اطلاعات-تاريخ خبر: یکشنبه 23آبان 1389 -7ذی الحجه 1431 - 14 نوامبر 2010 - شماره 24898

علي پور عليرضا توتکله ــ کارشناس ارشد برنامه‌ريزي درسي / بخش دوم وپاياني

کودکان و نوجواناني که با اين تجارب ناآشنا و بيگانه هستند، ممکن است در درک مفاهيم و دروسي که مستلزم سوابق و تجارب قبلي است، با شکست مواجه شوند. در کار تحصيلي و آموزشي کودکاني که بنا به اقتضاي شغل پدران خود ناگزير از تغيير مدرسه و يا ترک آن براي مدت طولاني هستند، به طور اجتناب‌ناپذيري وقفه ايجاد مي‌شود، زيرا کودکي که مدرسه خود را عوض مي‌کند، بايد مرحله آزمايش سخت جلب پذيرش همسالان و ارتباط با معلم و کارکنان مدرسه را مجدداً بپيمايد و اين کار ممکن است جريان يادگيري و آموزش کودک را با مشکلات جدي مواجه كند. در پايان بايد گفت که بسياري از ناکامي‌ها چه در خانواده و چه در مدرسه مي‌توانند تا حدود بسيار زيادي، يادگيري کودک را مختل كند و در پيشرفت تحصيلي او تأثير منفي بگذارد.



واکنش‌هاي عاطفي در کودکان دبستاني

کودکان دبستاني واکنش‌هاي عاطفي و هيجاني متعددي دارند که به مهمترين آنها به طور خلاصه اشاره مي‌شود:

1- خشم: خشم کودکان در اين دوره مانند دوره پيش دبستاني، دعوا و نزاع روي اسباب بازي‌ها، ناديده گرفتن خواست‌هاي ديگران، تهاجم، مورد حمله واقع شدن و غيره است. کودکان دبستاني خشم خود را با گريه و فرياد کردن، پا به زمين کوبيدن و بالا و پايين رفتن نشان مي‌دهند.

2- ترس: حوادث ناخوشايندي که براي کودکان اتفاق مي‌افتد، در حافظه آنها تکرار مي‌شود. داستان‌ها و قصه‌هايي که به صورت وحشتناک از راديو و تلويزيون و سينما ارائه مي‌شود، از عوامل مؤثر در ترس کودکان به شمار مي‌آيد. ترس کودکان بيشتر به صورت فرار کردن، پنهان شدن، گريه کردن و دوري از ترس بروز مي‌کند.

3- حسادت: حسادت کودکان دبستاني معمولاً به صورت عدم توانايي و نداشتن ويژگي‌هاي برجسته و بارز همسالان خود و تلاش و رقابت نامناسب براي بدست آوردن آنها، جلوه مي‎کند.

4- کنجکاوي: کودکان دوره دبستاني بسيار دقيق و کنجکاو هستند و دوست دارند که هر چيز قابل مشاهده را مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار دهند. معمولاً مهمترين کنجکاوي کودکان در اين دوره، به دست آوردن آگاهي درباره بدن خودشان و نحوه کارکرد آن است.

5- غم: کودکان در اين دوره معمولاً به خاطر از دست دادن آنچه را که دوست دارند و يا براي آنها از اهميت خاصي برخوردار است، غمگين و ناراحت مي‌شوند. از اين رو والدين و مربيان بايد نسبت به غم و اندوه کودکان واکنش نشان دهند و در حد توان در رفع نيازها و برآوردن خواست‌ها و تمايلات آنها، تلاش کنند.

6- محبت: کودکان دبستاني به هرکس و هر چيزي که باعث شادي و لذت آنها شود، محبت مي‎کنند و هر چه که بزرگتر مي‌شوند، محبت‌هاي خود را به صورت کلامي ابراز مي‌كنند. در حالي اين کودکان در سنين پايين‌تر مهر و محبت خود را به صورت عملي مانند بوسيدن، در آغوش گرفتن، نوازش کردن و غيره نشان مي‌دهند. بنابراين والدين و معلمان بايد کودکان را مورد مهر و محبت قرار دهند، ولي از افراط و تفريط در ابراز محبت به آنان خودداري کنند.



منابع

1- بيلر، رابرت(1373): کاربرد روانشناسي در آموزش، جلد اول، ترجمه پروين کديور، چاپ چهارم، نشر دانشگاهي: تهران.

2- سيف، سوسن و همکاران(1377): روانشناسي رشد(1)، چاپ هشتم، سمت: تهران.

3- شعاري نژاد، علي اکبر(1381): روانشناسي رشد(1)، چاپ ششم، پيام نور: تهران.

4- شفيع‌آبادي، عبداله(1379): مباني روانشناسي رشد، چاپ نهم، انتشارات چهر: تهران.

5- شفيع‌آبادي، عبداله(1379): راهنمايي و مشاوره کودک، چاپ هشتم، سمت: تهران.

6- عباسي، عبداله(1368): آموزش و پرورش قبل از دبستان، جزوه شماره 30، دفتر همکاري حوزه و دانشگاه.

7- پورعليرضا توتکله، علي(1383): «نقش خانواده در رشد عاطفي کودک» مجله اطلاعات علمي، شماره 306، ص59-58.