تعهدات اخلاقي نسبت به تحقق مأموريت اصلي آموزش و پرورش ، يعني رشد و پيشرفت همه جانبه دانش آموزان باشد . قوانين و مقررات سازماني نبايد در مدرسه و كلاس درس بر جريانهاي آموزشي و انساني حاكم گردد، بلكه بايد تسهيل كننده و پيش برنده فرآيند آموزش و يادگيري و رشد و پيشرفت معلمان و دانش آموزان باشد. اهميت قوانين و مقررات و مبنا قرار گرفتن آنها در رفتارهاي سازماني تا حدي است كه انگيزه هاي قوي و بالاي معلمان و       دانش آموزان براي كار و تلاش تقويت شود.

در چهارچوب مأموريت جديد آموزشي و پرورشي ، تعهد اخلاقي نظارت و راهنمايي آموزشي (نه به حكم قانون ، نه از روي اكراه و نه از روي سنت ديرينه و عادت) كمك كردن به تحقق مأموريت جديد است . نه تنها راهنمايان آموزشي بايد به صورت يك باور و ارزش نهادي شده و باطناً به اين تعهد اخلاقي اعتقاد داشته باشند بلكه مسئولان و مديران ارشد آموزش و پرورش و مديران مدارس و معلمان نيز بايد به آن اعتقاد راسخ پيدا كنند. همه افراد مسئول و ذينفع در جامعه آموزش و پرورش بايد در قبال مأموريت جديد آن تعهد اخلاقي داشته باشند و عملاً آن را در فعاليتهاي خود بروز دهند.

هنگامي كه معلمان ، مديران ، والدين ، دانش آموزان و جامعه در تلاش براي نيل به مأموريت جديد آموزش و پرورش درك صحيحي از تغييرات و تحولاتي كه بايد انجام گيرد نداشته باشند و تعارض بين افراد و مقاومت در مقابل تغييرات شدت يابد ، نقش راهنمايان آموزشي در رفع تعارضات و كاهش مقاومتها در مقابل تغييرات نمايان مي شود. وظيفه راهنماي آموزشي در آينده ايجاب مي كند كه براي نزديك كردن افكار و نظريات جناحهاي ذينفع در آموزش و پرورش با آنان همكاري نزديك و مستمر داشته باشند و تمام كوشش خود را براي ايجاد يكپارچگي و وحدت در آنان بكار گيرد.

 

 

رشد جوانان ، توسعه آموزش و پرورش و توسعه ملي در گرو توجه خاص به نيروي انساني در آموزش و پرورش است . اگر مي خواهيم آموزش معنا پيدا كند ، خلاقيتها بارور گردد ، بهره وري نيروي انساني بالا رود، اهداف و معيارهاي بالايي از عملكرد بدست آيد ، بايد تحولي فكري و تعهدي اخلاقي در قبال تحقق مأموريت جديد آموزش و پرورش و نظارت و راهنمايي آموزشي درجهان متحول امروزي و قرن نامطمئن آينده در تك تك آحاد و مسئولان و مجريان آموزش و پرورش بوجود آوريم .

در قرن آينده آموزش و پرورشي در مأموريتش براي جامعه و جوانان موفق است كه بتواند به قدري كه مؤيد و تضمين كننده موفقيت ملي و جهاني باشد اولويت ها و سرمايه هاي لازم را به آموزش و پرورش اختصاص دهد.

 

 

منابع :

1_ نظارت و راهنمايي تعليماتي . وكيليان ، منوچهر . انتشارات دانشگاه پيام نور . 1380

2_ جزوه نظارت و راهنمايي تعليماتي ، رحيميان ، حميد دانشگاه تهران . دانشكده علوم تربيتي . 1373

3_ نظارت و راهنمايي آموزشي . نيكنامي ، مصطفي . انتشارات سمت . 1377

 

 

 

                                                                                   شكوه قوانيني

                                                                                                                                 كارشناس مسئول برنامه ريزي

                               مدارس شبانه روزي و نمونه دولتي

+ نوشته شده در  جمعه 3 اردیبهشت1389ساعت   توسط وحیده وحدتی  | 

 

