آموزش و پرورش فراگیر چرا و چگونه؟!
|
آموزش و پرورش فراگیر چرا و چگونه؟! کریم شیرزاد، رقیه علیزاده ـ مازندران (فریدونکنار) مقدمه: یک قرن تجربه مربوط به ساختارهای مختلف آموزش، ما را به این نتیجه رسانده است که آموزش مجزا که در آن افراد بر اساس ویژگیهای مختلف مثل: معلولیت، گروهبندی میشوند و تحت آموزشهای ویژه قرار میگیرند، نتوانسته است پاسخگوی نیازهای واقعی آنان به عنوان عضوی از اعضای یک جامعه انسانی باشد. تنها آن نوع از نظام آموزش و پرورش میتواند کارآمد باشد که متناسب با نیازهای واقعی مخاطبانش باشد. از آنجا که این نیازها در هر زمان، مکان و بر اساس شرایط اجتماعی متفاوت هستند، یک نظام آموزشی کارآمد نظامی است، انعطافپذیر، که از یک سو دارای خصیصهي بومیشدگی (یعنی متناسب بودن آموزش و پرورش با شرایط ملی و دینی آن جامعه) و از سوی دیگر مبتنی بر یک رویکرد انسانگرایانه است؛ به نحوی که آموزش را به عنوان یک هدف در نظر نمیگیرد بلکه آن را وسیلهای برای رشد ارزشهای انسانی و بالا بردن قابلیتهای افراد برای با هم زیستن میداند. علاوه بر اینها، چنین نظامی به لحاظ امکانات و شرایط آموزشی تا به آن حد گسترش یافته است که میتواند تمامی افراد با طیف گستردهای از تواناییها، ناتوانیها و تفاوتها را در بر گیرد. در سایهي چنین نظام آموزشی ساختار آموزشی از حالت تصنعی خود که در آن افراد براساس ناتوانیها و تفاوتهای فردی و فرهنگی از یکدیگر جدا میشوند، خارج شده و نمونهی کوچک ولی واقعی از یک جامعهی فراگیر میشود. جامعهي فراگیر جامعهای است که آستانهی تحمل آن برای پذیرش تمامی افراد از فرهنگها و سطوح اجتماعی مختلف و با توانمندیها و ناتوانیهای خاص خود بالاتر رفته و کلیهی اعضا از سوی یکدیگر مورد پذیرش و احترام متقابل قرار میگیرند. آموزش و پرورش فراگیر چیست؟ واژهی فراگیر (که به عنوان معادلی برای کلمه inclusive/inclusion به کار گرفته شده است) در معنی، عبارت است از «پذیرفتن یا در نظرگرفتن کسی به عنوان عضو و یا در بر گرفتن ميآيد». آموزش و پرورش فراگیر بر این عقیده استوار است که مردم در جوامع فراگیر کار میکنند، به این معنی که آنها در جوامعی متشکل از نژادها، مذهبها، آرمانها، آرزوها، ناتوانیها و تواناییهای مختلف زندگی میکنند؛ بنابراین کودکان بایستی در محیطهایی مشابه آنچه در آینده در آن زندگی خواهند کرد، آموزش ببینند و به بزرگسالی برسند (گروه احیا، 1999 اکتبر). بر همین اساس کودکانی که دارای ناتوانی هستند نیز نیاز به داشتن تجربهی لذت بخش از زندگی در شرایطی را دارند که باعث تضمین عزت نفس، وقار و خود اتکایی آنها شده و شرکت فعال آنها را در جامعه تسهیل میکند (حقوق کودک، 1990 ژانویه). در آموزش فراگیر باور اساسي بر این اصل استوار است که تمام کودکان بدون توجه به تواناییها و ناتواناییهایشان میتوانند یاد بگیرند. (مایلز،2000اکتبر) نکتهي حايز اهمیت این است که آموزش فراگیر مفهومی نیست که فقط مدرسه را شامل