عوامل زمينهساز اعتياد در نوجوانان
امروزه بيشترين افراد مصرفكننده مواد را بيش از هر زمان ديگري، جوانان تشكيل ميدهند. مخاطرهآميزترين دوران زندگي از نظر شروع به مصرف مواد، دوره نوجواني است. دوره نوجواني، دوره انتقال از دوران كودكي به بزرگسالي و كسب هويت فردي و اجتماعي است. در اين دوره ميل به استقلال و مخالفت با والدين به اوج خود ميرسد و نوجوان براي اثبات بلوغ و فرديت خود، ارزشهاي خانواده را زير سوال برده و سعي در ايجاد تحليل ارزشهاي جديد خود دارد. سوال اين كه در محيط فرهنگي و اجتماعي بهمپيوسته و دائم در حال تغيير نوجوانان، چگونه امكان سازگاري، با هنجارهاي جامعه وجود دارد؟ چگونه شكلگيري هويت سالم براي نوجوانان و در نهايت دوري از آسيبهاي اجتماعي نظير اعتياد ميسر است؟ براي پاسخ به اين سوالات نيازمند بررسي خرده سيستم، سيستم مياني، بيروني و كلان موثر بر وضع نوجوانان است.
1- خردهسيستم:
شامل روابط پيچيدهاي است كه ميان فرد و محيط اول (خانه، مدرسه و...) برقرار است. خردهسيستم يك نوجوان، مركب از شبكه اجتماعي و روابطي است كه وي به طور رو در رو با افراد محيط بلافصل برقرار ميكند و در زندگياش موثر است. براي اكثر نوجوانان، خانواده نخستين خردهسيستم محسوب ميشود و به دنبال آن، دوستان و گروه همسال، خواهران و برادران و همسايگان مطرح ميشوند. خردهسيستمها تغييرپذيرند زيرا مردم و زمانه دائم در حال تغييرند. علاوه بر آن افراد ممكن است در وضعيتهاي مختلف اجتماعي تغيير وضع دهند. امكان دارد برخي از خردهسيستمها از نظر نوجوانان كم و بيش اهميت يابد. خود نوجوان نيز در اثر تغييرات رشديتغييرپذير ميشود. خردهسيستم سالم، سيستمي است كه دوجانبه باشد و در آن والدين با درخواستهاي معقول نوجوانان موافقت كرده و نوجوان به نوبه خود براي خواستههاي منطقي والدين احترام قائل شود. الگوهاي نامتعادل خانوادگي، تاثير زيادي بر رشد جرايم و انحرافات نوجوانان و جوانان دارد.
عوامل مربوط به خانواده: خانواده نخستين مدرسه تربيت كودك است. به تعبير satir ، پدران و مادران معلماني هستند كه در مشكلترين مدرسه دنيا براي آدمسازي خدمت ميكنند، مدرسهاي كه در آن مدير، معلم و مستخدمشان خود هستند و تعطيلات، ارتقاي مقام و حقوق ندارند. خانواده علاوه بر اينكه محل حفظ و رشد افراد و كمك به حل فشار رواني است ميتواند منبعي براي تنش مشكل و اختلال نيز باشد. ناآگاهي والدين ارتباط ضعيف والدين و كودك، بيانضباطي در خانواده، خانواده متشنج و از هم گسيخته احتمال انواع بزهكاريها از جمله مصرف مواد را افزايش ميدهد. همچنين والديني كه مصرفكننده مواد هستند، موجب ميشوند فرزندان با الگوبرداري از رفتار آنان مصرف مواد را يك رفتار بهنجار تلقي و رفتار مشابهي پيشه كنند.
عوامل مربوط به مدرسه: مدرسه بعد از خانواده مهمترين نهاد آموزشي و تربيتي است كه ميتواند از راههاي زير زمينهساز مصرف مواد نوجوانان نيز باشد:
1- بيتوجهي به مصرف مواد و نبود محدوديت يا مقررات جدي منع مصرف در مدرسه
2- استرسهاي شديد تحصيلي و محيطي.
3- فقدان حمايت معلمان و مسوولان مدرسه از نيازهاي عاطفي و رواني به ويژه به هنگام بروز مشكلات و طرد شدن از طرف آنان.
عوامل مربوط به دوستان و گروه همسال: به طور تقريبي در 60درصد موارد، نخستين مصرف مواد به دنبال تعارف دوستان رخ ميدهد. ارتباط و دوستي با همسالان مبتلا به سوءمصرف مواد عامل، يك مستعدكننده قوي براي ابتلاي نوجوانان به اعتياد است. مصرفكنندگان مواد در شيوع مصرف سيگار و حشيش بسيار موثرند. از آن جا كه نوجوانان نيازمند تعلق به يك گروه هستند و اغلب پيوستن به گروههاي مصرفكننده مواد آسانتر است، برخي از دوستيها تنها حول محور مصرف مواد شكل ميگيرد. هرچه پيوند ميان فرد، خانواده، مدرسه و اجتماعات سالم كمتر باشد، احتمال پيوند با اين قبيل گروهها بيشتر ميشود.
