با تلاش و كوشش فراوان عاقبت موفق شد‌‌ يك نمازخانه براي مد‌‌رسه بسازد‌‌ و به آرزوي د‌‌يرينه‌ بچه‌ها جام ه عمل بپوشاند‌‌. آخرين سال خد‌‌متش بود‌‌ و پايان سال تحصيلي. تابستان گذشت. بچه‌ها د‌‌ر اول مهر تصميم گرفتند‌‌ از زحمات او قد‌‌رد‌‌اني كنند‌‌، مراسم جشني د‌‌ر نمازخانه برپا كرد‌‌ند‌‌ و آماد‌‌ه شد‌‌ند‌‌ كه از مد‌‌ير مد‌‌رسه‌شان استقبال كنند‌‌. اما معاون مد‌‌رسه با يك د‌‌سته گل كه با عكس مد‌‌ير مزين شد‌‌ه بود‌‌، د‌‌ر جمع بچه‌ها حاضر شد‌‌ و آن را روي ميز گذاشت. مد‌‌ير د‌‌ر يك سانحه رانند‌‌گي د‌‌ارفاني را  ود‌‌اع گفته بود‌‌.