 نظارت و راهنمايي آموزشي

مقدمه :

از آغاز پيدايش آموزش و پرورش رسمي درجوامع تا به امروز تغييرات و تحولات بسياري در نظام هاي آموزشي روي داده است وقتي كه مردم كشورها در دوره هاي خاصي آموزش و پرورش را قادر به پاسخگويي به مسائل و مشكلات و نيازهاي خود نيافته اند به اشكال گوناگون نارضايتي خود را بروز داده و توانايي و كارآيي مديران و رهبران آموزش و پرورش را زير سئوال برده اند. بديهي است امروز هم به مديريتهاي نامطلوب و غير مؤثر كه به از هم گسيختگي آموزش و پرورش منجر مي گردد اكتفا نخواهند كرد.

صاحبنظران آموزش و پرورش عموماً بر اين عقيده هستند كه كيفيت مديريت فعاليتهاي آموزشي ، مهمترين شاخص سطح كفايت و اثربخشي كل برنامه هاي آموزشي است زيرا مديريت با نقش تعيين كننده و مؤثري كه در امر هدايت و رهبري فرآيندهاي آموزشي و پرورشي در جهت هدفهاي آن دارد بالقوه هم مي تواند موجب پيشرفت آن گردد و هم موجب از هم پاشيدگي آن . بنابراين براي استفاده عاقلانه و مقتصدانه از زمان  ، سرمايه ، كار و تلاش نيروي انساني به منظور نيل به هدفهاي عام آموزش و پرورش در سطح ملي و هدفهاي خاص آموزش و يادگيري در سطح آموزشگاهي بايد به آموزش و تربيت تخصصي افرادي مبادرت كرد كه واجد ويژگيهاي بارز و حرفه اي مديريتي هستند ، به عبارت ديگر، بايد سرمايه گذاري براي آموزش و آماده سازي مديران آموزشي در آموزش و پرورش در اولويت قرار بگيرد به حدي كه مؤيد پيشرفت و ترقي آموزش و پرورش باشد و موجب ركود يا از هم گسيختگي آن نگردد.

 

به اعتقاد صاحبنظران سازماني ، يكي از بهترين روشها براي ايجاد و حفظ نظام آموزشي خوب ، تربيت افراد كارآمد و متخصص به منظور مديريت و رهبري اين نظام است . مديريت و رهبري آموزش و پرورش در بسط و توسعه هر حركت ، تصميم يا برنامه مهمي كه براي بهبود شرابط اجتماعي ، اقتصادي ، سياسي و فرهنگي هر جامعه طراحي مي شود حائز اهميت بسياري است . با توجه به اينكه راه حلهاي نهايي مسائل و مشكلات آموزشي نيز در دست رهبران آموزشي است ، بايد قابليتها و تواناييهاي بالقوه مديران تا حد امكان رشد و پرورش يابد. در ميان گروه مديران و رهبران آموزشي ، راهنمايان آموزشي از عناصر بسيار مهم به شمار مي روند و نقش اساسي در تحقق هدفهاي آموزشي ايفا مي كنند.

نظارت و راهنمايي آموزشي از وظايف مهمي است كه براي اداره نظام آموزشي خوب ضرورت دارد و هدف اصلي آن اصلاح و بهبود وضع آموزشي است وجود برنامه هاي نظارت و راهنمايي آموزشي و كيفيت تداوم آن در تحقق هدفهاي آموزشي نقش تعيين كننده اي دارد. امروزه راهنمايان آموزشي به منظور اصلاح وضع آموزشي تحت عنوان رهبران آموزشي با معلمان و به كمك آنان كار و فعاليت مي كنند و از طريق همكاري حرفه اي سعي در ارتقاي كيفيت عملكرد معلمان و رفع مسائل و مشكلات آنان دارند. اگر چه برنامه هاي نظارت و راهنمايي آموزشي و عناوين راهنمايان آموزشي در نظامهاي آموزشي مختلف متفاوت است اما وظايف آنان كم و بيش مشابه است .