2- سيستم مياني
عبارت از شبكه ارتباطي مياني خردهسيستمهاي مختلف زندگي فرد است. براي يك نوجوان اين وابستگيها ممكن است شامل چندين خردهسيستم از قبيل خانواده، مدرسه و دوستان باشد. نكاتي از قبيل كيفيت، تكرار و تاثير عواملي مانند خصوصيات خانوادگي، تحمل فشارهاي گروه همسال و ارتباط ميان رفتن به مراكز مذهبي، با وقايع و عوامل ميانفردي مرتبط است ولي روي روابط خردهسيستمهاي مختلفي متمركز شده است.
يك خردهسيستم و يك سيستممياني ميتوانند به طور هماهنگ عمل كنند و يكديگر را تقويت كنند و يا به طور كامل در جهت مخالف عمل كنند. براي مثال ارزشهاي والدين و گروه همسالان ممكن است جهت موافق يا مخالف يكديگر عمل كنند.
3- سيستمهاي بيروني
سيستمهاي بيروني، سيستمهاي واسطهاي و مياني هستند كه ساختارهاي اجتماعي رسمي و غيررسمي مشخص ديگري را در بر دارند، اين ساختارها با آن كه شامل فرد در حال رشد نميشود ولي وضعي كه فرد در آن جاي دارد را شامل ميشود. فرد نوجوان به طور مستقيم در تصميمگيريهاي سيستمهاي بيروني شركت نميكند اما تصميمگيري اين سيستمها، اثرات مستقيم و غيرمستقيم بر نوجوان دارد. كارفرماي والدين، رسانههاي گروهي، مراكز مذهبي، سازمان خدمات اجتماعي و غيره مثالهايي از موسسات اجتماعياند كه بخشي از سيستمهاي بيروني را به وجود آوردهاند.
4- سيستمهاي كلان
شامل زيربناي فرهنگي وسيعي است كه اساس سازمان نهادهاي يك جامعه موردنظر را تشكيل ميدهد. سيستم كلان در زندگي فرد نوجوان دخالتي ندارد ولي شامل يك طرح اساسي اجتماعي براي اكولوژي رشد بشر است. هسته مركزي ارزشهاي فرهنگي، قانوني، اجتماعي، سياسي، مذهبي اقتصادي و تربيتي وابسته به سيستمكلان است. در اين سطح بايد به ساختار جامعه و وضع تاريخي كه جامعه در آن قرار دارد، نگريست. عوامل اجتماعي از جمله فقر، تاثير محيط به ويژه قابليت دسترسي به مواد مخدر، نوع مقررات اجتماعي و هنجارها، نبود برنامههاي تفريحي براي جوانان و نوجوانان در ساعات پس از مدرسه و عوامل فردي نظير عزتنفس پايين، پرخاشگري و تجربه ناكافي در زمينه برقراري ارتباطات اجتماعي، از عوامل خطرسازي هستند كه در ظهور و رشد پديده مصرف مواد مخدر در جامعه نقش دارند. براي توفيق در پيشگيري، بايد چهار رابطه فرد با خانواده، فرد با دوست، فرد با مدرسه و فرد با محيط اجتماعي را آسيبشناسي و تصحيح نماييم. با اين تفاصيل، حفاظت از جوانان و نوجوانان در مقابل تهديدات و آسيبهاي ناشي از مواد اعتيادآور، به وسيله مشاركت ميانبخشي و هماهنگي تمام سازمانها و دستگاههاي مسوول اعم از دولتي و غيردولتي و در قالب برنامههاي اجتماعمحور و مبتني بر مشاركت اجتماعي مردم قابل دسترسي است.
من یک معلم هستم.در سال 88 بازنشسته شده ام.دوست دارم تجربه خودرا در مورد مسایل آموزشی به دیگران منتقل و از تجربه دیگران استفاده کنم.امیدوارم شما بازدید کننده محترم من را از راهنماییهای خود محروم ننمایید.قابل ذکر است کلیه مطالب و مقالات ارایه شده در این وبلاگ الزاما مورد تایید نمی باشدو مسوولیت آن به عهده نویسندگان آنها می باشد.استفاده ازمطالب اختصاصی وبلاگ با ذکرمنبع بلامانع است.مطالبی که در صفحه نخست مشاهده می کنید مطالبی است که روزانه به وبلاگ اضافه می گردد برای دیدن مطالب مورد نظر به