بانک مقالات و تحقیقات آموزشی - فرهنگی

Educational And Cultural Articles And Researches-Mahmoud Hosseini Weblog

مسائل اساسي در برنامه‌ريزي درس انشاء

اريخ خبر:  اطلاعات یکشنبه12 دی 1389 -27محرم 1432 -2 ژانویه 2011- شماره 24935

مسائل اساسي در برنامه‌ريزي درس انشاء
علي پورعليرضا توتکله- کارشناس ارشد برنامه ريزي درسي


برنامه‌ريزي درسي عبارت از برنامه‌ريزي فعاليت‌هاي ياددهي- يادگيري براي ايجاد تغييرات مطلوب در رفتار يادگيرنده و ارزيابي ميزان تحقق اين تغييرات است. فرايند يادگيري در هر دوره تحصيلي با عوامل مختلف ارتباط دارد. نقش معلم، ارتباط متقابل دانش‌آموزان، وسايل کمک آموزشي، فضاي يادگيري، مهارت و توانايي‌هاي يادگيرنده و بويژه محتواي آموزشي و موضوعات درسي، از جمله عواملي هستند که هر کدام در يادگيري مؤثرند. براي ايجاد تغييرات مطلوب در رفتار فراگيرندگان، لازم است برنامه‌ريزي درسي به طور جامع و کامل تهيه و تدوين و تمامي عوامل و مسائل آن با دقت و به درستي پيش‌بيني شوند. برنامه‌ريزي درسي بايد با تجربه‌هاي فراگيرندگان ارتباط داشته باشد و با توجه به آمادگي جسمي و رواني آنها پايه‌ريزي شود. همچنين برنامه‌ريزي درسي بايد با مسأله بهبود و اصلاح زندگي فردي و اجتماعي دانش‌آموزان سر وکار داشته باشد و بعنوان يک امر مهم در هدايت و راهنمايي زندگي آنان تلقي شود. علاوه بر اين برنامه‌ريزي درسي در هر دوره تحصيلي بايد با اهداف آموزش و پرورش و مراحل رشد شاگردان هماهنگ باشد. در نظام تعليم و تربيت هر جامعه که اهميت و جايگاه و آن بر کسي پوشيده نيست، داشتن برنامه‌اي مدون و منسجم بسيار لازم و ضروري است.

اگر مسئولان آموزشي و تربيتي، برنامه‌ها را به خوبي تدوين کنند و رهنمودهاي جامعي را براي اجراي آن ارائه دهند، معلم و دانش‌آموز به وظايف و تکاليف خود واقف و آگاه مي‌شوند و پيش‌بيني‌هاي لازم را در جهت رسيدن به اهداف و نتايج برنامه بعمل مي‌آورند، تا بر اين اساس بتوانند وظايف و تکاليف خود را به درستي و با کيفيتي عالي انجام دهند. اين مقاله براساس کار تحقيقي در مورد محتواي آموزشي درس انشاء پايه اول راهنمايي تحصيلي به رشته تحرير در آمده است. هر چند در اين مقاله محتواي آموزشي درس انشاء و برنامه پيشنهادي براي ارائه آن، به‌عنوان يک کار تحقيقي بوده و شايد ارتباط چنداني با موضوعات درس انشاء در پايه اول راهنمايي نداشته باشد، اما مي‌تواند در توضيح و تشريح عوامل و مسائل اساسي برنامه ريزي درسي، مراحل و روند اجراي آن در اين دوره، تا حدودي مؤثر و مفيد واقع شود. بر همين اساس در اين مقاله، مفاهيم، مراحل، اجزا و عناصر برنامه‌ريزي درسي با توجه به محتواي ارائه شده براي آموزش درس انشاء در پايه اول راهنمايي، بطور خلاصه بررسي شده است. 



مراحل برنامه ريزي درسي

برنامه‌ريزي درسي در روند کار خودش مراحلي را طي مي‌کند که عبارتند از:

1- شناخت وضع موجود: برنامه ريزان درسي قبل از هر چيز بايد امکانات، توانايي‌ها و محدوديت‌هاي دوره‌هاي مختلف تحصيلي را بشناسند و با تکيه براطلاعات بدست آمده، تصميمات معقول و منطقي بگيرند. اگر اين مرحله بخوبي انجام نگيرد، برنامه‌ريزان، نمي‌توانند براي حرکت به سوي آينده‌اي بهتر با اطمينان و اعتماد بيشتر گام بردارند. 

2- تعيين هدف: پس از بررسي وضع موجود، انتظارات و خواست‌هايي براي برنامه ريزان طرح مي‌شود. اين انتظارها وقتي به صورت واضح و با توجه به امکانات و محدوديت‌ها بيان شوند، هدف‌هاي مورد نظر را تشکيل مي‌دهد هدف‌هاي تعيين شده به تمامي فعاليت‌ها و تصميم‌گيري‌هاي بعدي جهت مي‌دهد و ميان اقدامات گوناگون هماهنگي بوجود مي‌آورد.

3- پيش بيني روش‌ها و وسايل: با اينکه مشخص کردن هدف‌ها اهميت زياد دارد، اگر براي تحقق آنها روش‌ها و وسايل مناسب در نظر گرفته نشود، بهترين هدف‌ها روي کاغذ مي‌ماند و نتيجه نمي‌دهد. بايد برنامه‌ريزان تعيين کنند که با چه روش‌هايي قصد دارند به هدف‌هاي مورد نظر برسند و در به کار گيري روش‌ها به چه وسايلي نياز دارند.

4- اجراي آزمايشي: پس از تعيين هدف، روش‌ها و وسايل، برنامه تهيه شده به صورت آزمايشي در چند نمونه محدود اجرا مي‌شود. اين کار به قصد اعتبار بخشي به برنامه و کسب اطمينان از وسايل مختلف انجام مي‌گيرد، ضمن اينکه مي‌توان به اتکاي آن اصلاحات لازم را در برنامه و مراحل مختلف آن انجام داد.

5- اجرا: در اين مرحله برنامه به طور کامل به اجرا در مي‌آيد. تهيه لوازم مورد نياز و ايجاد شرايط اجرايي مناسب از ضروريات اجراي برنامه است. با اينکه در مرحله آزمايشي اقداماتي به عمل مي‌آيد، اجراي کامل يک برنامه شرايط متناسب خود را مي‌طلبد.

6- ارزشيابي: بخشي از نقاط قوت و ضعف برنامه ضمن اجراي آزمايشي آن خود را نشان مي‌دهد، ولي ارزشيابي تلاش منظم و مستمري است براي بررسي موفقيت‌ها و کاستي‌ها و مشکلات در دستيابي به هدف‌هاي مورد انتظار. اين کار را مي‌توان همزمان با اجراي مراحل متعدد برنامه يا در پايان کار، انجام داد، هر چند تلفيق اين دو معمولاً بهتر است.



اجزا و عناصر برنامه درسي

1- هدف: چه انتظاري از تربيت شونده وجود دارد؟

2- محتوا: چه تجاربي براي تربيت شونده مهيا شده است؟

3- سازماندهي: با چه نظمي تجارب به تربيت شونده عرضه شوند؟

4- شيوه ارائه: چگونه تجارب در اختيار تربيت شونده قرار مي‌گيرند؟

5- زمان: چه موقع تجارب در اختيار تربيت شونده قرار مي‌گيرند؟

6- موقعيت (مکان): در چه فضايي تجارب در اختيار تربيت شونده قرار مي‌گيرند؟

7- ارزشيابي: به چه طريقي از توفيق تربيت شونده اطلاع حاصل مي‌شود؟



ويژگي‌هاي دوره راهنمايي تحصيلي

با توجه به اينکه دوره راهنمايي تحصيلي از دوره‌هاي بسيار و مهم و حساس است، برنامه ريزي درسي بايد در راستاي رشد فراگيرندگان و در ابعاد گوناگون صورت گيرد. در اين دوره آهنگ رشد جسمي فراگيرنده بسيار سريع است، از اين رو بايد از ترتيب دادن فعاليت‌هايي که انرژي زيادي مي‌طلبد و موجب خستگي نوجوان مي‌‌شود، خودداري شود. همچنين با توجه به اينکه نوجوان وارد مرحله تفکر انتزاعي مي‌شود، بايد محتواي دروس در اين دوره در سطحي عميق‌تر مطرح شود و با مشغول کردن ذهن دانش‌آموز با موضوعات درسي متفاوت، فرايند و شرايط جديدي براي آنها بوجود آيد، تا زمينه لازم براي تربيت عقلاني و رشد شناختي آنان فراهم شود. در مدارس راهنمايي تحصيلي، نوجوانان با معنا و مفهوم بلوغ و علايم و نشانه‌هاي آن و فلسفه فعاليت‌هاي جنسي آشنا مي‌شوند، که اين امر بايد با روش صحيح، بطور غيرمستقيم و بوسيله افرادي که حسن نيت دارند، انجام گيرد. همچنين اين موضوع مي‌تواند در برنامه‌هاي آموزش خانواده در مدارس راهنمايي تحصيلي مطرح شود و مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گيرد. علاوه بر اين بايد برنامه‌ريزي‌هاي مناسبي براي پاسخگويي به سئوالات نوجوانان پيش‌بيني و زمينه لازم براي رشد و تکامل اجتماعي آنها فراهم شود. دوره راهنمايي تحصيلي از چند جهت حائز اهميت است:

1- دوره انتقال از محيط ساده مدارس ابتدايي به محيط پيچيده‌تر مدارس متوسطه است. دوره‌اي که انتقال از کودکي را به اواخر نوجواني و اوايل جواني بر عهده دارد.

2- در مقايسه با دوره ابتدايي از نظر تنوع دروس و تنوع دبير تفاوت قابل ملاحظه‌اي دارد. 

3- دانش‌آموزان اين دوره را معمولاً نوجواناني تشکيل مي‌دهند که به لحاظ ماهيت زيست محيطي، اجتماعي، عاطفي و رواني خود نسبت به دانش‌آموزان دوره ابتدايي، ويژگي‌هاي متفاوتي دارند.

4- گروه سني شاغل به تحصيل در دوره راهنمايي تحصيلي را بيشتر نوجوانان يازده تا سيزده ساله تشکيل مي‌دهند که در اين سال‌ها آثار بلوغ در آنان ظاهر مي‌شود و مرحله حساسي از زندگي به نام نوجواني را آغاز مي‌کنند.

5- تفکر انتزاعي دانش آموزان در اين دوره شکل مي‌گيرد و ارائه موضوعات درسي و شيوه‌هاي آموزشي به آنان نسبت به دانش‌آموزان دوره ابتدايي، تفاوت بارز و قابل توجهي پيدا مي‌کند.

6- استعدادهاي عمومي نوجوان به تدريج آشکار مي‌شود و زمينه انتخاب واحدهاي درسي و رشته تحصيلي اختصاصي‌تر فراهم مي‌شود.