راهنمايان آموزشي در نظامهاي آموزشي كشورهاي مختلف جهان در موقعيتهاي گوناگون و ادوار مختلف با عناويني از قبيل معلم راهنما، معلم سرپرست ، معلم مشاور، معلم استاد ، معاون آموزشي منطقه ، ناظر يا سرپرست آموزشي ، بازرس ، بازرس آموزشي ، رئيس آموزش و پرورش منطقه ، هماهنگ كننده  برنامه هاي آموزشي ، مدير گروه آموزشي ، مشاور تخصصي ، برنامه ريز امور آموزشي و راهنماي آموزشي ناميده شده اند اما وظيفه اصلي آنان با هر عنواني كه ناميده شوند و در هر پست و مقامي كه خدمت كنند، برقراري ارتباط ، كار و همكاري حرفه اي با معلمان و كمك  به آنان است تا بهتر رشد و پرورش يابند و بدين وسيله فرآيند تدريس و يادگيري را اصلاح كنند، عملكرد مؤثرتري داشته باشند و در نهايت نتايج آموزشي مطلوب تري بدست آورند.

 

رشد و پرورش بهتر معلمان به معناي رشد و پرورش بهتر دانش آموزان و نيز موفقيت برنامه هاي نظارت و راهنمايي آموزشي است كه رضايت و حمايت عمومي از مدارس را در پي دارد ، هدفي كه نظارت و راهنمايي آموزشي در نظامهاي آموزشي درصدد نيل به آن است .

 

ويژگيهاي نظارت و راهنمايي تعليماتي جديد( 1):

امروزه نظارت و راهنمايي تعليماتي در راستاي بهبود فرآيند ياددهي – يادگيري و رشد حرفه اي معلمان و پيشرفت همه جانبه دانش آموزان سير مي كند و اهداف آن بر اين مبنا استوار شده كه معلمان روز بروز قوي تر و مسلط تر گرديده و دانش آموزان در محيطهاي آموزشي با كسب تجربيات ارزنده از لحاظ علمي موفقيتهاي چشمگيري بدست آورند. نيكنامي (1372) به نقل از صاحبنظران تعليم و تربيت ، ويژگيهاي زير را براي نظارت و راهنمايي تعليماتي جديد عنوان مي كند:

 

1_ نظارت و راهنمايي تعليماتي نوين ضمن توجه به اصول و مباني تعليم و تربيت بايستي اشاعه يادگيري جهت دار و معني دار را ترغيب كند.

2_ هدف نظارت و راهنمايي تعليماتي جديد بايد مبتني بر اصلاح كل فرآيند ياددهي – يادگيري باشد و نه صرفاً بر اصلاح كار معلمان محدود گردد.

3_ كليه كساني كه حاصل كار آنان در نهايت بر محيطهاي آموزشي و شرايط و جريان آموزشي اثر        مي گذارد بايستي در برنامه نظارت و راهنمايي تعليماتي لحاظ گردند.

4_ معلم در فرآيند آموزشي بايد به عنوان يك عنصر شايسته و ارزنده جايگاه خاصي در ارتباط و همكاري با ساير كاركنان داشته و سعي كند بيشترين بازدهي آموزشي را براي دانش آموزان داشته باشد.

 

1_ نظارت و راهنمايي تعليماتي . وكيليان ، منوچهر – انتشارات دانشگاه پيام نور 1380

 

5_ نظارت و راهنمايي تعليماتي بايستي بخشي از كار معلم چه دركلاس درس و چه در خارج از كلاس درس باشد.

6_ تمام افرادي كه قادرند در رفع مسائل و مشكلات آموزشي و بهبود ارتقاي آن نقشي ايفا كنند بايستي عملاً در اين فرآيند شركت داشته باشند.

7_ نظارت و راهنمايي تعليماتي نوين بر اين فرض است كه آموزش و پرورش ضمن اينكه فعاليتي مشاركت جويانه است بر مبناي خلاقيت و پوياييهاي فردي و گروهي عمل مي كند.

