خراسان - مورخ چهارشنبه 1389/09/03 شماره انتشار 17707
نويسنده: عظيمي مروي
 
بچه هايي که در محيط امن خانواده بزرگ و تکريم مي شوند، آسيب پذير نخواهند بود

شايد تاکنون بارها درباره حال و هواي دوران کودکي و خاطرات آن انديشيده باشيد. اگر مي توانستيم دوران کودکي را با همان ويژگي هاي خاص با خود به دوران بزرگسالي بياوريم شايد بهتر مي توانستيم کودکان را درک کنيم.هر آن چه در کودکي توقع داشتيم فضايي براي بازي کردن و داشتن چند همبازي و اسباب بازي هاي به جا مانده از خواهر و برادر بزرگ تر و محيطي امن و آرام براي کشف دنياهاي جديد و تجربه هاي نو بود.

اما امروز کودکان ما چه مي خواهند؟ آن ها متعلق به فردا هستند، فردايي که با ديروز ما از زمين تا آسمان تفاوت دارد. اما آن چه هيچ تغييري نکرده ارتباط عاطفي با فرزندان است که در هيچ دوره اي دستخوش تغيير نمي شود. همه ما به محبت و عاطفه نياز داريم و از کودکي تا از محبت و عاطفه مادري سيراب نشويم نمي توانيم رشد متعادل را تجربه کنيم. کودک فقط در يک خانواده امن و پناهگاه مطمئن است که مي تواند به حداکثر رشد ذهني و جسمي برسد. کارشناسان تاکيد مي کنند ارتباط عاطفي والدين با فرزندان از بسياري از مشکلات رفتاري، اختلالات رواني و اضطرابي و آسيب هاي اجتماعي پيش گيري مي کند. چنان که دکتر غلام علي افروز رئيس سازمان نظام روان شناسي ايران تاکيد مي کند، از آن جا که کنترل کودکان و نوجوانان در عصر حاضر در تمامي ساعات شبانه روز که پدر و مادر درگير هستند و گاه هر دو شاغل اند امکان پذير نيست، ارتباط عاطفي با فرزندان بايد به اوج برسد و پدر و مادر محبوب بچه ها شوند. به گزارش فارس وي ادامه مي دهد: براي اين کار بايد پدر، مادر را محبوب فرزندان و مادر، پدر را براي بچه محبوب کند. اگر اين وابستگي امن ايجاد شود و والدين محبوب فرزند شوند ديگر لازم نيست حرفي زده شود و ناخودآگاه بيشترين ارتباط کلامي را با فرزند، پدر و مادر خواهند داشت. مقدمه مصونيت عاطفي، دلبستگي عاطفي فرزند به پدر و مادر است به عنوان نمونه خانم به فرزند بگويد پدرت بهترين باباي دنياست و آقا نيز بگويد مادرت بهترين مادر دنياست.

اما اگر زن و شوهر با هم با زبان تحقير و تهديد صحبت کنند، فرزند به هيچ يک دل نمي بندد و در نهايت به کسي دل مي بندد که بيرون از خانواده است.وي اضافه مي کند: بچه هايي که در محيط امن خانواده بزرگ و تکريم مي شوند، آسيب پذير نخواهند بود، چرا که اميرالمومنين (ع) مي فرمايد: هرکس شخصيت خويش را شريف بدارد، از گناهان و لغزش ها مصون مي ماند.

بنابراين والدين بايد هوشيار باشند و بدانند که طرز رفتارشان با بچه ها و با يکديگر تاثير مستقيمي روي شخصيت فرزندان و وابستگي  عاطفي اعضاي خانواده با يکديگر دارد. به گفته کارشناسان بچه ها بايد ياد بگيرند که احساسات خود را بيان کنند و اين کار ميسر نيست مگر اين که والدين خود قادر باشند احساسات خود را بروز دهند. دکتر علي اصغر اصغرنژاد فريد روان پزشک و عضو انستيتوي روان پزشکي تهران در اين باره به خراسان مي گويد: واقعيت اين است که در ميان گذاشتن احساسات با ديگران باعث افزايش روحيه در افراد و احساس نزديکي به ديگران مي شود. والدين بايد قادر باشند احساسات خود را واضح و شفاف بيان کنند و به اين طريق الگوي مناسبي در اختيار فرزندان خود قرار دهند. زماني که سعي مي کنيم احساسات خود را بروز دهيم، در واقع آن چه رخ داده است را بازگو مي کنيم و درباره احساسي که داشته ايم تفکر مي کنيم.احساسي که از گفتن جملاتي که بر زبان مي آوريم، به ما دست مي دهد ، بسيار مهم است.

