بانک مقالات و تحقیقات آموزشی - فرهنگی

Educational And Cultural Articles And Researches-Mahmoud Hosseini Weblog

قدرت و اختیار در مدیریت

تعــــریف قـــــدرت:

از دیدگـــاه ماکــــس وبــــر:

احتمال اینکه فرد در میان روایط اجتماعی در جایگاهی باشد که بتواند تمایلات خود را علیرغم مخالفت دیگران انجام دهد.

 

از دیدگاه فقـــر:

قدرت عبارت است از توانائی بالقوه برای تاثیر در رفتاردیگران، برای تغییر در رشته ای از فعالیتها، فائق شدن بر مقاومتها و وادار کردن افرادبه انجام کارهائی که احتمالا بدون استفاده از آن، آن کارها را انجام نمیدادند.

 

از دیدگـــاه لوتانـــــز :

قدرت عبارت است از وادار کردن فرد یا گروهی برای انجام کار.

 

منابـــــع قـــــدرت :

دو نوع قدرت وجود دارد: قدرت فــــردی و قدرت سازمانـــــی.

الف - منابـــع قدرت فــــــردی 

منابـــع قدرت فـــردی از دید لــــوتانــــز

۱- قدرت مبتنـــی بر پاداش: توانائی دادن پاداش.

۲-  قدرت مبتنــــی بر زور: قـــدرت تنبیه یا توبیخ سایــــرین.

۳- قدرت مبتنـــی بر تخصـــص:

مبتنی بر مهـــارت بالا یا دانش است که فــــرد در رابطه با کاری دارد.

۴- قدرت قانونـی: عبارت است از اختیاراتی که یک پست رسمی به فرد میدهد.

۵- قدرت مــــرجعیت: منشا این قدرت ویژگیهای شخصیتی است.

 

از نظر ماکس وبــــر سه نوع قدرت وجود دارد:

۱- قــــدرت سنتــــی:

که بر مبنای باورهای تثبیت یافته در زمینه تقدس سنتهای دیرین و مشروعیت اعمال قدرت تحت آن می باشد. ریش سفیدان، حکومت پدر شاهی و ملوک الطوایفی.

۲- قدرت عقلائـــی ـ قانونــی:

که بر مبنای باور بر مشروعیت الگوها و هنجارهای مقررات و باور به حقوق کسانی است که تحت آن قوانین به اعمال قدرت و صدور دستور می پردازند.

۳- قدرت کاریزمـــــــاتیک ( مـــــــرجعیت ):

که بر مبنای دلبستگی به تقدس یا شجاعت و یا ویژگی شخصی و الگوهای هنجاری یا نظمی است که از طرف فرد استثنائی ظاهر و مقرر شده است.

 

* کاریـــــــزمــــا

در دوره های بی ثباتی و بحران بوجود می آید. زمانی که معیارهای استثنائی به کار می آید و ظاهرا از جانب افرادی که دارای موهبت روح و فکر استثنائی هستند ارائه می شود. چنین رهبرانی شکوه و قدرت خود را در برانگیختن دلبستگی تعصب آمیزدیگران حول نظریات شخصی خود درباره اصلاح طلبی نشان می دهند. با وجود این بقا چنان حرکتهائی می بایست با ایجاد ساختارهای سنتی جدید و یا ساختارهای بروکراتیک جدید به سمت یک یا چند شکل با ثبات حرکت کنند. در این حالت کاریزما شکل عادی می گیرد. یعنی دایره هواداران آن وسعت می یابد و شامل افرادبیشتر با عهد کمتر  می شود. منابع سیتماتیک حمایت به جای کمکهای داوطلبانه احساسی و لی نامنظم قرار می گیرند. رواط شخصی بین رهبر و پیروان جای خودرا به نظم بیشتر و ترتیبات ساختاری غیر شخصی می دهند. و زنجیره مقررات و در پی شناخت این واقعیت توسعه می یابد. زیرا که هیچکس ( حتی رهبر مافوق انسانی ) تا ابد زنده نمی ماند.

 

ب ـ منابــــع قدرت در سطـــــوح سازمــــــان : 

تعـــــریف قــــــدرت سازمانــــی :

توانائی یک نفر یا دایره ای از سازمان در اعمال نفوذ بر روی دیگران برای رسیدن به نتیجه مورد انتظار و عبارت است از توانائی بالقوه برای اعمال بر دیگران در درون سازمان ولی با هدف رسیدن به نتایجی که مورد نظر صاحبان قدرت است. قدرت سازمانی در پست سازمانی وجود دارد نه در شخص. قدرت یک نیروی نا محسوس و نا مشهود است. نمی توان آن را دید ولی می توان اثرات ان را احساس کرد.