8_ نظارت و راهنمايي تعليماتي بايد مبتني بر روابط پسنديده باشد تا بازدهي هر چه بيشتر معلمان و مديران حاصل گردد. به اعتقاد صاحبنظران روحيه گروهي ، مشاركت گروهي ، پيوستگي و خلاقيت گروهي مستلزم وجود روابط انساني سالم و سازنده در سازمان مي باشد.

9_ نظارت و راهنمايي تعليماتي بايد جامع الاطراف باشد و شامل كليه برنامه ها، فرآيندها ، شرايط يادگيري ، محيطهاي آموزشي ، ابزار و وسايل ، تجهيزات ، تسهيلات و نيروي انساني گردد.

10_ امروزه به همان اندازه كه آموزش اهميت دارد تحقيقات نيز مهم مي باشد از اينرو نظارت و راهنمايي تعليماتي بايد جنبه علمي و پژوهشي داشته و راهنمايان تعليماتي ، مديران ، معلمان و دانش آموزان در انجام پژوهشها شركت فعال داشته باشند.

 

تجربه تدريس (1):

از جمله عوامل متعددي كه در موفقيت راهنمايان تعليماتي دخيل مي باشند مي توان از تجربه در تدريس نام برد. صاحبنظران نكات قابل توجهي را درخصوص اثرات تجربه تدريس در پيشبرد اهداف آموزشي مطرح ساخته اند كه برخي از آنها به قرار زير مي باشد:

1_ تجربه در تدريس و آمادگي راهنمايان تعليماتي براي تدريس در واقع دليلي بر علاقه ، عشق و تعهد قبلي آنان درباره تعليم و تربيت كودكان به شمار مي رود.

2_ تجربه در تدريس راهنماي تعليماتي موجب مي گردد كه وي درك و فهم درستي چه از نظر فعاليتهاي معلمان و چه از نظرات و مسايل آموزشي ايشان داشته باشد.

3_ تجربه در تدريس بينش لازم را در اين زمينه كه مدرسه يك نهاد اجتماعي است در راهنماي تعليماتي بوجود مي آورد.

4_ تجربه در تدريس ، راهنمايان تعليماتي را در موضعي قرار مي دهد تا به سهولت شرايطي را كه به امر يادگيري كمك مي كند درك نمايند و در جهت فراهم آوردن آن شرايط هر چه بيشتر كوشش كنند.

 

1- نظارت و راهنمايي تعليماتي . وكيليان ، منوچهر . انتشارات دانشگاه پيام نور. 1380

 

5_ راهنمايان تعليماتي كه تجربه و آمادگي بيشتري در تدريس دارند سريعتر توسط مديران و معلمان پذيرفته شده و بهتر مي توانند با آنان در جهت ياددهي – يادگيري دانش آموزان ارتباط برقرار سازند.

بسياري از انديشمندان ، مشكلات راهنمايان تعليماتي را ناتواني در ايجاد رابطه مفيد و برقراري تفاهم مؤثر با معلمان و مديران ذكر كرده اند. مضافاً به منظور آنكه معلمان بيشتر به ارزش و مقام خود پي برده و محيط را طوري آماده سازند كه دانش آموزان در هر فرصتي از تواناييهاي خود حداكثر استفاده را ببرند راهنمايان تعليماتي بايستي نكات چندي را به قرار زير به منظور بهبود امر نظارت و راهنمايي تعليماتي مورد توجه قرار دهند:

 

1_ اهداف و فلسفه هاي نظارت و راهنمايي تعليماتي را بخوبي بشناسند و كليه معلمان و مديران رابا اين اهداف و فلسفه ها آشنا سازند.

2_ كليه مديران و معلمان را چه باتجربه و چه كم تجربه ، مورد تكريم قرار داده و به طرق مختلف به شخصيت آنان احترام بگذارند.

3_ به اظهار نظرهاي مديران و معلمان و ساير كاركنان مدرسه توجه نشان داده و پيشنهادهاي سازنده آنان را به منظور بهبود آموزشي و پرورشي مدرسه لحاظ كنند.

4_ روحيه معلمان و مديران حوزه فعاليت خود را بخوبي شناخته و در تقويت هر چه بيشتر آنان تلاش نمايند.