اهميت نوشتن

غالباً مشاهده مي‌شود که بسياري از افراد در نوشتن متون ضعف دارند و معمولاً با اشکالاتي مواجه مي‌شوند يا قادر نيستند افکار و انديشه‌هاي خود را به صورت سليس و روان تحرير كنند، لذا سعي مي‌کنند اموري را انجام دهند که کمتر به نوشتن نياز داشته باشد. شايد بتوان گفت که نواقص و نارسايي در بيان افکار و انديشه از طريق نوشتن، يکي از مهمترين علل ناتواني در مهارت‌هاي ارتباطي است. واقعاً چرا بيان افکار و عقايد از طريق نوشتن اين قدر مشکل است و به چه دليل افراد نمي‌توانند از طريق نوشتن به راحتي با هم ارتباط برقرار کنند. از دلايل مهمي که مي‌توان در اين مورد مطرح کرد اين است که شکل نوشتاري زبان برخلاف شکل گفتاري آن، دربرگيرنده بهترين، بــالاتــرين و پيچيده‌ترين شکل ارتباط ميان افراد است و در سلسله مراتب آموختن مهارت‌هاي زباني، نوشتن در مرحله آخر آموختن قرار مي‌گيرد. 

نوشتن فعاليت ذهني پيچيده‌اي است، که به مراتب از خواندن بالاتر است. نوشتن درگير فعاليت خلاق ذهن و مستلزم تحليل انديشه و رشد فهم و درک است. «باست» و «جانسون» معتقدند زبان نوشتاري، بالاترين سطح پيشرفت زبان است و در برگيرنده هماهنگي زبان، ادراک، حرکت، توجه و توانايي‌هاي شناختي است. بنابراين توانايي به قلم کشيدن انديشه، مستلزم و متضمن مهارت‌هاي زيادي است، زيرا که سلامت گفتار، توانايي خواندن، مهارت‌هاي املايي، خوانا نويسي و اطلاعات و دانش درباره آيين نگارش در تحرير تفکر، از ضروريات است. زبان و نوشتن از مهمترين عوامل ارتباطي در ميان افراد بشر در هر زمان و مکان است و اگر اين دو (زبان و نوشتن) مورد غفلت و بي‌توجهي قرار گيرند، به تدريج دستور زبان به يک زبان و نوشتار پر از غلط تبديل خواهد شد و اين مسأله در پيشرفت‌هاي ادبي نقش مخرب و منفي خواهد داشت. اگر به تاريخ نظر شود، مشخص مي‌‌شود که همواره نقش و قدرت قلم از نقش و قدرت سلاح بيشتر و بالاتر بوده است و بسياري از دانشمندان و نويسندگان از قلم به‌عنوان سلاحي عليه زورمداران و ستمگران استفاده کرده‌اند. خداوند هم در قرآن از قلم ياد کرده و به آن قسم خورده است. 

همچنين مداد علما را بالاتر از خون شهدا دانسته‌اند. اما بايد ديد که قدرت و ارزش زبان و نوشتن از کجا ناشي مي‌شود.؟ بدون شک مي‌توان گفت که زمينه ساز اصلي در مهارت زباني و نوشتن، کلاس درس انشاء است. درس انشاء در پرورش زبان گفتاري و نوشتاري، مهارت‌هاي ارتباطي و خلاقيت نقش بسيار زيادي دارد. انشاء درسي است که قدرت آفرينش و خلق کردن در آن پنهان است و اگر درست آموزش داده شود، بي‌ترديد زمينه خلاقيت و مهارت‌هاي ارتباطي در دانش‌آموزان بروز خواهد کرد.



نياز سنجي (شناخت وضع موجود)

دانش‌آموز اول راهنمايي در مدرسه با شرايط و موقعيت‌هاي پيچيده‌تري مواجه مي‌شود که از جمله مي‌توان به فضاي جديد آموزشي، تعدد معلمان، روابط گسترده‌تر، قوانين و مقررات پيچيده‌تر و از همه مهمتر کاهش روابط گرم و صميمانه دوره ابتدايي را نام برد. لذا باتوجه به روحيه حساس دانش‌آموزان، که در مرحله گذر از دوران کودکي به دوران نوجواني هستند و حساسيت دوره راهنمايي، احتمال بوجود آمدن مسايل و مشکلات عاطفي و رواني براي دانش‌آموزان وجود دارد، بنابراين اهميت و حساسيت اين دوره نبايد از سوي مسئولان نظام تعليم و ‌تربيت و برنامه‌ريزان درسي مورد غفلت و فراموشي قرار گيرد.

در دوره ابتدايي، آموزش درس انشاء از پايه اول شروع مي‌شود. بدين صورت که دانش‌آموزان در کتاب «بنويسم» با انجام تمرين‌هاي مختلف، با آيين نگارش، نکات مهم دستوري و مقدمات نوشتن انشاء آشنا مي‌شوند و سپس در پايه‌هاي چهارم و پنجم، ضمن تکميل موارد فوق، نوشتن انشاء را نيز به طور مستقل آغاز مي‌کنند. به طوريکه دانش‌آموزان در پايان دوره ابتدايي قادر خواهند بود درباره موضوعات مختلف، انشاي ساده و کوتاهي بنويسند. البته اين نتايج در صورتي حاصل مي‌شود که امکانات لازم براي آموزش درس انشاء فراهم و برنامه‌ريزي درسي نيز به‌طور دقيق انجام شده باشد و معلمان دوره ابتدايي هم با حداکثر توان در راه رسيدن به اهداف اين دوره تلاش کنند. با اين حال نياز سنجي‌ها و بررسي‌هاي به عمل آمده نشان مي‌دهد اغلب دانش‌آموزان دوره ابتدايي درس انشاء و نوشتن را به خوبي فرا نمي‌گيرند و معمولاً بدون کسب آمادگي لازم در اين زمينه به پايه اول راهنمايي راه مي‌يابند. بنابراين ضروري است که به آموزش درس انشاء در دوره راهنمايي، توجه لازم و کافي شود. زيرا اگر در اين دوره نيز آموزش درس انشاء و وضع يادگيري دانش‌آموزان نسبت به آن مطلوب نباشد، آنان به سختي خواهند توانست در دوره‌هاي بعدي اين نقيصه و مشکل را برطرف کنند. شايد تعدادي از آنها براي هميشه از نوعي ضعف در نوشتن رنج ببرند و هرگز قادر نباشند، افکار و انديشه‌هاي خود را به شکلي مناسب و دلخواه بر روي کاغذ بياورند و اگر اين روند به همين شکل ادامه يابد، پيشرفت‌هاي ادبي، فرهنگ جامعه، ارتباطات و مناسبات اجتماعي و افکار و انديشه‌ها دچار مشکل خواهد شد. 



ارائه محتوا براي آموزش درس انشاء

در اينجا هدف برنامه ريزان درسي به منظور ارائه يک برنامه دقيق و جامع براي آموزش درس انشاء در پايه اول راهنمايي، آن است که دانش‌آموزان در درس انشاء و نوشتن، پيشرفتي مناسب و مطلوب داشته باشند. براي رسيدن به اين هدف از محتواي آموزشي مناسبي استفاده مي‌شود که شيوه‌هاي صحيح نوشتن، چگونگي تمرين و ممارست، روش‌هاي مختلف به کار بردن کلمات در نوشتن و مفاهيمي ‌از اين قبيل را به دانش‌آموزان ارائه مي‌دهد. اين تجارب آموزشي از ساده به مشکل طبقه‌بندي شده و از طريق روش‌هاي آموزشي مناسب، مانند سخنراني، پرسش و پاسخ و غيره به دانش‌آموزان آموزش داده مي‌شود. محتواي آموزشي و موضوعات درسي که براي آموزش درس انشاء در پايه اول راهنمايي پيش بيني شده است، در 9 عنوان درسي تنظيم شده، که در 25 جلسه تدريس به دانش‌آموزان ارائه مي‌شود. اين محتواي آموزشي در شرايط فيزيکي کلاس در اختيار دانش‌آموزان قرار مي‌گيرد که سعي بر آن است تا فضاي کلاس از هر نظر براي يادگيري مناسب باشد. در نهايت ارزشيابي از درس انشاء به اين منظور انجام مي‌گيرد، که از دستيابي دانش‌آموزان به اهداف مورد نظر اطمينان حاصل شود. اين ارزشيابي از نوع پاياني و معياري است ، که از طريق آزمون هاي مختلفي صورت مي‌گيرد. البته معلم براي آنکه از چگونگي تحقق هدف‌هاي آموزشي هر بخش از مطالب تدريس شده آگاه شود، آموخته‌هاي دانش‌آموزان را در پايان هر بخش مورد ارزشيابي قرار مي‌دهد، تا جريان يادگيري آنان را بطور مستمر هدايت کند.



عناوين درس انشاء

1- نخستين گام در راه نوشتن‏.‏

2- اشياء ساده و مناظر را توصيف کنيم.

3- خصوصيات جسمي‌و شرح حال خود‏ را بنويسيم.‏

4- نوشتن نامه.

5- زادگاه يا محل اقامت خود را وصف کنيم.‏

6- هر کس به شيوه خود مي‏‌نويسد.‏

7- زبان گفتاري با زبان نوشتاري تفاوت دارد.

8- وقايع، گفتگوها و انديشه‏‌هاي روزانه خود را يادداشت کنيم.‏

9- وقايع، مناظر و حالات را بازسازي کنيم.

