نظام تعليم و تربيت و پرورش افراد خلاق- بخش دوم و پاياني
انشاء در دوره ابتدايي از جمله درسهايي است كه با خلاقيت رابطه بسيار نزديكي دارد. انشاء فرصتي را براي خوب انديشيدن براي دانشآموزان فراهم ميكند. جامعهاي ميتواند متفكر باشد كه كودكان و نسل جوان آن خوب نوشتن را به خوبي آموخته باشند. بدون شك يكي از دروسي كه ميتواند زمينه خلاقيت را در كودكان ايجاد كند، درس انشاء است كه بايد درآموزش آن تحولي ژرف و گسترده صورت گيرد. انشاء در لغت به معني آفريدن و ايجاد كردن است و اين معني خود گوياي آن است كه درس انشاء ميتواند دانشآموز را به كنجكاوي و جستجو وادارد. دانشآموز از طريق درس انشاء ميتواند مشاهدات، تجربهها، افكار، احساسات و عواطف خود را بيان كند و بنويسد و همه چيزهايي را كه در ذهن خود دارد اعم از واقعيات عيني و ذهني و يا مسائل و موضوعاتي كه فقط جنبه تخيلي دارند بر روي كاغذ منتقل كند تا بتواند ديگران را از منظور و هدف خود آگاه نمايد. درس انشاء حس كنجكاوي و جستجوگر دانشآموز را تحريك ميكند چون وقتي دانشآموز ميخواهد انشاء بنويسد مجبور است كه اطلاعاتي را در مورد موضوع مورد نظر جمعآوري كند و همين كار باعث ميشود كه پرسشهايي در ذهن او ايجاد شود و براي يافتن پاسخ پرسشها خود بخود به جستجو و تفكر ميپردازد. دانشآموز به وسيله نوشتن انشاء افكار و انديشههاي خود را بيان ميكند و به نوآوري و خلاقيت ميپردازد. به گفته «اسبورن» با نوشتن ميتوان به نحو بارزي قدرت تصور را پرورش داد. تحقيقات علمي، روان بودن در نوشتن را به عنوان يك شاخص اساسي استعداد و خلاقيت ارزيابي كرده است.
در درس انشاء اين فرصت براي دانشآموز به وجود ميآيد كه بتواند تواناييها و استعدادهاي خود را نشان دهد، وقتي كه دانشآموز انشاء مينويسد افكار و انديشههاي خود را آشكار ميسازد و تفكرات او بيانگر چگونگي استعدادش است، بنابراين از طريق درس انشاء ميتوان استعدادها و تواناييهاي دانشآموزان را شناسايي كرد و آنها را در جهت صحيح هدايت نمود و همچنين وقتي كه دانشآموز درباره يك موضوع انشاء مينويسد بايد بتواند اطلاعات و تجارب مختلف را بطور مرتب و منظم با هم تركيب كند و اين تركيب كردن خود نيازمند نوعي تفكر و خلاقيت است كه دانشآموز در نگارش خود به كار ميبرد. اگر معلم بخواهد كلاس انشاء را به محل پرورش انديشههاي اصيل تبديل كند، بايد در كلاس خود فضاي مناسبي براي بحث و گفتوگو بوجود آورد تادانشآموزان تشويق شوند كه در مورد نوشتههاي خود اظهار نظر كنند. البته بايد محيط كلاس طوري باشد كه اگر شاگردان اظهارنظر نادرستي كردند، مورد تمسخر واقع نشوند. معلم ميتواند حرفها، پيشنهادها و انتقادهاي اندك دانشآموزان را در كلسا مطرح كند و آن را بسط و توسعه دهد كه آنها هم تشويق شوند و هم بياموزند كه چگونه ميتواند افكار اوليه را گسترش داد.
منابع:
1ـ حداد عادل، غلامعلي (1381): «جايگاه تفكر در برنامهريزي درسي» در «ملكي، حسن» برنامه درسي و پرورش تفكر، انتشارات انجمن اولياء و مربيان: تهران، ص 182 ـ 169.
2ـ حسيني، افضلالسادات (1381): «نقش معلم در رشد خلاقيت دانشآموز» در «ملكي حسن» برنامه درسي و پرورش تفكر، انتشارات انجمن اولياء و مربيان: تهران، ص 306ـ 218.
3ـ شعاري نژاد، علي اكبر (1364): «روانشناسي رشد»، چاپ پنجم، انتشارات اطلاعات، تهران.
4ـ شعباني وركي، بختيار (1370): «تاملي در سه رهيافت تفكر» خلاصه مقالات سمپوزيوم جايگاه تربيت درآموزش و پرورش ابتدايي، ص 517 ـ 500.
5ـ شهرآراي، مهرناز (1369): «به سوي تعليم و تربيت خلاق» مجله دانشمند، شماره 326، ص 50ـ44.
6ـ لفرانسوا، گاي.آر (1380): روانشناسي براي معلمان، ترجمه هادي فرجامي، انتشارات آستان قدس رضوي: مشهد.
7ـ مرادي عباسآبادي، فريبا (1381) «چگونه ميتوان معلمي آفريننده بود؟»، مجله پيوند، شماره 279، ص 49ـ46.
8ـ مفيدي، فرخنده، (1372): آموزش و پرورش پيشدبستاني و دبستان، چاپ دوم، پيام نور، تهران.
9ـ كول، وينتا (1379): برنامه آموزش و پرورش قبل از دبستان، ترجمه فرخنده مفيدي، چاپ چهارم، سمت: تهران-
قسمت اول
page11
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۹ ساعت توسط وحیده وحدتی
|
من یک معلم هستم.در سال 88 بازنشسته شده ام.دوست دارم تجربه خودرا در مورد مسایل آموزشی به دیگران منتقل و از تجربه دیگران استفاده کنم.امیدوارم شما بازدید کننده محترم من را از راهنماییهای خود محروم ننمایید.قابل ذکر است کلیه مطالب و مقالات ارایه شده در این وبلاگ الزاما مورد تایید نمی باشدو مسوولیت آن به عهده نویسندگان آنها می باشد.استفاده ازمطالب اختصاصی وبلاگ با ذکرمنبع بلامانع است.مطالبی که در صفحه نخست مشاهده می کنید مطالبی است که روزانه به وبلاگ اضافه می گردد برای دیدن مطالب مورد نظر به