5_ با بهادادن به روابط انساني كه روز به روز در مناسبات انسانها گسترش مي يابد فضاي مدرسه را به فضايي سالم و صميمي و بالنده مبدل سازند.

6_ شنوه خوبي باشند و به مسائل معلمان و مديران به دقت گوش داده و در رفع و حل مسائل ، هم از خود آنان  و هم از متخصصان كمك بگيرند.

7_ صميمي و خونگرم بوده و در جهت ايجاد رضايت خاطر معلمان و مديران بكوشند.

8_ بانظريه هاي يادگيري ، اصول برنامه ريزي آموزشي و درسي ، روشهاي تدريس و بطور كلي طراحي آموزشي آشنا بوده و در فرايند آموزش و پرورش مدرسه و نحوه رهبري آموزشي خود ، معلمان را به استفاده از اصول و نظريه هاي ترتيبي ترغيب نمايند.

9_ اعتماد معلمان و مديران را به خود جلب كرده تا آنان براي رفع نيازهاي آموزشي خويش به ايشان مراجعه نموده و توصيه هاي آنان را با اطمينان بيشتري به كار گيرند.

10_ مانند هر مربي ديگري نياز به مطالعه مستمر داشته تا از مطالب و اصطلاحات جديد درخصوص نظارت و راهنمايي تعليماتي اطلاع يافته و خود را در سطح مسائل جاري ، علمي و حرفه اي قرار دهند.

11_ نقش راهنماي تعليماتي در محيط هاي آموزشي بايد براساس تقويت ، حمايت ، همكاري و ياري معلم و مدير مبتني باشد نه بر صدور دستور و امريه ، تا تحقق اهداف ترتيبي امكان پذير گردد.

 

 

12_ تا مي توانند بايستي نظرات و پيشنهادهاي سازنده معلمان و مديران را مورد استقبال گرم و دوستانه قرار داده و با استفاده از آنها در اتخاذ تصميمات ، ايشان را در ادامه همكاري و شركت فعال در محيطهاي آموزشي تشويق نمايند.

13_ نظارت و راهنمايي تعلمياتي به الگو يا روش خاصي محدود نمي گردد از اينرو راهنمايان تعليماتي بايد براساس تحقيقات و نظرات انديشمندان و تجارب ارزنده خويش همواره راههاي مؤثر و قاطع تري براي كار كردن مطلوب با معلمان و مديران را جستجو كنند.

14_ همچنانكه نظارت مداوم و اعمال كننده زياد ، آزادي عمل معلمان و مديران را سلب مي كند، همانطور هم نظارت محدود و كنترل ناكافي موجب مي گردد كه نيروها و منابع مفيد در سازمانهاي آموزشي به نحو مطلوب مورد بهره برداري قرار نگرفته و در نتيجه نيل به اهداف سازماني مشكل گردد. از اينرو راهنمايان تعليماتي بايد چنان تعادلي بين نظارت و كنترل معلمان و مديران و آزادي عمل آنان بوجود آورند كه     زمينه هاي رشد محيطهاي آموزشي و توسعه خلاقيتهاي معلمان و مديران فراهم گردد.

15_ تا مي توانند در اجراي طرحهاي آزمايشي برنامه هاي درسي و ارزشيابي از وسايل آموزشي و تجويز و نمايش فنون جديد تدريس پيشگام و پيشتاز بوده تا امر نظارت و راهنمايي همچنان پويايي خود را حفظ كند.

16_ بايستي خدمات برجسته و كارهاي ممتاز معلمان و مديران را مورد تشويق و تقدير قرار داده و ترتيبي اتخاذ كنند كه اين قبيل اقدامات به طرق مختلف به اطلاع يكايك معلمان برسد . اين كار چنانكه كيمبل وايلز مي نويسد 2 حسن دارد:

 

1) موجب مي شود تا معلمي كه به اقدامات برجسته مبادرت كرده تشويق گرديده و در نتيجه كوشش هاي خود را افزونتر سازد.

2) باعث مي شود تا ساير معلمان و مديران در اجراي فعاليتهاي مشابه و جديد تشويق و ترغيب گردند.