اين احساسات خوب يا بد در ذهن ما قفل مي شود و اگر آن را بيرون بريزيم بهتر موفق مي شويم که آن را مهار کنيم.

واقعيت اين است که در بسياري از موارد والدين بر خلاف تصور خود قادر به درک احساسات کودکشان نيستند. ناديده گرفتن مکرر احساس کودکان فقط باعث بروز خشم شديد در آن ها خواهد شد. بنابراين اولين قدم براي درک کودکان اين است که به آن ها خوب گوش کنيد، البته نه در هنگام تماشاي تلويزيون يا انجام هر کار ديگري؛ بايد با برقراري تماس چشمي، تمام توجه خود را به کودک معطوف کنيد. اين کار باعث مي شود او بفهمد احساسش براي والدين مهم است. سپس سعي کنيد احساسات او را تکرار کنيد مثلا بگوييد «مي دانم که خيلي سخت است که مورد سوال قرار بگيري» بيان اين گونه جملات باعث مي شود او در افکار و احساسات خود غوطه ور شود و احتمالا به راه حل هاي بهتري فکر کند.

يک اقدام مهم ديگروالدين اين است که احساسات او را نام گذاري کنند، به جاي انکار يک احساس مثل خشم، به او بگوييد که الان ناراحت و خشمگين است، زيرا در بازي باخته است. اما اين احساس طبيعي است و همه انسان ها گاهي خشم را تجربه مي کنند. وقتي به او اصرار کنيد که نبايد خشمگين شود، او فقط احساس ناراحتي عميق تري را تجربه مي کند اما وقتي احساس خود را از زبان والدين مي شنود، آسوده خاطر مي شود زيرا پدر يا مادر احساس دروني او را درک کرده است.دکتر اصغرنژاد ادامه مي دهد: وجود يک رابطه عاطفي با فرزندان براي محبوب شدن والدين ضروري است. بچه ها وقتي به اصطلاح به حرف والدين گوش مي کنند که يا آن ها را دوست داشته باشند يا از آن ها بترسند و يا براي آن ها احترام قائل باشند. احترام در واقع تلفيقي از ترسيدن و دوست داشتن است و بهترين شيوه براي برخورد است. وقتي والدين رابطه عاطفي صحيحي با کودک داشته باشند، طبيعي است که واکنش کودک هم عاطفي و مثبت باشد.

اين روان پزشک ادامه مي دهد: توجه بدون شرط و بي دريغ همراه با عشق و محبت بسيار کمک کننده است. تاکيد مي کنيم بدون شرط زيرا بچه بايد بداند او را براي خودش دوست داريم نه براي کاري که براي ما انجام مي دهد. اين شيوه برخورد بايد رويه ثابت و هميشگي والدين باشد. آن ها بايد در شيوه هاي تربيتي و نحوه برخورد با کودک توافق داشته باشند.

همچنين متناسب با سن کودک، بايد او را در انجام کارهاي منزل مشارکت داد و همراهي کرد تا او احساس کند در تصميماتي که گرفته مي شود نقش دارد.

وي تاکيد مي کند: نبايد فراموش کرد که ابراز احساس و عشق و محبت يک مهارت است که بايد آموزش داده شود. در بسياري از موارد والدين بلد نيستند ابراز احساسات کنند، کسي را که دوست دارند خوشحال کنند، مانع بروز ناراحتي در او شوند و حتي در رابطه با همسر خود نمي توانند احساسات شان را به تمامي ابراز کنند. بنابراين والدين قبل از بچه دار شدن بايد يک سري مهارت ها را آموزش ببينند تا بتوانند در برقراري وابستگي عاطفي به کودک خود موفق باشند.