نگاهي به ديدگاههاي سعدي در باب تربيت
| نگاهي به ديدگاههاي سعدي در باب تربيت جور استاد به ز مهر پدر...! • علي صفي زاده / شهر تهران اشاره: تحقيق و تفحص دربارهي نظرات سعدي، آن هم در زمينهي تربيت، كاري دشوار و پيچيده است. اما تحقيق حاضر مصداق اين شعر ميباشد: آب دريا را اگرنتوان كشيد هم به قدر تشنگي بايد چشيد پرداختن به تمام جزئيات تربيتي از ديدگاه سعدي از حوصلهي اين مقال خارج است اما نكات و دقايق مهم تربيتي را در اين نوشتار ميآوريم. سعدي به عنوان يك معلم اخلاق، در تمام آثارش به دنبال ارائهي يك بينش و روش است كه خواننده با خواندن آثارش بتواند خود را با الگوها ارزيابي و خويش را اداره نمايد، راه صحيح را در زندگي برگزيند؛ براي نيل به اين هدف بايد بتواند خود و تمايلاتش را كنترل كند. پايه واساس تعليم و تربيت، پرورش جنبهي عقلاني شخصيت آدمي است. مربيان بزرگ جهان، پرورش نيروي عقلاني انسان را پايه و اساس تعليم و تربيت تلقي ميكنند و تاكيد روي اين جنبه از شخصيت را ملاك برتري مكتبهاي تربيتي قرار ميدهند. (دكتر علي شريعتمداري، اصول و فلسفه تعليم و تربيت، ص 236). سعدي در اين شعر، نقش عقل وعقلانيت را در صدر قرار ميدهد و نفس پرستي و رذايل اخلاقي را نكوهش ميكند: سخن در صلاح است و تدبير و خوي نه در اسب ميدان و چوگان و گوي تو با دشمن نفس همخانهاي چه در بند پيكار بيگانهاي؟ تو خود را چوكودك ادب كن به چوب به گرز گران مغز مردان مكوب! وجود تو شهري است پر نيك و بد تو سلطان و دستور دانا، خرد رضا و ورع: نيك نامان حر هوي و هوس: رهزن و كيسه بُر هوي و هوس را نماند ستيز چو بينند ســـر پنجـــهي عقـــل تيــز «كليات، بوستان، ابيات 2874 الي 2882» در جاي ديگر سعدي دو خصوصيت اساسي را پايهي شخصيت انسان قرار ميدهد: وگر چهل ساله با عقل وادب نيست بـه تحقيقــش نشايــد آدمـــي خوانــد «كليات، گلستان، باب هفتم، حكايت 11» در جاي ديگر ميگويد: آنرا كه عقل و همت و تدبير وراي نيست خوش گفت پردهدار كه كس در سراي نيست «كليات، گلستان، باب هفتم، حكايت 19» سعدي به عنوان يك معلم تربيت و اخلاق، سخن بيارزش و بيثمر گفتن را ناروا ميشمرد و ميگويد: جز براي سخن سنجيده و پسنديده نبايد دهان گشود انسان اول بايد فكر كند و بعد سخن گويد. صدف وار گوهر شناسان راز دهان جز به لؤلؤ نكردند باز تامل كنان در خطا و صواب به از ژاژخايان حاضر جواب (ژاژخا يعني بيهوده گو و ياوه سرا) كمال است در نفس انسان سخن تو خود را به گفتار ناقص مكن از آن مرد دانا دهان دوختهست كه بيند كـه شمـع از زبــان سوختــهست «كليات، بوستان، ابيات 2887 الي 2899» يكي از نكات مهم در علوم تربيتي، اين است كه طرف مقابل، قابليت تربيت و استعداد ذاتي داشته باشد وگرنه هر چه كوشش در اين زمينه صورت گيرد بيفايده خواهد بود؛ در همين زمينه سعدي سخني نغز دارد: چون بود اصل گوهري قابل تربيت را در او اثر باشد هيچ صيقل نكو نداند كرد آهني را كه بد گهر باشد خر عيسي گرش به مكه برند چــون بيايــد هنـــوز خــــر باشــــد «كليات، گلستان، باب هفتم، حكايت 1» و