میشود، بلکه خود مفهومی فراگیر بوده و از سطح آموزش و مدرسه فراتر رفته و تمام جامعه را شامل میشود. آموزش و پرورش فراگیر مفهومی بسیار گستردهتر از مفاهیم دیگری مثل آموزش و پرورش تلفیقی دارد و نهتنها معطوف به نیازهای کودکان است که به دلیل داشتن نقص یا ناتوانی از همسالان خود مجزا شدهاند، بلکه تمام کودکانی که به هر علتی، مثل فقر، باورهای فرهنگی یا محدودیتهای اجتماعی، از نظامهای آموزش و پرورش موجود بهرهی کافی نمیبرند را نیز در بر میگیرد. بر این اساس، آموزش و پرورش فراگیر در واقع دیدگاهي متفاوت از آموزش و پرورش مرسوم است که پاسخگوی نیازهای تمام کودکان است. در چنین دیدگاهی، هدف آن است که مدرسه به عنوان یک محیط مطلوب برای تمام کودکان باشد. لازمهي تحقق چنین هدفی، داشتن یک تعهد اخلاقی برای در بر گرفتن و پذیرش تمام کودکان با تفاوت های فردی و فرهنگی مختلف در یک نظام آموزش و پرورش واحد است که این خود جزیی از یک تعهد گستردهتر برای در بر گرفتن تمام افراد در جامعه است. به طور خلاصه میتوان گفت که آموزش و پرورش فراگیر عبارت است از: ـ آموزش دانشآموزان در شرایط مربوط به مدارس عادی که بدون در نظر گرفتن شدت ناتوانیهای آنها صورت میگیرد. ـ ترغیب و اجرای فعالیتهایی که مهارت دوستیابی و روابط بین دانشآموزان عادی و دارای ناتوانی را ارتقا میبخشند. ـ ارایهي طرح، حمایت و خدمات لازم برای حضور معنیدار و موفقیتآمیز دانشآموزان دارای ناتوانی در برنامههای عادی. ـ داشتن مدرسهای جامع که انتظارات متوازن و معقولی را از تمام دانشآموزان چه عادی و چه دارای ناتوانی، دارد. ـ ارایهي آموزشهای مناسب برای حمایت و رشد تخصصی تمام کارکنان آموزشی جهت انجام فعالیتهایی در راستای آموزش و پرورش فراگیر دانشآموزان دارای ناتوانی. ـ برنامهریزی کلاسی برای تمام فعالیتهای مدرسه - حصول اطمینان از اینکه جایدهیهای مدرسهای و کلاسی متناسب با سن هستند. ـ باور تمام افراد در گیر و کارکنان آموزشی مسوول به اینکه مي توان به دانشآموزان دارای ناتوانی، به طور مناسبی در کلاسهای عادی خدمات آموزشی ارايه داد. واژههای کلیدی در آموزش فراگیر: دانشآموزان داراي ناتوانی1 این واژه برای کودکان یا دانشآموزانی به کار برده میشود که یک ناتوانی مشخص ذهنی، حسی، جسمی و عاطفی یا ترکیبی از آنها را دارند که به نوعی نیاز به آموزش ویژه را در آنها ایجاد کرده است. بدین معنا که دانشآموز با ناتوانی، به منابع یا حمایتی بیشتر از دانشآموزان عادی همسن خود نیاز دارند. توانبخشی مبتنی بر جامعه 2 این واژهی خدماتی، خدماتی را که در جامعه محلی یا خانه افراد ناتوان و نه در مراکز، بیمارستانها و موسسهها، برای آنها و خانوادههایشان فراهم میشوند در بر میگیرد. ممکن است کارگزاران آموزشدیده و متخصص یا داوطلب، خانواده را در محل سکونت، یا کودکان و خانوادهها را در مراکز منطقهای ملاقات کنند تا به آنها راهنمایی و پشتیبانی لازم را ارایه کنند. تجهیزات و وسایل کمکی3 هدف از تهیه