codex09x

page11

با توجه به عناصر ياد شده در برنامه ريزي درسي، عنوان درس نخست به اين دليل «نخستين قدم در راه نوشتن» انتخاب شده است، که معلم با اگاهي به اينکه دانش‌آموزان پايه اول راهنمايي تسلط چنداني در درس انشاء و نوشتن ندارند، با بکارگيري شيوه‌هاي مختلف آنها را راهنمايي و هدايت کند که درباره موضوعات گوناگون فکر کنند و با توجه به تجربيات، دانش و اندوخته‌اي که از دوره ابتدايي دارند، بتوانند افکار و انديشه‌هاي خود را روي موضوعات مورد علاقه شان متمرکز كنند و آنچه را که به ذهنشان مي‌آيد، بر روي کاغذ بياورند. همچنين معلم بايد دانش‌آموزان را تشويق کند و تمامي ‌تلاش خود را به کار گيرد، تا‌ ترس از نوشتن را در آنها از بين ببرد و با ارائه مفاهيم، مثال‌ها و موضوعات مختلف و شرح و توصيف آنها به صورت ساده و آسان، دانش‌آموزان را عادت دهد درباره هرچه که بينند، يا مي‌شنوند و يا مي‌خوانند، خوب فکر کنند و سپس افکار و انديشه‌هاي خود را از طريق نوشتن بيان کنند، از نوشتن نهراسند تا بتدريج در اين زمينه مهارت و آمادگي لازم را بدست آورند. درس اول انشاء با عنوان (نخستين قدم در راه نوشتن) در سه جلسه پياپي به دانش‌آموزان ارائه مي‌شود و اين محاسبه زماني به اين دليل بوده است که آنها ضعف‌ها و مشکلاتي در درس انشاء و نوشتن دارند و اين کار سبب مي‌شود که دانش‌آموزان با آمادگي بيشتري وارد گام‌هاي بعدي شوند. بنابراين ضروري است که براي ارائه درس اول انشاء به دانش‌آموزان زمان بيشتري صرف شود تا آنها در فراگيري درس انشاء و نوشتن به حرکت و جنب و جوش بيفتند و در اين جلسات و در سايه هدايت و راهنمايي موثر معلم و انجام فعاليت‌هاي کلاس و تمرين‌هاي پيش بيني شده، تسلط و مهارت خود را در نوشتن افزايش دهند و اين روند با ارائه ساير محتواي آموزشي و موضوعات درسي که براي آموزش درس انشاء در پايه اول راهنمايي تهيه و پيش بيني شده است، ادامه مي‌يابد. انتخاب محتوا هميشه به عنوان يک عنصر مهم و اساسي در برنامه‌ريزي درسي مطرح است. محتواي خوب بايد جامعيت داشته باشد، يعني تمامي عناصر برنامه درسي را در برگيرد. اگر محتوا فقط مجموعه‌اي از اطلاعات و مفاهيم باشد و هيچ گونه فعاليتي را براي دانش‌آموزان در نظر نگيرد، يادگيري مفيد و مؤثر رخ نخواهد داد و مهارت‌هاي ذهني و عملي نيز به طور موثر در دانش‌آموزان شکل نمي‌گيرد. بنابراين مي‌توان گفت: محتوا عبارت است از مجموعه مفاهيم، اصول، مهارت‌ها، ارزش‌ها و گرايش‌هايي که از سوي برنامه‌ريزان و به قصد تحقق اهداف انتخاب و سازماندهي مي‌شود. در محتواي ارائه شده براي آموزش درس انشاء در پايه اول راهنمايي، تلاش شده است که محتوا از نوعي جامعيت برخوردار باشد. و تمامي ‌اطلاعات، مفاهيم و فعاليت‌هاي مربوط به درس انشاء را در برگيرد. از اين رو فقط به ارائه دانش و اطلاعات اکتفا نکرده و فعاليت‌ها و تمرين‌هايي را براي دانش‌آموزان مهيا شده است، تا با انجام دادن آنها به مهارتهاي لازم در نوشتن دست پيدا کنند. يکي از عواملي که باعث مي‌شود يادگيري‌هاي دانش‌آموزان در مدرسه تأثير کمتري روي شخصيت آنها بگذارد، آن است که محتواي درسي معمولاً براساس برداشت‌هاي برنامه ريزان و توليدکنندگان مواد آموزشي انتخاب مي‌شود و تجارب يادگيرنده در آن دخالتي ندارد. بنابراين بايد در انتخاب محتوا از اصولي مانند اهميت، اعتبار، سودمندي، علاقه، قابليت يادگيري و انعطاف‌پذيري استفاده شود. به عبارت ديگر بايد محتوايي انتخاب شود که از اهميت بالايي برخوردار باشد، تا بتواند اهداف پيش‌بيني شده را تحقق ببخشد. محتواي درسي بايد ضمن داشتن اعتبار علمي، قابل بررسي و بازبيني باشد، توانايي‌ها و مهارت‌هايي را در دانش‌آموزان ايجاد کند و مورد علاقه آنها باشد. همچنين محتواي درسي بايد نيازها و خواست‌هاي فراگيرندگان را برآورده سازد و زمينه‌هايي را فراهم کند، تا براساس آن دانش‌آموزان بتوانند اطلاعاتي را درباره شغل آينده خود بدست آورند. علاوه بر اين محتواي درسي بايد قابل آموزش و يادگيري باشد، يعني به اين صورت نباشد که دانش‌آموز فقط آن را حفظ کند و پس از پايان دوره و امتحانات آنها را به کلي از ذهن خود پاک كند. محتواي درس انشاء در پايه اول راهنمايي به گونه‌اي ارائه شده است، که اگر دانش‌آموز تحت راهنمايي و هدايت معلم به يادگيري بپردازد و فعاليت‌هاي کلاسي و تکاليف و تمرين‌هاي درسي را به موقع انجام دهد، به تدريج مهارت نسبتاً خوبي در نوشتن به دست مي‌آورد، که پيوسته مي‌تواند از آن در حل مسائل و مشکلات خود استفاده کند و ديگر اينکه محتواي درس انشاء در زمان پيش بيني شده قابل ارائه به دانش‌آموزان است و معلم مي‌تواند طبق جدول زمان بندي که براي آموزش درس انشاء در اختيار دارد، اين امر را تحقق بخشد.



ارتباط اهداف با محتواي پيش بيني شده در درس انشاء

پس از آنکه اهداف مشخص و محتواي مورد نظر براي تحقق آن پيش بيني شد. بايد به همخواني اهداف و محتوا هم توجه کافي شود، که اين همخواني در درس انشاء پايه اول راهنمايي به اين شرح است: بطور کلي براي آموزش درس انشاء سه هدف جزيي و نه محتوا در نظر گرفته شده است. براي تحقق نخستين هدف جزيي با عنوان (توسعه و پيشرفت در نوشتن) يک محتواي سه بخشي ارائه شده است. در محتواي بخش نخست دانش‌آموزان با چگونگي نوشتن درباره موضوعات گوناگون آشنا مي‌شوند و با ممارست و پاسخ گويي به تکاليف و تمرين‌هاي پيش‌بيني شده، تلاش مي‌کنند تا در نوشتن مهارت لازم را پيدا کنند. در محتواي بخش دوم دانش‌آموزان زير نظر معلم هدايت مي‌شوند که جستجوگر باشند و با ديد کنجکاوي به اشياء و مناظر اطراف خود بنگرند و خصوصيات و ويژگي‌هاي آنها را توصيف کنند. تدريس آخرين محتواي اين بخش، در دانش‌آموزان آمادگي بيشتري براي نوشتن ايجاد مي‌کند و آنها به مرحله پيشرفته‌تري در نوشتن دست مي‌يابند، بطوريکه مي‌توانند شرح حال و خصوصيات جسمي ‌خود و ديگران را به راحتي شرح دهند. براي تحقق دومين هدف جزئي درس انشاء با عنوان (رشد و بهبود روابط اجتماعي) نيز يک محتواي سه بخشي براي ارائه به دانش‌آموزان تدوين شده است که عبارتند از: اصول نامه‌نگاري، تشريح آداب و رسوم محل زندگي و شرح وقايع و رويدادهاي اجتماعي، که دانش‌آموزان مي‌توانند ضمن کسب مهارت بيشتر در نوشتن، از آنها در بهبود و تحکيم روابط و مناسبات اجتماعي خود بهره گيرند. از آنجا که يکي از اهداف برنامه‌ريزي درسي بويژه در درس انشاء، ايجاد کنجکاوي، جستجوگري و پرورش روحيه خلاق در دانش‌آموزان است، به همين دليل آخرين هدف جزيي با عنوان (ايجاد زمينه براي پرورش خلاقيت) انتخاب شده است: براي تحقق اين هدف يک محتواي سه بخشي تهيه شده است که عبارتند از: زبان گفتاري با زبان نوشتاري تفاوت دارد، وقايع، گفتگوها و انديشه‌هاي روزانه را يادداشت کنيم و وقايع، مناظر و حالات را بازسازي کنيم. هدف ارائه اين محتوا به دانش‌آموزان آن است که آنها به سطوح عالي در نوشتن دست يابند و بتوانند با نوشتن درباره مسائل و موضوعات و شرح وقايع و رويدادها و غيره خلاقيت خود را بروز دهند و استعدادهاي نهفته خويش را آشکار كنند. در تمامي‌ محتوايي که براي آموزش درس انشاء پايه اول راهنمايي تحصيلي تهيه و تنظيم شده است، دو بخش عمده ديده مي‌شود: متن و فعاليت. بخشي از محتوا براي معلم است که بايد آن را براي دانش‌آموزان توضيح دهد و بخشي از محتوا هم به صورت تمرين است که بعنوان فعاليت براي دانش‌آموزان در نظر گرفته شده است. تمامي تمرين‌هاي بصورت کتبي است و دانش‌آموزان با حل آنها و ممارست در نوشتن در براي تحقق اهداف مورد نظر گام بر مي‌دارند. معلم براي آموزش درس انشاء محتواي مورد نظر را براي دانش‌آموزان توضيح مي‌دهد و راه‌هاي رسيدن به اهداف را براي آنان تسهيل مي‌کند. توضيحات و نحوه تدريس معلم نقش بسيار اساسي در يادگيري دارد. اگر معلم از عهده اين کار به خوبي برآايد، دانش‌آموزان خيلي راحت‌تر و سريعتر مي‌توانند به اهداف درس انشاء برسند. آن قسمت از محتوا که به صورت تمرين است و دانش‌آموزان بايد آن‌را انجام دهند تا به توانايي و تسلط در نوشتن برسند، محتواي فعال نام دارد و آن قسمت از محتوايي که معلم آن ‌را به دانش‌آموزان آموزش مي‌دهد، تا آنها را به هدف برساند، محتواي غيرفعال نام دارد. البته معلم مي‌تواند با استفاده از روش سقراطي در تدريس و پرسش و پاسخ، دانش‌آموزان را در فرآيند ياددهي ـ يادگيري شرکت دهد، که در اين صورت محتوا حالت فعال پيدا خواهد کرد. ‏



سازماندهي محتوا

سازمان به مجموعه‌اي گفته مي‌شود که اجزاء آن ارتباط متقابل دارند و هيچ جزئي جدا از کل مجموعه نمي‌تواند کار خود را انجام دهد. در برنامه درسي نيز عناصري که به نوعي در شکل‌گيري برنامه دخالت دارند، مجموعه منسجمي را تشکيل مي‌دهند. سازماندهي محتوا از نظر ارتباط به دو صورت عمودي و افقي است. در سازماندهي عمودي بين تجارب دانش‌آموز در سال‌هاي متوالي ارتباط برقرار مي‌شود. مثلاً ميان تجاربي که دانش‌آموز در درس جغرافي در سال چهارم و پنجم ابتدايي کسب مي‌کند، ارتباط ايجاد مي‌شود. در سازماندهي عمودي محتواي درس انشاء در پايه اول راهنمايي، ارتباط تجارب اين درس با تجارب درس انشاء در پايه دوم راهنمايي به خوبي برقرار شده است. يعني محتوا به‌گونه‌اي ارائه شده، که زمينه و تجارب لازم براي يادگيري درس انشاء را در پايه بالاتر، فراهم کرده است. در سازماندهي افقي، تجارب لازم ميان دروس مختلف در يک سال تحصيلي فراهم مي‌شود. مثلاً تجاربي که در ارتباط جغرافي کلاس پنجم ابتدايي با تاريخ همان کلاس برقرار مي‌شود. در سازماندهي افقي محتواي درس انشاء در پايه اول راهنمايي، ارتباط ميان تجارب درس انشاء با درس فارسي همان پايه برقرار شده است و ارتباط تجارب يادگيري بين اين درس‌ها مي‌تواند به آموزش و فراگيري دانش‌آموزان کمک كند.‏



اصول اساسي سازماندهي محتوا

سازماندهي محتواي برنامه درسي بر طبق اصولي انجام مي‌گيرد که برخي از آنها مهمتر است و به تمامي فعاليت‌هاي سازماندهي جهت مي‌دهد. اين اصول عبارتند از: 

1ـ توالي: منظور از توالي آن است که تجارب يادگيري موردنظر با چه نظمي مرتب مي‌شوند. در سازماندهي درس انشاء در پايه اول راهنمايي، تجارب يادگيري از ساده به مشکل مرتب شده و پيش نيازهاي لازم نيز به‌گونه‌اي مناسب درآن لحاظ شده است. اين نوع ترتيب موضوعات براساس نظريات «رابرت گانيه» است، زيرا در روش او هنگام تدريس، مطالب دشوار و سخت در بالا و مطالب آسان و راحت در پايين قرار مي‌گيرند. گانيه تصريح مي‌کند که معلم قبل از آنکه به آموزش مطلب جديد بپردازد، بايد اطمينان يابد که مطالب و درس‌هاي گذشته به خوبي فرا گرفته شده‌اند. نخستين اقدام معلم اين است که بداند شاگرد در وضع موجود، تا چه حدي معلومات دارد، آنگاه آموزش خود را از همان پايه آغاز كند. 