 

مسئوليتهاي حرفه اي ناظر آموزشي (1):

 

1_ مسئوليت ناظر در قبال خويشتن :

 

فقط زماني كه انسان آموخته باشد به خود احترام بگذارد مي تواند احترام به ديگران را نسبت به خود جلب كند. او بايد براي عقايد ، آرا و طرحهاي خويش احترام قائل باشد بدون اينكه دچار تعصب غيرمنطقي شود.

 

1_ جزوه نظارت و راهنمايي تعليماتي . رحيميان ، حميد . دانشگاه تهران . دانشكده علوم تربيتي . سال 1373

 

2_ مسئوليت ناظر در قبال دانش آموزان  :

بچه ها يكي از بزرگترين مسئوليتهاي مربي را تشكيل مي دهند مسئوليتي كه تا پايان دوران معلمي بخش عظيمي از تلاشهاي مربي را به خود اختصاص مي دهد. براي فراهم آوردن بهترين بهره آموزشي براي دانش آموزان لازم است كه مربي نيازهاي آنان را بطور منظم و حساب شده مطالعه و تحليل كند. نيازهاي حال و آينده بچه ها بايد در نظر مربي باشد ، اين نيازها بايستي مبناي برنامه ريزي آموزشي براي دانش آموزان قرار گيرد.

3_ مسئوليت ناظر در قبال حاميان مدرسه :

اگر مربي در مدرسه بعنوان فردي لايق شناخته شود كه افراد جامعه و والدين بتوانند به او اعتماد كنند او قادر به اداره  موفقيت آميز و رهبري عملكرد آرام و مؤثري در مدرسه خواهد بود.

4_ مسئوليت ناظر در قبال كاركنان مدرسه :

اگر ناظر به آنچه مي گويد عامل باشد راحت تر مي تواند معلمان را تشويق به عمل كند. ناظري كه در رفتارش با معلمان رعايت اصول دموكراسي را مي كند مي تواند توقع داشته باشد كه ملعمان با       دانش آموزان در كلاس رفتار مشابهي داشته باشند.

5_ مسئوليت ناظر در قبال رئيس منطقه و مقامات بالاتر :

ناظر در مقابل كساني كه او را به اين منصب گماشته اند مسئول است . مسئوليت او نشانگر وفاداري به اهداف كلي آموزش و پرورش است . ناظر بايد بدون نگرش شخصي به مسايل و مشكلات مدرسه به شكل مناسب به حل آنها بپردازد. در واقع كسي كه نظارت آموزشي مدرسه را به عهده دارد بايد در برقراري رابطه با مديران بالاتر در سطح منطقه و استان با بصيرت و دقت عمل كند.

6_ مسئوليت ناظر در قبال همكاران و هم حرفه اي هاي خويش :

ناظر در قبال مدرسه عضو مهمي از حرفه و رشته نظارت و راهنمايي تعليماتي است . عضويت چنين رشته تخصصي ايجاب مي كند كه ناظر به گونه اي عمل كند كه به اعتبار هم حرفه اي خويش لطمه نزند. ناظران بايد مشورت يكديگر مشكلات آموزشي مدارس را حل كنند. لذا ضروريست كه با هم رابطه داشته باشند. براي آموزش و پرورش كشور لازم است كه امكانات ايجاد انجمنهاي حرفه اي – تخصصي را براي مربيان در حرفه هاي مختلف آموزش و پرورش فراهم نمايد. زيرا از طريق اين مؤسسات مي توان تبادل اطلاعات و رشد حرفه اي ناظران را قوت بخشيد.

 

 

 

 

 

 

نتيجه گيري (1) :

 

از ديدگاه نظريه پردازان سازماني ، راهنمايان آموزشي افرادي هستند كه نمي توانند در آموزش و پرورش تغييرات و اصلاحات اساسي و زيربنايي بوجود آورند. به نظر آنان در عالي ترين شرايط ، راهنمايان آموزشي كساني هستند كه بر اجراي صحيح برنامه ها و خط مشي هاي جديد آموزشي ، روشهاي عملياتي استاندارد كار، حفظ و ارتقاي معيارها و كيفيت تدريس و يادگيري و سرانجام اصلاح و بهبود فرآيند تدريس و يادگيري نظارت دارند. آنان همچنين مي توانند براي ايجاد تغييرات مقطعي و    كوتاه مدتي كه به اصلاح آموزشي در موقعيت ، زمان و مكان خاصي منجر مي شود زمينه مناسب و آماده اي فراهم كنند.

