لزوم تحول در كتب درسي دانشآموزان

- علي رستمي ريك، مژده عليمحمدي / گيلان (تالش)
يكي از مقولههاي بسيار مهم در امر تعليم و تربيت، كتابهاي درسي دانشآموزان ميباشد. كتاب درسي، نوشتهاي غيرقابل تغيير و مادامالعمر نيست چرا كه مبناي تغيير كتاب درسي نيازسنجي است يعني كتاب درسي بايد بتواند به تربيت يك شهروند خوب منجر شود كه اين امر بسته به شرايط مكاني و زماني تغيير ميكند. اگر نتوان محتواي كتب درسي را در مسير دقيق نظري و عملي آموزش تأليف كرد، نميتوان اميدوار بود آموزش و پرورش به تحول بنيادي دست يابد، تحولي كه به مقتضاي شرايط امروز كشور و در راستاي اهداف توسعه ملي، پايههاي آن اكنون درون همين كتابهاي درسي به ظاهر ساده بنيان گذاشته ميشود.
مسأله مهمي كه اكنون در مورد كتب درسي، بهخصوص در مقطع متوسطه، ميتوان گفت حجم زياد كتب درسي و به روز بودن آنهاست. مثلاً در مورد دروس زبان انگليسي اول تا سوم دبيرستان، متون اين كتب در حدود 17 سال پيش تا حالا تغيير نكرده بهطوري كه ما خودمان همين كتب را در دوران دبيرستان مطالعه كرده و همينها را نيز اكنون در دبيرستانهاي شهرمان تدريس ميكنيم. يكي از بزرگان تعليم و تربيت ميگويد: مهمترين مشكل معلمان اين است كه به همان روشي كه به آنها تدريس شده است، معلمان نيز به همان روش براي دانشآموزان خود تدريس ميكنند و اين نوعي آفت است و يكي از دلايل اساسي آن برميگردد به مسأله قديمي بودن متون درسي و بهروز نبودن آنها، به طوري كه دانشآموز با ديدن مطالب تكراري زده شده و احساس نياز نميكند.
روح حاكم در آموزش و پرورش هم بايد نوآفريني و تحول باشد. اين نوسازي و نوگرايي يقيناً با نمونههاي تكراري، كسلكننده و ملالآور و حتي كهنه محتواي درسهاي مربوط به علوم روز ممكن نيست. بايد نسل جوان و نوجوان خودمان را متناسب با توسعه فنآوري و علم روز تربيت كنيم و آنها را آماده مواجهه با مسائل آينده دنياي مدرن سازيم. بايد اين واقعيت را بپذيريم كه كتب درسي در حقيقت محتواي روحي و فكري آموزش و پرورش را تشكيل ميدهد. بايد كتب درسي ما با توجه به نيازهاي آينده جامعه و منطبق با نيازهاي فكري و همه ابعاد زندگي تهيه شود تا بتواند دانشآموز را جذب كند. بايد كتب درسي با شرايط امروز و اهداف فرداي دانشآموز منطبق باشد تا دانشآموزان رغبت بيشتري براي فراگيري از خود نشان دهند. بايد كتب درسي را به گونهاي نوشت كه معلم و دانشآموز را در كلاس به فعاليت وا دارد. معلم در اين نوع كلاسها ميداندار كار است و ديگر معلمي منفعل و دستبسته نيست بلكه فعال است و با همكاري بچهها ميتواند وظيفه خود را به نحو احسن انجام دهد. بايد كتابهايي براي دانشآموزان تأليف كرد كه درست انديشيدن و عقلاني كردن رفتار دانشآموزان، تقويت مهارتهاي زندگي و... را ايجاد كنند.
كتابهاي درسي بايد حامل آخرين اطلاعات علمي – پژوهشي و آخرين مهارتهاي دانشآموزي باشد تا آنچه را كه نسل امروز يافته، در اختيار نسل نوجوان قرار دهد و او بتواند در آينده، زندگي خوبي داشته باشد.
ما در دنيايي زندگي ميكنيم كه عصر انفجار اطلاعات ناميده ميشود و با انواع و اقسام تغيير و تحولات در روز روبهرو هستيم و اينها بايد به روز در كتابهاي درسي اعمال شود. به همين دليل تغيير در كتابهاي درسي، يك اصل هميشگي است. البته مقوله اصلي و اساسي معلم را نيز در تأليف كتب درسي نبايد فراموش كنيم. بايد از توانمندي و ظرفيت معلمان خلاق و مبتكر نهايت استفاده را كرده و در تأليف كتب درسي از آنها استفاده نماييم.
به اميد روزي كه شاهد تحول بنيادين در آموزش و پرورش باشيم. انشاءالله.
*****
من یک معلم هستم.در سال 88 بازنشسته شده ام.دوست دارم تجربه خودرا در مورد مسایل آموزشی به دیگران منتقل و از تجربه دیگران استفاده کنم.امیدوارم شما بازدید کننده محترم من را از راهنماییهای خود محروم ننمایید.قابل ذکر است کلیه مطالب و مقالات ارایه شده در این وبلاگ الزاما مورد تایید نمی باشدو مسوولیت آن به عهده نویسندگان آنها می باشد.استفاده ازمطالب اختصاصی وبلاگ با ذکرمنبع بلامانع است.مطالبی که در صفحه نخست مشاهده می کنید مطالبی است که روزانه به وبلاگ اضافه می گردد برای دیدن مطالب مورد نظر به