2ـ استمرار: اين اصل چگونگي ادامه فعاليت‌هاي يادگيري در طول دوره تحصيلي را تعيين مي‌کند که ممکن است بصورت ارتباط عمودي يا افقي باشد. در سازماندهي برنامه درس انشاء در پايه اول راهنمايي، ارتباط تجارب يادگيري با دوره‌هاي بالاتر کاملاً در نظر گرفته شده است. همچنين ارتباط درس انشاء با ساير مواد و موضوعات درسي مانند فارسي، اجتماعي و غيره در پايه اول راهنمايي به نحو مطلوب و مناسب سازماندهي شده است.‏

‏3ـ وسعت: اصل وسعت براساس هدف‌هاي اصلي تعليم و تربيت معنا پيدا مي‌کند. مثلاً برخي از هدف‌ها علاوه بر هدف‌هاي خاص که مربوط به يک ماده درسي است، ماهيتي فراتر از آن دارند، مانند تفکر انتقادي. در سازماندهي برنامه درسي، در درس انشاء پايه اول راهنمايي، اصل وسعت در برنامه درسي در نظر گرفته شده است، از جمله مي‌توان به پرورش روحيه خلاق اشاره کرد، که هدفي فراتر از يک ماده درسي دارد.

4ـ تعادل: اصل تعادل بيانگر اين است که بايد بين نيازهاي شخصي و نيازهاي مشترک اجتماعي فرد حالت تعادل برقرار شود. اگر اين تعادل ايجاد نشود، ممکن است تعليم و تربيت فرد با مشکل اساسي مواجه شود. در سازماندهي محتواي آموزشي درس انشاء به نيازهاي فردي و اجتماعي دانش‌آموزان توجه شده است. مثلاً در درس انشاء، علاوه بر فراگيري مهارت‌هاي نوشتن، به شناخت مسائل اجتماعي، روابط و ارتباط افراد با يکديگر و ابراز عقيده و بيان نظرات خويش در مورد وقايع و رويدادهاي اجتماعي نيز توجه کافي شده است.

5 ـ اصل مداومت: با توجه به اصل مداومت در سازماندهي برنامه درسي، برخي از موضوعات احتياج به تکرار دارند، تا دانش‌آموزان بتوانند درک عميق‌تري از آنها به دست آورند. در محتواي ارائه شده براي درس انشاء در پايه اول راهنمايي، مفاهيمي هستند که بايد تکرار شوند، تا درک و فهم دانش‌آموزان در يادگيري مطالب درس انشاء عميق تر و گسترده‌تر شود و با توانايي و آمادگي بيشتري بتوانند براي آموزش‌هاي بعدي آماده شوند. اين تکرار در درس انشاء به فاصله هر سه درس انجام مي‌شود و روش کار به اين صورت است که وقتي معلم آموزش چند موضوع درس انشاء را در فاصله زماني پيش‌بيني شده به پايان رساند و دانش‌آموزان تمرين‌هاي مربوط به هر درس را به خوبي انجام دادند، نوبت به تکرار دروس گذشته مي‌رسد که خلاصه‌اي از مطالب و مفاهيمي است که دانش‌آموزان قبلاً آنها را فرا گرفته‌اند و معلم مجدداً به آموزش آنها مي‌پردازد، تا مطالب گذشته براي دانش‌آموزان يادآوري شود و آنها با حل تمرين‌هاي پيش‌بيني شده، يادگيري شان را در درس انشاکامل کنند. ‏

از آنجا که در مراحل مداومت روش تکرار محتواي آموزشي و مطالب درسي به صورت تکرار فرعي انجام مي‌گيرد، در روش تکرار درس انشاء نيز محتواي آموزشي عيناً تکرار نمي‌شود، بلکه از مجموع مفاهيم و مطالب درسي ارائه شده، فقط نکات اساسي و مهم انتخاب شده و پس از جمع‌بندي و سازماندهي به طور خلاصه با عنوان (مروري بر دروس گذشته) به دانش‌آموزان تدريس مي‌شود.‏



ارزشيابي

ارزشيابي پيشرفت تحصيلي يکي از مهمترين فعاليت‌هاي آموزشي معلمان است. ارزشيابي پيشرفت تحصيلي ميزان يادگيري دانش‌آموزان را مشخص مي‌کند و باعث مي‌شود که معلمان به اشکالات و نواقصي که در اهداف، محتواي درسي، شيوه‌هاي آموزشي، وسايل و امکانات و بطور کلي مشکلاتي که در فعاليت‌هاي آموزشي وجود دارد، پي‌ببرند. ارزشيابي پيشرفت تحصيلي عبارت از فرآيندي منظم براي تعيين و تشخيص ميزان پيشرفت شاگردان در رسيدن به هدف‌هاي آموزشي است. ارزشيابي از درس انشاء در پايه اول راهنمايي توسط معلم در کلاس درس انجام مي‌گيرد تا از پيشرفت کار دانش‌آموزان در يادگيري اطلاع حاصل کند و به کمبود و مشکلاتي که احياناً در فرآيند آموزشي وجود دارد، پي ببرند. در ارزشيابي پيشرفت تحصيلي درس انشاء معمولاً از آزمون‌هاي معلم ساخته استفاده مي‌شود که معلمان براي ارزشيابي تحصيلي دانش‌آ‌موزان خود تهيه مي‌کنند و آن را در جريان آموزش و يا در پايان دوره آموزشي به اجرا در مي‌آورند. اين آزمون‌ها چون براي تعيين ميزان تلاش شاگردان، در رسيدن به هدف‌هاي دقيق آموزشي طرح‌ريزي مي‌شوند، معمولاً در آنها از ملاک و معيار مطلق استفاده مي‌شود. به عبارت ديگر آزمون‌هاي معلم ساخته براساس مطالب و مفاهيمي تهيه مي‌شود که قبلاً به دانش‌آموزان آموزش داده شده است.‏



خلاصه‌اي از مراحل کار در برنامه‌ريزي درسي

يک برنامه‌ريز درسي نخست بايد فرآيند نيازسنجي را بطورکامل و به صورت جامع انجام دهد، زيرا تا وضع موجود را نشناسد و وضع مطلوب را پيش‌بيني نکند، نمي‌تواند برنامه درسي موفقي را طرح‌ريزي کند. در مرحله دوم هدف غايي (مقاصد) برنامه درسي را مشخص کند. در مرحله سوم نتايج مورد نظر از اجراي برنامه درسي را معلوم كند، که به دنبال چه نتيجه‌اي است و هدف او از اجراي برنامه درسي چيست؟ اگر نتايج مورد نظر در برنامه درسي مبهم باشد، احتمالاً برنامه درسي با شکست مواجه خواهد شد و سرانجام در مرحله آخر، نيازهاي آموزشي فراگيرندگان را براي رسيدن به نتايج موردنظر، شناسايي کند. پس از طي اين چهار مرحله بايد اهداف آموزشي را مورد بررسي قرار دهد. براي انتخاب اهداف همگن و مهم، از مجموعه اهداف ناهمگن و گوناگون که از مطالعه سه منبع تعيين اهداف يعني (يادگيرندگان، جامعه و متخصصان درسي) استنتاج شده‌اند، ملاک و معياري معتبر لازم است، تا بتوان به وسيله آن هدف‌هاي مهم، همگن و سازگار را از ميان اهداف به دست آمده، انتخاب کرد و هدف‌هاي غيرهمگن و متناقص را کنار گذاشت. يکي از اين معيارها و ملاک‌ها فلسفه آموزش و پرورش و فلسفه اجتماعي است. به عبارت روشن‌تر فلسفه آموزش و پرورش و فلسفه اجتماعي هر کشور نخستين معيار انتخاب هدف‌هاي آموزش و پرورش آن کشور است. به اين ترتيب فقط آن دسته از اهداف آموزش و پرورش از بين هدف‌هاي پيشنهاد شده گلچين مي‌شوند، که مهم و اساسي هستند و با ارزشهاي فلسفه تعليم و تربيت متناسب و سازگارند. دومين غربال يا صافي که اهداف برنامه ريزي درسي بايد از آن عبور کند، روان شناسي يادگيري است. به اين معني که اگر هدف‌هاي آموزش و پرورش با شرايط ذاتي جريان يادگيري هماهنگ باشند، ارزشمند تلقي مي‌شوند و در غير اين صورت بي‌ارزش خواهند بود. برنامه‌ريز پس از عبور موفقيت‌آميز از اين مراحل و تعيين محتواي لازم براي تحقق اهداف مورد نظر، بايد به سازماندهي محتوا بپردازد و اصول و شرايط مربوط به آن را کاملاً رعايت کند. اين اصول و شرايط عبارتنداز: ‏

‏1ـ در اصل توالي تجربيات يادگيري بايد بر چه نظم و اساسي مرتب شوند، اين نظم بايد در برنامه‌ريزي درسي او کاملاً معلوم باشد. ‏

‏2ـ در اصل استمرار بايد چگونگي ادامه فعاليت‌هاي يادگيري را در طول دوره تحصيلي مشخص کند.