به هر حال راهنمايان آموزشي چه مبتكر و آغازگر تغييرات و تحولات در آموزش و پرورش و مدرسه باشند و چه كنترل كننده خط مشي و برنامه هاي آموزشي و عمليات اجرايي ؛ هدفشان اين است كه مطمئن شوند برنامه ها مطابق طرحهاي پيش بيني شده با موفقيت اجرا مي شود و مدارس ،  دانش آموزان و معلمان به اهدافشان دست مي يابند.

 

اگر قرار باشد راهنمايان آموزشي در تغيير ، اصلاح و ارتقاي كيفيت تدريس و يادگيري و برنامه درسي نقش اساسي داشته باشند ، بايد خواهي نخواهي از نقش سنتي و ديوانسالارانه خود خارج شده ، در اصلاحات آموزشي و برنامه هاي آينده آموزش و پرورش نقش تحولي ، انتقالي و پيشگامي ايفا كنند.    به تعبير سرجيوواني و استارت (1993) فرايند نظارت و راهنمايي بايد فرايند عقلاني و منطقي «تفكر مجدد» در مورد يادگيري و محيط كلاس و مدرسه تلقي شود، در ارزشيابي عملكرد معلمان و كنترل ديوانسالارانه آنان به روشهاي ديرينه و سنتي تفكر مجدد در مورد يادگيري و تدريس و محيط كلاس و مدرسه بايد با كمك معلمان ، مديران و متخصصان ديگر انجام گيرد. راهنمايان آموزشي بايد اين وظيفه و مسئوليت جديد را با تعهد اخلاقي نسبت به دانش آموزان ، معلمان و نظام آموزشي انجام دهند. آنان بايد مأموريت جديد آموزش و پرورش را در دنيايي كه بسرعت و از روي قهر و اجبار در حال تغيير مستمر است در ك كنند، اهداف و مقاصد آن را بشناسند ، تعريف و تحليل مجدد از دانش آموز ، معلم و مدرسه داشته باشند و آنگاه فعاليتهاي آموزشي و پرورشي را در جهت تحقق اين مأموريت ، اهداف و مقاصد جديد هدايت و رهبري كنند.

 

 

 

 


1_ نظارت و راهنمايي آموزشي . نيكنامي ، مصطفي . انتشارات سمت . سال 1377

 

 

هدف راهنمايان آموزشي در آينده بايد غني سازي بعد تفكر انتقادي در مورد اجزاي نظام آموزشي باشد ، نه اجراي روشهاي قديمي و منسوخ و غير مؤثر . آنان بايد به عنوان افرادي حرفه اي كه كارشان بررسي پيچيدگيهاي رفتار و رشد انسان ، فرايند تدريس و يادگيري ، انگيزش معلمان و دانش آموزان ، طراحي برنامه درسي و هدايت و رهبري آموزشي است ، در فراهم ساختن محيط بهترو مناسب تري براي جوانان با ديگر متخصصان همكاري حرفه اي متقابل و گسترده اي داشته باشند.

آنان بايد بنا به ضرورت زماني ، در همه جنبه هاي كار معلم و دانش آموز صاحبنظر باشند، بطوري كه بتوانند آنها را بهتر در مسير آينده شان هدايت كنند.