يا ميفرمايد: شمشير نيك ز آهن بد چون كند كسي ناكس به تربيت نشود اي حكيـم كـس «كليات، گلستان، باب اول، حكايت 4» نكتهي مهم ديگر اين كه تربيت بايد از همان آغاز كودكي شروع شود تا قوت و تأثيرش ماندگار و پايدار باشد، زيرا در بزرگسالي تربيت بسيار دشوار و حتي بينتيجه است، چون انعطافپذيري بسيار سخت است؛ مثل چوب خشكي است كه اگر آن را خم كني ميشكند اما در كودكي مثل چوب تري است كه به هر شكلي كه بخواهي در ميآيد: هر كه در خرديش ادب نكنند در بزرگي فلاح از او برخاست چوب تر را چنان كه خواهي پيچ نشـود خشـك جـز بــه آتــش راسـت «كليات، گلستان، باب هفتم، حكايت 3» بحث مهمي كه در آثار سعدي در مورد تربيت ديده ميشود، بحث تنبيه است كه بسيار در مورد آن نوشته شده و سخن گفتهاند. سعدي معتقد است كه معلم و مربي بايد به نحوي ابهت و صلابت خود را حفظ كند، زيرا اگر معلم و مربي در كار خويش جدي و مصمم نباشد، نتيجهاي حاصل نميشود؛ حال آنكه سعدي كتك وتنبيه بدني را سفارش نميكند، بلكه معتقد است كه تربيت بايد نظم وهدف خاصي را دنبال كند و ميگويد: پادشاهي پسر به مكتب داد لوح سيمينش بر كنار نهاد بر سر لوح او نوشته به زر: جــــور استـــاد بـــه ز مهـــر پـــدر «كليات، گلستان، باب هفتم، حكايت 4» سعدي زندگاني تربيتي، اجتماعي و فرهنگي طفل را در گرو تربيت صحيح معلم و مربي ميداند و معتقد است كه معلم بايد در جريان آموزش و پرورش، درشتي و نرمي را به هم درآميزد: درشتي و نرمي به هم در به است چو فاصـد كه جـراح و مرهـم نـه است «كليات، گلستان، باب هشتم» يكي ديگر از نكات مهم و حياتي در تربيت، تنوع استعدادها و تفاوتهاي فردي است و از ديدگاه سعدي، آدميان در امر يادگيري با هم تفاوت بسيار دارند، به همين دليل سخني كه گفته ميشود، ممكن است براي يكي قابل فهم و براي ديگري غير قابل فهم و شايد حتي گمراه كننده باشد: دو كس بر حديثي گمارند گوش از اين تا بدان ز اهرمن تا سروش يكي پند گيرد دگر ناپسند نپردازد از حرف گيري به پند فرومانده در كنج تاريك جاي چه دريابــد از جــام گيتـــي نمـــاي؟ «كليات، بوستان، ابيات 3242 الي 3244» منابع و مآخذ: 1ـ شريعتمداري، علي: اصولو فلسفهي تعليم و تربيت، اميركبيرف تهران، چاپ دوازدهم، 1377. 2ـ سعدي، مصلح بن عبدالله: بوستان، تصحيح غلامحسين يوسفي، نشر سخن، تهران، چاپ دوم، 1372. 3ـ سعدي، مصلح بن عبدالله: گلستان، تصحيح غلامحسين يوسفي، نشر سخن، تهران، چاپ اول، 1370. 4- لغت نامهي دهخدا |
من یک معلم هستم.در سال 88 بازنشسته شده ام.دوست دارم تجربه خودرا در مورد مسایل آموزشی به دیگران منتقل و از تجربه دیگران استفاده کنم.امیدوارم شما بازدید کننده محترم من را از راهنماییهای خود محروم ننمایید.قابل ذکر است کلیه مطالب و مقالات ارایه شده در این وبلاگ الزاما مورد تایید نمی باشدو مسوولیت آن به عهده نویسندگان آنها می باشد.استفاده ازمطالب اختصاصی وبلاگ با ذکرمنبع بلامانع است.مطالبی که در صفحه نخست مشاهده می کنید مطالبی است که روزانه به وبلاگ اضافه می گردد برای دیدن مطالب مورد نظر به