3ـ فعاليت‌ها و تجارب يادگيري دانش‌آموزان را از لحاظ استمرار عمودي و افقي معلوم كند. استمرار عمودي تعيين‌کننده تجارب يادگيري در طول دوره‌هاي تحصيلي است و استمرار افقي تجارب يادگيري را در ارتباط با مواد درسي مختلف در يک سال تحصيلي معين مي‌كند.
+ نوشته شده در  دوشنبه 13 دی1389ساعت   توسط محمود حسینی  | 

اريخ خبر:  اطلاعات یکشنبه12 دی 1389 -27محرم 1432 -2 ژانویه 2011- شماره 24935

مسائل اساسي در برنامه‌ريزي درس انشاء
علي پورعليرضا توتکله- کارشناس ارشد برنامه ريزي درسي


برنامه‌ريزي درسي عبارت از برنامه‌ريزي فعاليت‌هاي ياددهي- يادگيري براي ايجاد تغييرات مطلوب در رفتار يادگيرنده و ارزيابي ميزان تحقق اين تغييرات است. فرايند يادگيري در هر دوره تحصيلي با عوامل مختلف ارتباط دارد. نقش معلم، ارتباط متقابل دانش‌آموزان، وسايل کمک آموزشي، فضاي يادگيري، مهارت و توانايي‌هاي يادگيرنده و بويژه محتواي آموزشي و موضوعات درسي، از جمله عواملي هستند که هر کدام در يادگيري مؤثرند. براي ايجاد تغييرات مطلوب در رفتار فراگيرندگان، لازم است برنامه‌ريزي درسي به طور جامع و کامل تهيه و تدوين و تمامي عوامل و مسائل آن با دقت و به درستي پيش‌بيني شوند. برنامه‌ريزي درسي بايد با تجربه‌هاي فراگيرندگان ارتباط داشته باشد و با توجه به آمادگي جسمي و رواني آنها پايه‌ريزي شود. همچنين برنامه‌ريزي درسي بايد با مسأله بهبود و اصلاح زندگي فردي و اجتماعي دانش‌آموزان سر وکار داشته باشد و بعنوان يک امر مهم در هدايت و راهنمايي زندگي آنان تلقي شود. علاوه بر اين برنامه‌ريزي درسي در هر دوره تحصيلي بايد با اهداف آموزش و پرورش و مراحل رشد شاگردان هماهنگ باشد. در نظام تعليم و تربيت هر جامعه که اهميت و جايگاه و آن بر کسي پوشيده نيست، داشتن برنامه‌اي مدون و منسجم بسيار لازم و ضروري است.

اگر مسئولان آموزشي و تربيتي، برنامه‌ها را به خوبي تدوين کنند و رهنمودهاي جامعي را براي اجراي آن ارائه دهند، معلم و دانش‌آموز به وظايف و تکاليف خود واقف و آگاه مي‌شوند و پيش‌بيني‌هاي لازم را در جهت رسيدن به اهداف و نتايج برنامه بعمل مي‌آورند، تا بر اين اساس بتوانند وظايف و تکاليف خود را به درستي و با کيفيتي عالي انجام دهند. اين مقاله براساس کار تحقيقي در مورد محتواي آموزشي درس انشاء پايه اول راهنمايي تحصيلي به رشته تحرير در آمده است. هر چند در اين مقاله محتواي آموزشي درس انشاء و برنامه پيشنهادي براي ارائه آن، به‌عنوان يک کار تحقيقي بوده و شايد ارتباط چنداني با موضوعات درس انشاء در پايه اول راهنمايي نداشته باشد، اما مي‌تواند در توضيح و تشريح عوامل و مسائل اساسي برنامه ريزي درسي، مراحل و روند اجراي آن در اين دوره، تا حدودي مؤثر و مفيد واقع شود. بر همين اساس در اين مقاله، مفاهيم، مراحل، اجزا و عناصر برنامه‌ريزي درسي با توجه به محتواي ارائه شده براي آموزش درس انشاء در پايه اول راهنمايي، بطور خلاصه بررسي شده است. 



مراحل برنامه ريزي درسي

برنامه‌ريزي درسي در روند کار خودش مراحلي را طي مي‌کند که عبارتند از:

1- شناخت وضع موجود: برنامه ريزان درسي قبل از هر چيز بايد امکانات، توانايي‌ها و محدوديت‌هاي دوره‌هاي مختلف تحصيلي را بشناسند و با تکيه براطلاعات بدست آمده، تصميمات معقول و منطقي بگيرند. اگر اين مرحله بخوبي انجام نگيرد، برنامه‌ريزان، نمي‌توانند براي حرکت به سوي آينده‌اي بهتر با اطمينان و اعتماد بيشتر گام بردارند. 

2- تعيين هدف: پس از بررسي وضع موجود، انتظارات و خواست‌هايي براي برنامه ريزان طرح مي‌شود. اين انتظارها وقتي به صورت واضح و با توجه به امکانات و محدوديت‌ها بيان شوند، هدف‌هاي مورد نظر را تشکيل مي‌دهد هدف‌هاي تعيين شده به تمامي فعاليت‌ها و تصميم‌گيري‌هاي بعدي جهت مي‌دهد و ميان اقدامات گوناگون هماهنگي بوجود مي‌آورد.

3- پيش بيني روش‌ها و وسايل: با اينکه مشخص کردن هدف‌ها اهميت زياد دارد، اگر براي تحقق آنها روش‌ها و وسايل مناسب در نظر گرفته نشود، بهترين هدف‌ها روي کاغذ مي‌ماند و نتيجه نمي‌دهد. بايد برنامه‌ريزان تعيين کنند که با چه روش‌هايي قصد دارند به هدف‌هاي مورد نظر برسند و در به کار گيري روش‌ها به چه وسايلي نياز دارند.

4- اجراي آزمايشي: پس از تعيين هدف، روش‌ها و وسايل، برنامه تهيه شده به صورت آزمايشي در چند نمونه محدود اجرا مي‌شود. اين کار به قصد اعتبار بخشي به برنامه و کسب اطمينان از وسايل مختلف انجام مي‌گيرد، ضمن اينکه مي‌توان به اتکاي آن اصلاحات لازم را در برنامه و مراحل مختلف آن انجام داد.

5- اجرا: در اين مرحله برنامه به طور کامل به اجرا در مي‌آيد. تهيه لوازم مورد نياز و ايجاد شرايط اجرايي مناسب از ضروريات اجراي برنامه است. با اينکه در مرحله آزمايشي اقداماتي به عمل مي‌آيد، اجراي کامل يک برنامه شرايط متناسب خود را مي‌طلبد.

6- ارزشيابي: بخشي از نقاط قوت و ضعف برنامه ضمن اجراي آزمايشي آن خود را نشان مي‌دهد، ولي ارزشيابي تلاش منظم و مستمري است براي بررسي موفقيت‌ها و کاستي‌ها و مشکلات در دستيابي به هدف‌هاي مورد انتظار. اين کار را مي‌توان همزمان با اجراي مراحل متعدد برنامه يا در پايان کار، انجام داد، هر چند تلفيق اين دو معمولاً بهتر است.



اجزا و عناصر برنامه درسي

1- هدف: چه انتظاري از تربيت شونده وجود دارد؟

2- محتوا: چه تجاربي براي تربيت شونده مهيا شده است؟

3- سازماندهي: با چه نظمي تجارب به تربيت شونده عرضه شوند؟

4- شيوه ارائه: چگونه تجارب در اختيار تربيت شونده قرار مي‌گيرند؟

5- زمان: چه موقع تجارب در اختيار تربيت شونده قرار مي‌گيرند؟

6- موقعيت (مکان): در چه فضايي تجارب در اختيار تربيت شونده قرار مي‌گيرند؟

7- ارزشيابي: به چه طريقي از توفيق تربيت شونده اطلاع حاصل مي‌شود؟



ويژگي‌هاي دوره راهنمايي تحصيلي

با توجه به اينکه دوره راهنمايي تحصيلي از دوره‌هاي بسيار و مهم و حساس است، برنامه ريزي درسي بايد در راستاي رشد فراگيرندگان و در ابعاد گوناگون صورت گيرد. در اين دوره آهنگ رشد جسمي فراگيرنده بسيار سريع است، از اين رو بايد از ترتيب دادن فعاليت‌هايي که انرژي زيادي مي‌طلبد و موجب خستگي نوجوان مي‌‌شود، خودداري شود. همچنين با توجه به اينکه نوجوان وارد مرحله تفکر انتزاعي مي‌شود، بايد محتواي دروس در اين دوره در سطحي عميق‌تر مطرح شود و با مشغول کردن ذهن دانش‌آموز با موضوعات درسي متفاوت، فرايند و شرايط جديدي براي آنها بوجود آيد، تا زمينه لازم براي تربيت عقلاني و رشد شناختي آنان فراهم شود. در مدارس راهنمايي تحصيلي، نوجوانان با معنا و مفهوم بلوغ و علايم و نشانه‌هاي آن و فلسفه فعاليت‌هاي جنسي آشنا مي‌شوند، که اين امر بايد با روش صحيح، بطور غيرمستقيم و بوسيله افرادي که حسن نيت دارند، انجام گيرد. همچنين اين موضوع مي‌تواند در برنامه‌هاي آموزش خانواده در مدارس راهنمايي تحصيلي مطرح شود و مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گيرد. علاوه بر اين بايد برنامه‌ريزي‌هاي مناسبي براي پاسخگويي به سئوالات نوجوانان پيش‌بيني و زمينه لازم براي رشد و تکامل اجتماعي آنها فراهم شود. دوره راهنمايي تحصيلي از چند جهت حائز اهميت است:

1- دوره انتقال از محيط ساده مدارس ابتدايي به محيط پيچيده‌تر مدارس متوسطه است. دوره‌اي که انتقال از کودکي را به اواخر نوجواني و اوايل جواني بر عهده دارد.

2- در مقايسه با دوره ابتدايي از نظر تنوع دروس و تنوع دبير تفاوت قابل ملاحظه‌اي دارد. 

3- دانش‌آموزان اين دوره را معمولاً نوجواناني تشکيل مي‌دهند که به لحاظ ماهيت زيست محيطي، اجتماعي، عاطفي و رواني خود نسبت به دانش‌آموزان دوره ابتدايي، ويژگي‌هاي متفاوتي دارند.

4- گروه سني شاغل به تحصيل در دوره راهنمايي تحصيلي را بيشتر نوجوانان يازده تا سيزده ساله تشکيل مي‌دهند که در اين سال‌ها آثار بلوغ در آنان ظاهر مي‌شود و مرحله حساسي از زندگي به نام نوجواني را آغاز مي‌کنند.

5- تفکر انتزاعي دانش آموزان در اين دوره شکل مي‌گيرد و ارائه موضوعات درسي و شيوه‌هاي آموزشي به آنان نسبت به دانش‌آموزان دوره ابتدايي، تفاوت بارز و قابل توجهي پيدا مي‌کند.

6- استعدادهاي عمومي نوجوان به تدريج آشکار مي‌شود و زمينه انتخاب واحدهاي درسي و رشته تحصيلي اختصاصي‌تر فراهم مي‌شود.