درمدارس به عنوان جوامع يادگيري (به جاي سازمانهاي آموزشي ) ، تعهدات اخلاقي راهنمايان آموزشي نسبت به معلم و   دانش آموز بايد گسترش يابد. اين تعهدات اخلاقي بايد به صورت هنجارها ، ارزشها و باورهايي كه مورد پذيرش و اعتماد معلمان و دانش آموزان است متجلي شود . مبناي رفتار راهنمايان آموزشي در آينده بايد معيارها و تعهدات اخلاقي نسبت به تحقق مأموريت اصلي آموزش و پرورش ، يعني رشد و پيشرفت همه جانبه دانش آموزان باشد . قوانين و مقررات سازماني نبايد در مدرسه و كلاس درس بر جريانهاي آموزشي و انساني حاكم گردد، بلكه بايد تسهيل كننده و پيش برنده فرآيند آموزش و يادگيري و رشد و پيشرفت معلمان و دانش آموزان باشد. اهميت قوانين و مقررات و مبنا قرار گرفتن آنها در رفتارهاي سازماني تا حدي است كه انگيزه هاي قوي و بالاي معلمان و       دانش آموزان براي كار و تلاش تقويت شود.

در چهارچوب مأموريت جديد آموزشي و پرورشي ، تعهد اخلاقي نظارت و راهنمايي آموزشي (نه به حكم قانون ، نه از روي اكراه و نه از روي سنت ديرينه و عادت) كمك كردن به تحقق مأموريت جديد است . نه تنها راهنمايان آموزشي بايد به صورت يك باور و ارزش نهادي شده و باطناً به اين تعهد اخلاقي اعتقاد داشته باشند بلكه مسئولان و مديران ارشد آموزش و پرورش و مديران مدارس و معلمان نيز بايد به آن اعتقاد راسخ پيدا كنند. همه افراد مسئول و ذينفع در جامعه آموزش و پرورش بايد در قبال مأموريت جديد آن تعهد اخلاقي داشته باشند و عملاً آن را در فعاليتهاي خود بروز دهند.

هنگامي كه معلمان ، مديران ، والدين ، دانش آموزان و جامعه در تلاش براي نيل به مأموريت جديد آموزش و پرورش درك صحيحي از تغييرات و تحولاتي كه بايد انجام گيرد نداشته باشند و تعارض بين افراد و مقاومت در مقابل تغييرات شدت يابد ، نقش راهنمايان آموزشي در رفع تعارضات و كاهش مقاومتها در مقابل تغييرات نمايان مي شود. وظيفه راهنماي آموزشي در آينده ايجاب مي كند كه براي نزديك كردن افكار و نظريات جناحهاي ذينفع در آموزش و پرورش با آنان همكاري نزديك و مستمر داشته باشند و تمام كوشش خود را براي ايجاد يكپارچگي و وحدت در آنان بكار گيرد.

 

 

رشد جوانان ، توسعه آموزش و پرورش و توسعه ملي در گرو توجه خاص به نيروي انساني در آموزش و پرورش است . اگر مي خواهيم آموزش معنا پيدا كند ، خلاقيتها بارور گردد ، بهره وري نيروي انساني بالا رود، اهداف و معيارهاي بالايي از عملكرد بدست آيد ، بايد تحولي فكري و تعهدي اخلاقي در قبال تحقق مأموريت جديد آموزش و پرورش و نظارت و راهنمايي آموزشي درجهان متحول امروزي و قرن نامطمئن آينده در تك تك آحاد و مسئولان و مجريان آموزش و پرورش بوجود آوريم .

در قرن آينده آموزش و پرورشي در مأموريتش براي جامعه و جوانان موفق است كه بتواند به قدري كه مؤيد و تضمين كننده موفقيت ملي و جهاني باشد اولويت ها و سرمايه هاي لازم را به آموزش و پرورش اختصاص دهد.

 

 

منابع :

1_ نظارت و راهنمايي تعليماتي . وكيليان ، منوچهر . انتشارات دانشگاه پيام نور . 1380

2_ جزوه نظارت و راهنمايي تعليماتي ، رحيميان ، حميد دانشگاه تهران . دانشكده علوم تربيتي . 1373

3_ نظارت و راهنمايي آموزشي . نيكنامي ، مصطفي . انتشارات سمت . 1377

 

 

 

                                                                                   شكوه قوانيني

                                                                                                                                 كارشناس مسئول برنامه ريزي

                               مدارس شبانه روزي و نمونه دولتي