و کاربرد این تجهیزات و وسایل، کاهش ناتوانیهایی است که از آسیبدیدگیها حاصل میشوند. نمونههای روشنی از این موارد سمعکها و ذرهبینها هستند، اما این تجهیزات و وسایل میتوانند شامل موارد زیر هم باشند: صندلیهای ویژه برای کمک به دانشآموزان در نشستن در پشت میز، صندلیها یا گاریهای چرخدار به منظور کمک به کودکان برای حرکت به اطراف یا چهارچوبهایی که کمک میکنند تا آنها سرپا بایستند. همچنین وسايل کمکی وجود دارند که به ایجاد ارتباط کمک میکنند. مانند: صفحههای دارای مجموعهای از تصویرها و نمودارهای شامل نمادهای متفاوت. نیازهای ویژه4 واژهای کلی و به نسبت بحثانگیز برای کودکانی است که به انواعی از کمک و مساعدت اضافی نیاز دارند. از آنجا که نیازهای آنان بسیار تغییرپذیر است، امکان ارایهي تعریف دقیقی از این نیازها وجود ندارد. آموزش ویژه5 بر اساس تعریف میتوان گفت که آموزش ویژه عبارت است از: تسهیلات آموزشیای که برای کودکان یک گروه سنی در نظر گرفته میشود و بدون در نظر گرفتن مکان قرار گرفتن آنها بیشتر یا متفاوت است. در این نوع آموزش، دانشآموزان براساس ناتواناییهایشان طبقهبندي شده و دانشآموزانی که جزو یکی از گروه های استثنایی تشخیص داده شوند، به مراکز خاصی معرفی شده و ضمن دریافت خدمات آموزشی و توانبخشی ویژه به تحصیل خواهند پرداخت. مدارس ویژه6 این مدارس به طور معمول برای کودکانی است كه آسیبدیدگی داشته یا ناتوانی ویژهای دارند. برای نمونه در بسیاری از کشورها مدارسی ویژه برای کودکان ناشنوا و کودکانی که دارای آسیبدیدگی بینایی یا ناتوانی عقلانی هستند، وجود دارد. واحدهای ویژه/ کلاسهای ویژه (کلاس ضمیمه)7 امکان دارد یک مدرسه عادی تعدادی از کلاسهای خود را به طور خاص برای کودکان دارای نیازهای ویژه اختصاص دهد. در نظام آموزشی کشور ما، این امکان با هدف تلفیق دانشآموزان دارای ناتوانی در مدارس عادی، تحت عنوان کلاس ضمیمه در نظر گرفته شده است. معلمان ویژه8 ما از این واژه برای اشاره به معلمانی استفاده میکنیم که در مدارس ویژه یا مدارس عادی کار میکنند و مسوولیت ویژهای در مورد کودکان دارای نیازهای ویژه بر عهده دارند. آموزش عادی از شروع9 آموزش عادی از شروع، واژهای است که در دهه 80 رواج یافته است. ادعای اصلی طراحان این امر مخالفت با مجزا بودن نظام آموزشی عمومی از آموزش ویژه بود. آنها عقیده داشتند که باید یک نظام آموزشی واحد ایجاد کرد و این نظام واحد باید بتواند به نیازهای تمام دانشآموزان پاسخ دهد. مدارس عادی10 این واژه شامل: مدارس پیشدبستانی، ابتدایی و متوسطه میشود؛ همچنین به گروهی از مدارس با عناوین «جریان اصلی» یا «جریان عمومی» گفته میشود تا آنها را از مدارس ویژه جدا سازند. فرهنگ مدرسه11 سنتها، باورها و تجربههای کاری یک مدرسه، فرهنگ مدرسه را تشکیل میدهند. واژههای معادل آن عبارتند از روحیهی آموزشگاهی یا ارزشهای آموزشگاهی. خودآموزی12 موادي آموزشی که برای خودآموزی خوانندگان و مطالعهي بدون استاد