اهميت نوشتن

غالباً مشاهده مي‌شود که بسياري از افراد در نوشتن متون ضعف دارند و معمولاً با اشکالاتي مواجه مي‌شوند يا قادر نيستند افکار و انديشه‌هاي خود را به صورت سليس و روان تحرير كنند، لذا سعي مي‌کنند اموري را انجام دهند که کمتر به نوشتن نياز داشته باشد. شايد بتوان گفت که نواقص و نارسايي در بيان افکار و انديشه از طريق نوشتن، يکي از مهمترين علل ناتواني در مهارت‌هاي ارتباطي است. واقعاً چرا بيان افکار و عقايد از طريق نوشتن اين قدر مشکل است و به چه دليل افراد نمي‌توانند از طريق نوشتن به راحتي با هم ارتباط برقرار کنند. از دلايل مهمي که مي‌توان در اين مورد مطرح کرد اين است که شکل نوشتاري زبان برخلاف شکل گفتاري آن، دربرگيرنده بهترين، بــالاتــرين و پيچيده‌ترين شکل ارتباط ميان افراد است و در سلسله مراتب آموختن مهارت‌هاي زباني، نوشتن در مرحله آخر آموختن قرار مي‌گيرد. 

نوشتن فعاليت ذهني پيچيده‌اي است، که به مراتب از خواندن بالاتر است. نوشتن درگير فعاليت خلاق ذهن و مستلزم تحليل انديشه و رشد فهم و درک است. «باست» و «جانسون» معتقدند زبان نوشتاري، بالاترين سطح پيشرفت زبان است و در برگيرنده هماهنگي زبان، ادراک، حرکت، توجه و توانايي‌هاي شناختي است. بنابراين توانايي به قلم کشيدن انديشه، مستلزم و متضمن مهارت‌هاي زيادي است، زيرا که سلامت گفتار، توانايي خواندن، مهارت‌هاي املايي، خوانا نويسي و اطلاعات و دانش درباره آيين نگارش در تحرير تفکر، از ضروريات است. زبان و نوشتن از مهمترين عوامل ارتباطي در ميان افراد بشر در هر زمان و مکان است و اگر اين دو (زبان و نوشتن) مورد غفلت و بي‌توجهي قرار گيرند، به تدريج دستور زبان به يک زبان و نوشتار پر از غلط تبديل خواهد شد و اين مسأله در پيشرفت‌هاي ادبي نقش مخرب و منفي خواهد داشت. اگر به تاريخ نظر شود، مشخص مي‌‌شود که همواره نقش و قدرت قلم از نقش و قدرت سلاح بيشتر و بالاتر بوده است و بسياري از دانشمندان و نويسندگان از قلم به‌عنوان سلاحي عليه زورمداران و ستمگران استفاده کرده‌اند. خداوند هم در قرآن از قلم ياد کرده و به آن قسم خورده است. 

همچنين مداد علما را بالاتر از خون شهدا دانسته‌اند. اما بايد ديد که قدرت و ارزش زبان و نوشتن از کجا ناشي مي‌شود.؟ بدون شک مي‌توان گفت که زمينه ساز اصلي در مهارت زباني و نوشتن، کلاس درس انشاء است. درس انشاء در پرورش زبان گفتاري و نوشتاري، مهارت‌هاي ارتباطي و خلاقيت نقش بسيار زيادي دارد. انشاء درسي است که قدرت آفرينش و خلق کردن در آن پنهان است و اگر درست آموزش داده شود، بي‌ترديد زمينه خلاقيت و مهارت‌هاي ارتباطي در دانش‌آموزان بروز خواهد کرد.



نياز سنجي (شناخت وضع موجود)

دانش‌آموز اول راهنمايي در مدرسه با شرايط و موقعيت‌هاي پيچيده‌تري مواجه مي‌شود که از جمله مي‌توان به فضاي جديد آموزشي، تعدد معلمان، روابط گسترده‌تر، قوانين و مقررات پيچيده‌تر و از همه مهمتر کاهش روابط گرم و صميمانه دوره ابتدايي را نام برد. لذا باتوجه به روحيه حساس دانش‌آموزان، که در مرحله گذر از دوران کودکي به دوران نوجواني هستند و حساسيت دوره راهنمايي، احتمال بوجود آمدن مسايل و مشکلات عاطفي و رواني براي دانش‌آموزان وجود دارد، بنابراين اهميت و حساسيت اين دوره نبايد از سوي مسئولان نظام تعليم و ‌تربيت و برنامه‌ريزان درسي مورد غفلت و فراموشي قرار گيرد.

در دوره ابتدايي، آموزش درس انشاء از پايه اول شروع مي‌شود. بدين صورت که دانش‌آموزان در کتاب «بنويسم» با انجام تمرين‌هاي مختلف، با آيين نگارش، نکات مهم دستوري و مقدمات نوشتن انشاء آشنا مي‌شوند و سپس در پايه‌هاي چهارم و پنجم، ضمن تکميل موارد فوق، نوشتن انشاء را نيز به طور مستقل آغاز مي‌کنند. به طوريکه دانش‌آموزان در پايان دوره ابتدايي قادر خواهند بود درباره موضوعات مختلف، انشاي ساده و کوتاهي بنويسند. البته اين نتايج در صورتي حاصل مي‌شود که امکانات لازم براي آموزش درس انشاء فراهم و برنامه‌ريزي درسي نيز به‌طور دقيق انجام شده باشد و معلمان دوره ابتدايي هم با حداکثر توان در راه رسيدن به اهداف اين دوره تلاش کنند. با اين حال نياز سنجي‌ها و بررسي‌هاي به عمل آمده نشان مي‌دهد اغلب دانش‌آموزان دوره ابتدايي درس انشاء و نوشتن را به خوبي فرا نمي‌گيرند و معمولاً بدون کسب آمادگي لازم در اين زمينه به پايه اول راهنمايي راه مي‌يابند. بنابراين ضروري است که به آموزش درس انشاء در دوره راهنمايي، توجه لازم و کافي شود. زيرا اگر در اين دوره نيز آموزش درس انشاء و وضع يادگيري دانش‌آموزان نسبت به آن مطلوب نباشد، آنان به سختي خواهند توانست در دوره‌هاي بعدي اين نقيصه و مشکل را برطرف کنند. شايد تعدادي از آنها براي هميشه از نوعي ضعف در نوشتن رنج ببرند و هرگز قادر نباشند، افکار و انديشه‌هاي خود را به شکلي مناسب و دلخواه بر روي کاغذ بياورند و اگر اين روند به همين شکل ادامه يابد، پيشرفت‌هاي ادبي، فرهنگ جامعه، ارتباطات و مناسبات اجتماعي و افکار و انديشه‌ها دچار مشکل خواهد شد. 



ارائه محتوا براي آموزش درس انشاء

در اينجا هدف برنامه ريزان درسي به منظور ارائه يک برنامه دقيق و جامع براي آموزش درس انشاء در پايه اول راهنمايي، آن است که دانش‌آموزان در درس انشاء و نوشتن، پيشرفتي مناسب و مطلوب داشته باشند. براي رسيدن به اين هدف از محتواي آموزشي مناسبي استفاده مي‌شود که شيوه‌هاي صحيح نوشتن، چگونگي تمرين و ممارست، روش‌هاي مختلف به کار بردن کلمات در نوشتن و مفاهيمي ‌از اين قبيل را به دانش‌آموزان ارائه مي‌دهد. اين تجارب آموزشي از ساده به مشکل طبقه‌بندي شده و از طريق روش‌هاي آموزشي مناسب، مانند سخنراني، پرسش و پاسخ و غيره به دانش‌آموزان آموزش داده مي‌شود. محتواي آموزشي و موضوعات درسي که براي آموزش درس انشاء در پايه اول راهنمايي پيش بيني شده است، در 9 عنوان درسي تنظيم شده، که در 25 جلسه تدريس به دانش‌آموزان ارائه مي‌شود. اين محتواي آموزشي در شرايط فيزيکي کلاس در اختيار دانش‌آموزان قرار مي‌گيرد که سعي بر آن است تا فضاي کلاس از هر نظر براي يادگيري مناسب باشد. در نهايت ارزشيابي از درس انشاء به اين منظور انجام مي‌گيرد، که از دستيابي دانش‌آموزان به اهداف مورد نظر اطمينان حاصل شود. اين ارزشيابي از نوع پاياني و معياري است ، که از طريق آزمون هاي مختلفي صورت مي‌گيرد. البته معلم براي آنکه از چگونگي تحقق هدف‌هاي آموزشي هر بخش از مطالب تدريس شده آگاه شود، آموخته‌هاي دانش‌آموزان را در پايان هر بخش مورد ارزشيابي قرار مي‌دهد، تا جريان يادگيري آنان را بطور مستمر هدايت کند.



عناوين درس انشاء

1- نخستين گام در راه نوشتن‏.‏

2- اشياء ساده و مناظر را توصيف کنيم.

3- خصوصيات جسمي‌و شرح حال خود‏ را بنويسيم.‏

4- نوشتن نامه.

5- زادگاه يا محل اقامت خود را وصف کنيم.‏

6- هر کس به شيوه خود مي‏‌نويسد.‏

7- زبان گفتاري با زبان نوشتاري تفاوت دارد.

8- وقايع، گفتگوها و انديشه‏‌هاي روزانه خود را يادداشت کنيم.‏

9- وقايع، مناظر و حالات را بازسازي کنيم.