 

نمونه هایی از شاخصهای درک قــدرت در ســازمان :

۱- در مقایسه با سایر واحدها بودجه بیشتری می گیرند.

۲- برای اعضا و کارکنان واحد خود افزایش حقوق بیشتری می گیرند.

۳- جدول تولید را به سلیقه خود تنظبم  می کنند.

۴- در جلسات سیاستگذاری نکات مورد نظر خود را می گنجانند.

 

منابع قدرت در مدیــــران رده عالــــی سازمان :

۱- پست یا مقام سازمانی ( مشروعیت قانونــــی )

۲- منابع ( سرشکن کردن یا تخصیص منابع )

۳- شیوه کنترل اطلاعات و تعیین محدوه تصمیمگیری

۴- قرار گرفتن در کانون شبکه ( واگذاری پستها به افراد و زیر دستان )

 

منابــــع قدرت در  مدیــــران رده ميانـــی و پاییـــن:

۱- منابـــع قدرت شخصـــی:

تخصص، تلاش، تلقین ( متقاعد ساختن ) و دستکاری در حسابها و اطلاعات.

۲- منابـــع قــدرت در پست سازمانــــی:

محل فیزیکی یا جغرافیایی ( مسئول دفتر )، قرار داشتن در مسیــــر اطلاعات و دسترســـی به منابع.

 

منابـــع قدرت در واحـدهای سازمانــــی :

۱- وابستگی واحد الف به واحد ب

۲- منابع مالی: واحدهای سوداورتر مهم تر هستند. 

۳- مرکزیت: محور اصلی فعالیت های سازمان 

۴- نداشتن جایگــــزین 

۵- سازش با پدیده عـــدم اطمینان

 

اختیـــــــــــارات :

تعـــــــریف اختیــــــار:

قدرت قانونی و یک منبع قدرت است. اختیار عبارت است از حق کنترل یا تغییر دیگران. اختیار از جهت پذیرش و قانونی بودن و افزایش میزان آن بر اثر ارتقاء در سلسله مراتب سازمانی با قدرت فرق دارد.

 

انــــــــواع اختیــــــــــارت:

۱- حق دستور دادن (Right to order )

۲- حق تصمیم گیری ( Right to Decision making )

۳- قدرت تشویق کردن ( Right to Reward )

۴- قدرت تنبیه کردن (Right to Punish )

 


http://www.feslamieh.blogfa.com/post-10.aspx
+ نوشته شده در  جمعه 3 اردیبهشت1389ساعت   توسط وحیده وحدتی  | 

تعــــریف قـــــدرت:

از دیدگـــاه ماکــــس وبــــر:

احتمال اینکه فرد در میان روایط اجتماعی در جایگاهی باشد که بتواند تمایلات خود را علیرغم مخالفت دیگران انجام دهد.

 

از دیدگاه فقـــر:

قدرت عبارت است از توانائی بالقوه برای تاثیر در رفتاردیگران، برای تغییر در رشته ای از فعالیتها، فائق شدن بر مقاومتها و وادار کردن افرادبه انجام کارهائی که احتمالا بدون استفاده از آن، آن کارها را انجام نمیدادند.

 

از دیدگـــاه لوتانـــــز :

قدرت عبارت است از وادار کردن فرد یا گروهی برای انجام کار.

 

منابـــــع قـــــدرت :

دو نوع قدرت وجود دارد: قدرت فــــردی و قدرت سازمانـــــی.

الف - منابـــع قدرت فــــــردی 

منابـــع قدرت فـــردی از دید لــــوتانــــز

۱- قدرت مبتنـــی بر پاداش: توانائی دادن پاداش.

۲-  قدرت مبتنــــی بر زور: قـــدرت تنبیه یا توبیخ سایــــرین.

۳- قدرت مبتنـــی بر تخصـــص:

مبتنی بر مهـــارت بالا یا دانش است که فــــرد در رابطه با کاری دارد.

۴- قدرت قانونـی: عبارت است از اختیاراتی که یک پست رسمی به فرد میدهد.

۵- قدرت مــــرجعیت: منشا این قدرت ویژگیهای شخصیتی است.

 

از نظر ماکس وبــــر سه نوع قدرت وجود دارد:

۱- قــــدرت سنتــــی:

که بر مبنای باورهای تثبیت یافته در زمینه تقدس سنتهای دیرین و مشروعیت اعمال قدرت تحت آن می باشد. ریش سفیدان، حکومت پدر شاهی و ملوک الطوایفی.

۲- قدرت عقلائـــی ـ قانونــی:

که بر مبنای باور بر مشروعیت الگوها و هنجارهای مقررات و باور به حقوق کسانی است که تحت آن قوانین به اعمال قدرت و صدور دستور می پردازند.