تهیه شدهاند. این مواد فقط برای خواندن تهیه نشدهاند، بلکه از خوانندگان انتظار میرود فعالیتهای ذکرشده در متن را انجام دهند. برنامهي درسی13 ما از این واژه با معنای تمامی تجربههای سازماندهیشدهای که مدارس برای کمک به یادگیری و رشد کودکان فراهم میآورند استفاده میکنیم. تنوع (گوناگونی)14 این واژه به معنای گوناگونی و تفاوتهایی است که در بین هر گروه از کودکان و بزرگسالان مشاهده میشود. راهبردهای تدریس15 فعالیتهایی که معلمان میتوانند در هنگام ارایهي درسها یا تعامل با کودکان به کار گیرند، تا به یادگیری آنها کمک کند. تلفیق یا یکپارچگی16 واژهای است که در اصل زمانی به کار میرود که کودکان دارای ناتوانیها در مدارس عادی حضور مییابند؛ مدارسی که برای برآوردن نیازهای کودکان تغییرات اندکی یافته باشند. آموزش تلفیقی( یکپارچه)17 در این شیوه، دانشآموزان استثنایی در مدارس عادی همراه با دانشآموزان عادی و با همکاری معلمان رابط که از سوی مدیریت آموزش و پرورش استثنایی تعیین میشوند، به تحصیل میپردازند. در این طرح دانشآموزی که برای تلفیق در نظر گرفته میشود، دانشآموزی است که با وجود محدودیتهای جسمی و حسی، از هوشبهر عادی برخوردار بوده و با استفاده از وسایل کمک توانبخشی و معلم رابط، قادر باشد تا در مدارس عادی به تحصیل بپردازد. معلم رابط (سیار)18 معلمی است که در کلاسهای تلفیقی خدمات آموزشی و توانبخشی ویژه را به دانشآموزان استثنایی ارایه میکند. ارجاع19 هنگامیکه فردی مانند معلم، دانشآموزی را نزد فردي متخصص مانند پزشک میفرستد، به این عمل «ارجاع» میگویند. ارجاعها را به طور معمول از طریق یک نامه با ذکر جزییات مختصر وضعیت دانشآموز و نگرانیهایی که در مورد او دارید به انجام برسانيد. معلم مرجع20 عضوی از گروه کارکنانی که دارای تجربه یا تحصیلات لازم بوده و برای ارایهي راهنمایی و کمک به سایر معلمان در دسترس هستند. عادی سازی21 عادیسازی به معنای وسیع آن شاملکلیهي رفتارها، خصایل، نقشها و ارزشهایی است که یک جامعه برای همهي افراد از جمله کودکان یا دانشآموزان دارای ناتوانی، لازم و ضروری قلمداد میکند. از این دیدگاه، عادیسازی یک مفهوم منحصر به فرد نیست، بلکه جریان انسان شدن است. پس عادیسازی یعنی فراهم کردن شرایط آموزشی، مسکن، اشتغال و تفریحات عادی و معمولی برای افراد دارای ناتوانی. قرار دادن در روند عادی جامعه22 واژهای است که معمولاً هنگامی که دانشآموزان دارای ناتوانی در آموزش عادی جایگزین میشوند، به کار میرود. در اکثر موارد این جایگزینی انتخابی نبوده و در واقع بر اساس تغییر نگرش یا به منظور کم کردن بار اقتصادی ناشی از تامین مالی آموزش ویژهای انجام میگیرد. بدین ترتیب که مسوولان آموزشی، دانشآموزان را با کمترین حمایت و در مواردی نیز بدون حمایت در آموزش عادی قرار دادهاند. فرض زیر بنایی قرار دادن در روند عادی جامعه این است که دانشآموزانی که دارای ناتوانی هستند باید دانش و مهارتهای لازم برای بهرهگیری