codex09x

page11

با توجه به عناصر ياد شده در برنامه ريزي درسي، عنوان درس نخست به اين دليل «نخستين قدم در راه نوشتن» انتخاب شده است، که معلم با اگاهي به اينکه دانش‌آموزان پايه اول راهنمايي تسلط چنداني در درس انشاء و نوشتن ندارند، با بکارگيري شيوه‌هاي مختلف آنها را راهنمايي و هدايت کند که درباره موضوعات گوناگون فکر کنند و با توجه به تجربيات، دانش و اندوخته‌اي که از دوره ابتدايي دارند، بتوانند افکار و انديشه‌هاي خود را روي موضوعات مورد علاقه شان متمرکز كنند و آنچه را که به ذهنشان مي‌آيد، بر روي کاغذ بياورند. همچنين معلم بايد دانش‌آموزان را تشويق کند و تمامي ‌تلاش خود را به کار گيرد، تا‌ ترس از نوشتن را در آنها از بين ببرد و با ارائه مفاهيم، مثال‌ها و موضوعات مختلف و شرح و توصيف آنها به صورت ساده و آسان، دانش‌آموزان را عادت دهد درباره هرچه که بينند، يا مي‌شنوند و يا مي‌خوانند، خوب فکر کنند و سپس افکار و انديشه‌هاي خود را از طريق نوشتن بيان کنند، از نوشتن نهراسند تا بتدريج در اين زمينه مهارت و آمادگي لازم را بدست آورند. درس اول انشاء با عنوان (نخستين قدم در راه نوشتن) در سه جلسه پياپي به دانش‌آموزان ارائه مي‌شود و اين محاسبه زماني به اين دليل بوده است که آنها ضعف‌ها و مشکلاتي در درس انشاء و نوشتن دارند و اين کار سبب مي‌شود که دانش‌آموزان با آمادگي بيشتري وارد گام‌هاي بعدي شوند. بنابراين ضروري است که براي ارائه درس اول انشاء به دانش‌آموزان زمان بيشتري صرف شود تا آنها در فراگيري درس انشاء و نوشتن به حرکت و جنب و جوش بيفتند و در اين جلسات و در سايه هدايت و راهنمايي موثر معلم و انجام فعاليت‌هاي کلاس و تمرين‌هاي پيش بيني شده، تسلط و مهارت خود را در نوشتن افزايش دهند و اين روند با ارائه ساير محتواي آموزشي و موضوعات درسي که براي آموزش درس انشاء در پايه اول راهنمايي تهيه و پيش بيني شده است، ادامه مي‌يابد. انتخاب محتوا هميشه به عنوان يک عنصر مهم و اساسي در برنامه‌ريزي درسي مطرح است. محتواي خوب بايد جامعيت داشته باشد، يعني تمامي عناصر برنامه درسي را در برگيرد. اگر محتوا فقط مجموعه‌اي از اطلاعات و مفاهيم باشد و هيچ گونه فعاليتي را براي دانش‌آموزان در نظر نگيرد، يادگيري مفيد و مؤثر رخ نخواهد داد و مهارت‌هاي ذهني و عملي نيز به طور موثر در دانش‌آموزان شکل نمي‌گيرد. بنابراين مي‌توان گفت: محتوا عبارت است از مجموعه مفاهيم، اصول، مهارت‌ها، ارزش‌ها و گرايش‌هايي که از سوي برنامه‌ريزان و به قصد تحقق اهداف انتخاب و سازماندهي مي‌شود. در محتواي ارائه شده براي آموزش درس انشاء در پايه اول راهنمايي، تلاش شده است که محتوا از نوعي جامعيت برخوردار باشد. و تمامي ‌اطلاعات، مفاهيم و فعاليت‌هاي مربوط به درس انشاء را در برگيرد. از اين رو فقط به ارائه دانش و اطلاعات اکتفا نکرده و فعاليت‌ها و تمرين‌هايي را براي دانش‌آموزان مهيا شده است، تا با انجام دادن آنها به مهارتهاي لازم در نوشتن دست پيدا کنند. يکي از عواملي که باعث مي‌شود يادگيري‌هاي دانش‌آموزان در مدرسه تأثير کمتري روي شخصيت آنها بگذارد، آن است که محتواي درسي معمولاً براساس برداشت‌هاي برنامه ريزان و توليدکنندگان مواد آموزشي انتخاب مي‌شود و تجارب يادگيرنده در آن دخالتي ندارد. بنابراين بايد در انتخاب محتوا از اصولي مانند اهميت، اعتبار، سودمندي، علاقه، قابليت يادگيري و انعطاف‌پذيري استفاده شود. به عبارت ديگر بايد محتوايي انتخاب شود که از اهميت بالايي برخوردار باشد، تا بتواند اهداف پيش‌بيني شده را تحقق ببخشد. محتواي درسي بايد ضمن داشتن اعتبار علمي، قابل بررسي و بازبيني باشد، توانايي‌ها و مهارت‌هايي را در دانش‌آموزان ايجاد کند و مورد علاقه آنها باشد. همچنين محتواي درسي بايد نيازها و خواست‌هاي فراگيرندگان را برآورده سازد و زمينه‌هايي را فراهم کند، تا براساس آن دانش‌آموزان بتوانند اطلاعاتي را درباره شغل آينده خود بدست آورند. علاوه بر اين محتواي درسي بايد قابل آموزش و يادگيري باشد، يعني به اين صورت نباشد که دانش‌آموز فقط آن را حفظ کند و پس از پايان دوره و امتحانات آنها را به کلي از ذهن خود پاک كند. محتواي درس انشاء در پايه اول راهنمايي به گونه‌اي ارائه شده است، که اگر دانش‌آموز تحت راهنمايي و هدايت معلم به يادگيري بپردازد و فعاليت‌هاي کلاسي و تکاليف و تمرين‌هاي درسي را به موقع انجام دهد، به تدريج مهارت نسبتاً خوبي در نوشتن به دست مي‌آورد، که پيوسته مي‌تواند از آن در حل مسائل و مشکلات خود استفاده کند و ديگر اينکه محتواي درس انشاء در زمان پيش بيني شده قابل ارائه به دانش‌آموزان است و معلم مي‌تواند طبق جدول زمان بندي که براي آموزش درس انشاء در اختيار دارد، اين امر را تحقق بخشد.



ارتباط اهداف با محتواي پيش بيني شده در درس انشاء

پس از آنکه اهداف مشخص و محتواي مورد نظر براي تحقق آن پيش بيني شد. بايد به همخواني اهداف و محتوا هم توجه کافي شود، که اين همخواني در درس انشاء پايه اول راهنمايي به اين شرح است: بطور کلي براي آموزش درس انشاء سه هدف جزيي و نه محتوا در نظر گرفته شده است. براي تحقق نخستين هدف جزيي با عنوان (توسعه و پيشرفت در نوشتن) يک محتواي سه بخشي ارائه شده است. در محتواي بخش نخست دانش‌آموزان با چگونگي نوشتن درباره موضوعات گوناگون آشنا مي‌شوند و با ممارست و پاسخ گويي به تکاليف و تمرين‌هاي پيش‌بيني شده، تلاش مي‌کنند تا در نوشتن مهارت لازم را پيدا کنند. در محتواي بخش دوم دانش‌آموزان زير نظر معلم هدايت مي‌شوند که جستجوگر باشند و با ديد کنجکاوي به اشياء و مناظر اطراف خود بنگرند و خصوصيات و ويژگي‌هاي آنها را توصيف کنند. تدريس آخرين محتواي اين بخش، در دانش‌آموزان آمادگي بيشتري براي نوشتن ايجاد مي‌کند و آنها به مرحله پيشرفته‌تري در نوشتن دست مي‌يابند، بطوريکه مي‌توانند شرح حال و خصوصيات جسمي ‌خود و ديگران را به راحتي شرح دهند. براي تحقق دومين هدف جزئي درس انشاء با عنوان (رشد و بهبود روابط اجتماعي) نيز يک محتواي سه بخشي براي ارائه به دانش‌آموزان تدوين شده است که عبارتند از: اصول نامه‌نگاري، تشريح آداب و رسوم محل زندگي و شرح وقايع و رويدادهاي اجتماعي، که دانش‌آموزان مي‌توانند ضمن کسب مهارت بيشتر در نوشتن، از آنها در بهبود و تحکيم روابط و مناسبات اجتماعي خود بهره گيرند. از آنجا که يکي از اهداف برنامه‌ريزي درسي بويژه در درس انشاء، ايجاد کنجکاوي، جستجوگري و پرورش روحيه خلاق در دانش‌آموزان است، به همين دليل آخرين هدف جزيي با عنوان (ايجاد زمينه براي پرورش خلاقيت) انتخاب شده است: براي تحقق اين هدف يک محتواي سه بخشي تهيه شده است که عبارتند از: زبان گفتاري با زبان نوشتاري تفاوت دارد، وقايع، گفتگوها و انديشه‌هاي روزانه را يادداشت کنيم و وقايع، مناظر و حالات را بازسازي کنيم. هدف ارائه اين محتوا به دانش‌آموزان آن است که آنها به سطوح عالي در نوشتن دست يابند و بتوانند با نوشتن درباره مسائل و موضوعات و شرح وقايع و رويدادها و غيره خلاقيت خود را بروز دهند و استعدادهاي نهفته خويش را آشکار كنند. در تمامي‌ محتوايي که براي آموزش درس انشاء پايه اول راهنمايي تحصيلي تهيه و تنظيم شده است، دو بخش عمده ديده مي‌شود: متن و فعاليت. بخشي از محتوا براي معلم است که بايد آن را براي دانش‌آموزان توضيح دهد و بخشي از محتوا هم به صورت تمرين است که بعنوان فعاليت براي دانش‌آموزان در نظر گرفته شده است. تمامي تمرين‌هاي بصورت کتبي است و دانش‌آموزان با حل آنها و ممارست در نوشتن در براي تحقق اهداف مورد نظر گام بر مي‌دارند. معلم براي آموزش درس انشاء محتواي مورد نظر را براي دانش‌آموزان توضيح مي‌دهد و راه‌هاي رسيدن به اهداف را براي آنان تسهيل مي‌کند. توضيحات و نحوه تدريس معلم نقش بسيار اساسي در يادگيري دارد. اگر معلم از عهده اين کار به خوبي برآايد، دانش‌آموزان خيلي راحت‌تر و سريعتر مي‌توانند به اهداف درس انشاء برسند. آن قسمت از محتوا که به صورت تمرين است و دانش‌آموزان بايد آن‌را انجام دهند تا به توانايي و تسلط در نوشتن برسند، محتواي فعال نام دارد و آن قسمت از محتوايي که معلم آن ‌را به دانش‌آموزان آموزش مي‌دهد، تا آنها را به هدف برساند، محتواي غيرفعال نام دارد. البته معلم مي‌تواند با استفاده از روش سقراطي در تدريس و پرسش و پاسخ، دانش‌آموزان را در فرآيند ياددهي ـ يادگيري شرکت دهد، که در اين صورت محتوا حالت فعال پيدا خواهد کرد. ‏



سازماندهي محتوا

سازمان به مجموعه‌اي گفته مي‌شود که اجزاء آن ارتباط متقابل دارند و هيچ جزئي جدا از کل مجموعه نمي‌تواند کار خود را انجام دهد. در برنامه درسي نيز عناصري که به نوعي در شکل‌گيري برنامه دخالت دارند، مجموعه منسجمي را تشکيل مي‌دهند. سازماندهي محتوا از نظر ارتباط به دو صورت عمودي و افقي است. در سازماندهي عمودي بين تجارب دانش‌آموز در سال‌هاي متوالي ارتباط برقرار مي‌شود. مثلاً ميان تجاربي که دانش‌آموز در درس جغرافي در سال چهارم و پنجم ابتدايي کسب مي‌کند، ارتباط ايجاد مي‌شود. در سازماندهي عمودي محتواي درس انشاء در پايه اول راهنمايي، ارتباط تجارب اين درس با تجارب درس انشاء در پايه دوم راهنمايي به خوبي برقرار شده است. يعني محتوا به‌گونه‌اي ارائه شده، که زمينه و تجارب لازم براي يادگيري درس انشاء را در پايه بالاتر، فراهم کرده است. در سازماندهي افقي، تجارب لازم ميان دروس مختلف در يک سال تحصيلي فراهم مي‌شود. مثلاً تجاربي که در ارتباط جغرافي کلاس پنجم ابتدايي با تاريخ همان کلاس برقرار مي‌شود. در سازماندهي افقي محتواي درس انشاء در پايه اول راهنمايي، ارتباط ميان تجارب درس انشاء با درس فارسي همان پايه برقرار شده است و ارتباط تجارب يادگيري بين اين درس‌ها مي‌تواند به آموزش و فراگيري دانش‌آموزان کمک كند.‏



اصول اساسي سازماندهي محتوا

سازماندهي محتواي برنامه درسي بر طبق اصولي انجام مي‌گيرد که برخي از آنها مهمتر است و به تمامي فعاليت‌هاي سازماندهي جهت مي‌دهد. اين اصول عبارتند از: 

1ـ توالي: منظور از توالي آن است که تجارب يادگيري موردنظر با چه نظمي مرتب مي‌شوند. در سازماندهي درس انشاء در پايه اول راهنمايي، تجارب يادگيري از ساده به مشکل مرتب شده و پيش نيازهاي لازم نيز به‌گونه‌اي مناسب درآن لحاظ شده است. اين نوع ترتيب موضوعات براساس نظريات «رابرت گانيه» است، زيرا در روش او هنگام تدريس، مطالب دشوار و سخت در بالا و مطالب آسان و راحت در پايين قرار مي‌گيرند. گانيه تصريح مي‌کند که معلم قبل از آنکه به آموزش مطلب جديد بپردازد، بايد اطمينان يابد که مطالب و درس‌هاي گذشته به خوبي فرا گرفته شده‌اند. نخستين اقدام معلم اين است که بداند شاگرد در وضع موجود، تا چه حدي معلومات دارد، آنگاه آموزش خود را از همان پايه آغاز كند. 