۳- قدرت کاریزمـــــــاتیک ( مـــــــرجعیت ):

که بر مبنای دلبستگی به تقدس یا شجاعت و یا ویژگی شخصی و الگوهای هنجاری یا نظمی است که از طرف فرد استثنائی ظاهر و مقرر شده است.

 

* کاریـــــــزمــــا

در دوره های بی ثباتی و بحران بوجود می آید. زمانی که معیارهای استثنائی به کار می آید و ظاهرا از جانب افرادی که دارای موهبت روح و فکر استثنائی هستند ارائه می شود. چنین رهبرانی شکوه و قدرت خود را در برانگیختن دلبستگی تعصب آمیزدیگران حول نظریات شخصی خود درباره اصلاح طلبی نشان می دهند. با وجود این بقا چنان حرکتهائی می بایست با ایجاد ساختارهای سنتی جدید و یا ساختارهای بروکراتیک جدید به سمت یک یا چند شکل با ثبات حرکت کنند. در این حالت کاریزما شکل عادی می گیرد. یعنی دایره هواداران آن وسعت می یابد و شامل افرادبیشتر با عهد کمتر  می شود. منابع سیتماتیک حمایت به جای کمکهای داوطلبانه احساسی و لی نامنظم قرار می گیرند. رواط شخصی بین رهبر و پیروان جای خودرا به نظم بیشتر و ترتیبات ساختاری غیر شخصی می دهند. و زنجیره مقررات و در پی شناخت این واقعیت توسعه می یابد. زیرا که هیچکس ( حتی رهبر مافوق انسانی ) تا ابد زنده نمی ماند.

 

ب ـ منابــــع قدرت در سطـــــوح سازمــــــان : 

تعـــــریف قــــــدرت سازمانــــی :

توانائی یک نفر یا دایره ای از سازمان در اعمال نفوذ بر روی دیگران برای رسیدن به نتیجه مورد انتظار و عبارت است از توانائی بالقوه برای اعمال بر دیگران در درون سازمان ولی با هدف رسیدن به نتایجی که مورد نظر صاحبان قدرت است. قدرت سازمانی در پست سازمانی وجود دارد نه در شخص. قدرت یک نیروی نا محسوس و نا مشهود است. نمی توان آن را دید ولی می توان اثرات ان را احساس کرد.

 

نمونه هایی از شاخصهای درک قــدرت در ســازمان :

۱- در مقایسه با سایر واحدها بودجه بیشتری می گیرند.

۲- برای اعضا و کارکنان واحد خود افزایش حقوق بیشتری می گیرند.

۳- جدول تولید را به سلیقه خود تنظبم  می کنند.

۴- در جلسات سیاستگذاری نکات مورد نظر خود را می گنجانند.

 

منابع قدرت در مدیــــران رده عالــــی سازمان :

۱- پست یا مقام سازمانی ( مشروعیت قانونــــی )

۲- منابع ( سرشکن کردن یا تخصیص منابع )

۳- شیوه کنترل اطلاعات و تعیین محدوه تصمیمگیری

۴- قرار گرفتن در کانون شبکه ( واگذاری پستها به افراد و زیر دستان )

 

منابــــع قدرت در  مدیــــران رده ميانـــی و پاییـــن:

۱- منابـــع قدرت شخصـــی:

تخصص، تلاش، تلقین ( متقاعد ساختن ) و دستکاری در حسابها و اطلاعات.

۲- منابـــع قــدرت در پست سازمانــــی:

محل فیزیکی یا جغرافیایی ( مسئول دفتر )، قرار داشتن در مسیــــر اطلاعات و دسترســـی به منابع.

 

منابـــع قدرت در واحـدهای سازمانــــی :

۱- وابستگی واحد الف به واحد ب

۲- منابع مالی: واحدهای سوداورتر مهم تر هستند. 

۳- مرکزیت: محور اصلی فعالیت های سازمان 

۴- نداشتن جایگــــزین 

۵- سازش با پدیده عـــدم اطمینان

 

اختیـــــــــــارات :

تعـــــــریف اختیــــــار:

قدرت قانونی و یک منبع قدرت است. اختیار عبارت است از حق کنترل یا تغییر دیگران. اختیار از جهت پذیرش و قانونی بودن و افزایش میزان آن بر اثر ارتقاء در سلسله مراتب سازمانی با قدرت فرق دارد.

 

انــــــــواع اختیــــــــــارت:

۱- حق دستور دادن (Right to order )

۲- حق تصمیم گیری ( Right to Decision making )

۳- قدرت تشویق کردن ( Right to Reward )

۴- قدرت تنبیه کردن (Right to Punish )

 


http://www.feslamieh.blogfa.com/post-10.aspx