از برنامههای درسی آموزش عادی را داشته باشند. محیط با کمترین محدودیت23 واژهای است که برای برنامهای به کار میرود که بر این اساس استوار است که کودکان و نوجوانانی که دارای ناتوانی هستند، باید تا حد ممکن و در صورت لزوم با دانشآموزان فاقد ناتوانی آموزش داده شوند و اولین انتخاب درباره جایگزینی این افراد، باید مربوط به قرار دادن آنها در شرایط عادی کلاس باشد. آموزش فراگیر24 این نوع آموزش میتواند کامل یا انتخابی باشد. هدف این آموزش جا دادن تمام دانشآموزان دارای ناتوانی در کلاسهای آموزش عادی است. بر اساس این برنامه، دانشآموزانی که دارای ناتوانی هستند، مانند سایر افراد عادی، به مدرسهای میروند که در همسایگی آنها است و آموزش را در کنار همکلاسیهای همسن خود دریافت میکنند. بنابراین در چنین برنامهای متخصصان آموزش و توانبخشی ویژه نقش حمایتی دارند. همچنين گسترش و افزایش روابط بین همسالان و تقویت رشد اجتماعی آنان بدون در نظر گرفتن توانایی و عملکرد هوش هر یک از آنها هدف اصلي اين برنامه است. به جایگزینی نسبی دانشآموزان دارای ناتوانی در کلاسهای آموزش عادی گفته میشود (یعنی بعضی از دانشآموزان در بعضی از مواقع). در این برنامه فرض بر این است که آموزش عمومی و جایگزینی دانشآموزان در درون آن برای تمامی دانشآموزانی که دارای ناتوانی هستند، مناسب نیست. بنابراین بعضی از دانشآموزانی که دارای ناتوانی هستند با این نوع از آموزش قادر خواهند بود تا حداقل بخشی از خدمات آموزشی خود را از آموزش ویژه کاركنان این آموزش دریافت کنند. فراگیرسازی کودکانی که به علت آسیبدیدگی، پیشینهی نژادی، زبان، فقر و مانند آن متفاوت ادراک میشوند را اغلب در جامعهی محلی و اجتماعی حذف میکنند یا به حاشیه میرانند. فرا گرفتن آنان به معنای تغییر نگرش و عملکرد افراد، سازمان ها و موسسهها به نحوی است که به شکل کامل و معادل بتوانند در زندگی جامعهي محلی و فرهنگ خود مشارکت کنند و در آنها سهیم شوند. جامعهي فراگیر، جامعهای است که در آن تفاوت، مورد توجه واقع میشود و جايي كه در آن با تبعيض و پيشداوري در اصول و اعمال به طور فعال مبارزه ميشود، ارزشمند است. منابع: - سعیدی. ابوالفضل. واژههای کلیدی درآموزش و پرورش فراگیر. مجله تعلیم و تربیت استثنایی. سال 1382 -کاکو جویباری. علی اصغر، هوسپیان. آلیس. مبانی فلسفی آموزش و پرورش فراگیر. تهران. 1381
|

من یک معلم هستم.در سال 88 بازنشسته شده ام.دوست دارم تجربه خودرا در مورد مسایل آموزشی به دیگران منتقل و از تجربه دیگران استفاده کنم.امیدوارم شما بازدید کننده محترم من را از راهنماییهای خود محروم ننمایید.قابل ذکر است کلیه مطالب و مقالات ارایه شده در این وبلاگ الزاما مورد تایید نمی باشدو مسوولیت آن به عهده نویسندگان آنها می باشد.استفاده ازمطالب اختصاصی وبلاگ با ذکرمنبع بلامانع است.مطالبی که در صفحه نخست مشاهده می کنید مطالبی است که روزانه به وبلاگ اضافه می گردد برای دیدن مطالب مورد نظر به