2ـ استمرار: اين اصل چگونگي ادامه فعاليت‌هاي يادگيري در طول دوره تحصيلي را تعيين مي‌کند که ممکن است بصورت ارتباط عمودي يا افقي باشد. در سازماندهي برنامه درس انشاء در پايه اول راهنمايي، ارتباط تجارب يادگيري با دوره‌هاي بالاتر کاملاً در نظر گرفته شده است. همچنين ارتباط درس انشاء با ساير مواد و موضوعات درسي مانند فارسي، اجتماعي و غيره در پايه اول راهنمايي به نحو مطلوب و مناسب سازماندهي شده است.‏

‏3ـ وسعت: اصل وسعت براساس هدف‌هاي اصلي تعليم و تربيت معنا پيدا مي‌کند. مثلاً برخي از هدف‌ها علاوه بر هدف‌هاي خاص که مربوط به يک ماده درسي است، ماهيتي فراتر از آن دارند، مانند تفکر انتقادي. در سازماندهي برنامه درسي، در درس انشاء پايه اول راهنمايي، اصل وسعت در برنامه درسي در نظر گرفته شده است، از جمله مي‌توان به پرورش روحيه خلاق اشاره کرد، که هدفي فراتر از يک ماده درسي دارد.

4ـ تعادل: اصل تعادل بيانگر اين است که بايد بين نيازهاي شخصي و نيازهاي مشترک اجتماعي فرد حالت تعادل برقرار شود. اگر اين تعادل ايجاد نشود، ممکن است تعليم و تربيت فرد با مشکل اساسي مواجه شود. در سازماندهي محتواي آموزشي درس انشاء به نيازهاي فردي و اجتماعي دانش‌آموزان توجه شده است. مثلاً در درس انشاء، علاوه بر فراگيري مهارت‌هاي نوشتن، به شناخت مسائل اجتماعي، روابط و ارتباط افراد با يکديگر و ابراز عقيده و بيان نظرات خويش در مورد وقايع و رويدادهاي اجتماعي نيز توجه کافي شده است.

5 ـ اصل مداومت: با توجه به اصل مداومت در سازماندهي برنامه درسي، برخي از موضوعات احتياج به تکرار دارند، تا دانش‌آموزان بتوانند درک عميق‌تري از آنها به دست آورند. در محتواي ارائه شده براي درس انشاء در پايه اول راهنمايي، مفاهيمي هستند که بايد تکرار شوند، تا درک و فهم دانش‌آموزان در يادگيري مطالب درس انشاء عميق تر و گسترده‌تر شود و با توانايي و آمادگي بيشتري بتوانند براي آموزش‌هاي بعدي آماده شوند. اين تکرار در درس انشاء به فاصله هر سه درس انجام مي‌شود و روش کار به اين صورت است که وقتي معلم آموزش چند موضوع درس انشاء را در فاصله زماني پيش‌بيني شده به پايان رساند و دانش‌آموزان تمرين‌هاي مربوط به هر درس را به خوبي انجام دادند، نوبت به تکرار دروس گذشته مي‌رسد که خلاصه‌اي از مطالب و مفاهيمي است که دانش‌آموزان قبلاً آنها را فرا گرفته‌اند و معلم مجدداً به آموزش آنها مي‌پردازد، تا مطالب گذشته براي دانش‌آموزان يادآوري شود و آنها با حل تمرين‌هاي پيش‌بيني شده، يادگيري شان را در درس انشاکامل کنند. ‏

از آنجا که در مراحل مداومت روش تکرار محتواي آموزشي و مطالب درسي به صورت تکرار فرعي انجام مي‌گيرد، در روش تکرار درس انشاء نيز محتواي آموزشي عيناً تکرار نمي‌شود، بلکه از مجموع مفاهيم و مطالب درسي ارائه شده، فقط نکات اساسي و مهم انتخاب شده و پس از جمع‌بندي و سازماندهي به طور خلاصه با عنوان (مروري بر دروس گذشته) به دانش‌آموزان تدريس مي‌شود.‏



ارزشيابي

ارزشيابي پيشرفت تحصيلي يکي از مهمترين فعاليت‌هاي آموزشي معلمان است. ارزشيابي پيشرفت تحصيلي ميزان يادگيري دانش‌آموزان را مشخص مي‌کند و باعث مي‌شود که معلمان به اشکالات و نواقصي که در اهداف، محتواي درسي، شيوه‌هاي آموزشي، وسايل و امکانات و بطور کلي مشکلاتي که در فعاليت‌هاي آموزشي وجود دارد، پي‌ببرند. ارزشيابي پيشرفت تحصيلي عبارت از فرآيندي منظم براي تعيين و تشخيص ميزان پيشرفت شاگردان در رسيدن به هدف‌هاي آموزشي است. ارزشيابي از درس انشاء در پايه اول راهنمايي توسط معلم در کلاس درس انجام مي‌گيرد تا از پيشرفت کار دانش‌آموزان در يادگيري اطلاع حاصل کند و به کمبود و مشکلاتي که احياناً در فرآيند آموزشي وجود دارد، پي ببرند. در ارزشيابي پيشرفت تحصيلي درس انشاء معمولاً از آزمون‌هاي معلم ساخته استفاده مي‌شود که معلمان براي ارزشيابي تحصيلي دانش‌آ‌موزان خود تهيه مي‌کنند و آن را در جريان آموزش و يا در پايان دوره آموزشي به اجرا در مي‌آورند. اين آزمون‌ها چون براي تعيين ميزان تلاش شاگردان، در رسيدن به هدف‌هاي دقيق آموزشي طرح‌ريزي مي‌شوند، معمولاً در آنها از ملاک و معيار مطلق استفاده مي‌شود. به عبارت ديگر آزمون‌هاي معلم ساخته براساس مطالب و مفاهيمي تهيه مي‌شود که قبلاً به دانش‌آموزان آموزش داده شده است.‏



خلاصه‌اي از مراحل کار در برنامه‌ريزي درسي

يک برنامه‌ريز درسي نخست بايد فرآيند نيازسنجي را بطورکامل و به صورت جامع انجام دهد، زيرا تا وضع موجود را نشناسد و وضع مطلوب را پيش‌بيني نکند، نمي‌تواند برنامه درسي موفقي را طرح‌ريزي کند. در مرحله دوم هدف غايي (مقاصد) برنامه درسي را مشخص کند. در مرحله سوم نتايج مورد نظر از اجراي برنامه درسي را معلوم كند، که به دنبال چه نتيجه‌اي است و هدف او از اجراي برنامه درسي چيست؟ اگر نتايج مورد نظر در برنامه درسي مبهم باشد، احتمالاً برنامه درسي با شکست مواجه خواهد شد و سرانجام در مرحله آخر، نيازهاي آموزشي فراگيرندگان را براي رسيدن به نتايج موردنظر، شناسايي کند. پس از طي اين چهار مرحله بايد اهداف آموزشي را مورد بررسي قرار دهد. براي انتخاب اهداف همگن و مهم، از مجموعه اهداف ناهمگن و گوناگون که از مطالعه سه منبع تعيين اهداف يعني (يادگيرندگان، جامعه و متخصصان درسي) استنتاج شده‌اند، ملاک و معياري معتبر لازم است، تا بتوان به وسيله آن هدف‌هاي مهم، همگن و سازگار را از ميان اهداف به دست آمده، انتخاب کرد و هدف‌هاي غيرهمگن و متناقص را کنار گذاشت. يکي از اين معيارها و ملاک‌ها فلسفه آموزش و پرورش و فلسفه اجتماعي است. به عبارت روشن‌تر فلسفه آموزش و پرورش و فلسفه اجتماعي هر کشور نخستين معيار انتخاب هدف‌هاي آموزش و پرورش آن کشور است. به اين ترتيب فقط آن دسته از اهداف آموزش و پرورش از بين هدف‌هاي پيشنهاد شده گلچين مي‌شوند، که مهم و اساسي هستند و با ارزشهاي فلسفه تعليم و تربيت متناسب و سازگارند. دومين غربال يا صافي که اهداف برنامه ريزي درسي بايد از آن عبور کند، روان شناسي يادگيري است. به اين معني که اگر هدف‌هاي آموزش و پرورش با شرايط ذاتي جريان يادگيري هماهنگ باشند، ارزشمند تلقي مي‌شوند و در غير اين صورت بي‌ارزش خواهند بود. برنامه‌ريز پس از عبور موفقيت‌آميز از اين مراحل و تعيين محتواي لازم براي تحقق اهداف مورد نظر، بايد به سازماندهي محتوا بپردازد و اصول و شرايط مربوط به آن را کاملاً رعايت کند. اين اصول و شرايط عبارتنداز: ‏

‏1ـ در اصل توالي تجربيات يادگيري بايد بر چه نظم و اساسي مرتب شوند، اين نظم بايد در برنامه‌ريزي درسي او کاملاً معلوم باشد. ‏

‏2ـ در اصل استمرار بايد چگونگي ادامه فعاليت‌هاي يادگيري را در طول دوره تحصيلي مشخص کند.

3ـ فعاليت‌ها و تجارب يادگيري دانش‌آموزان را از لحاظ استمرار عمودي و افقي معلوم كند. استمرار عمودي تعيين‌کننده تجارب يادگيري در طول دوره‌هاي تحصيلي است و استمرار افقي تجارب يادگيري را در ارتباط با مواد درسي مختلف در يک سال تحصيلي معين مي‌كند.